بسیاری به سراغ فیلمنامه‌های اقتباسی رفتن را یک ریسک بزرگ می‌دانند

سایه سنگین نویسنده

نگاهی به فیلم‌هایی مثل دوازده سال بردگی به کارگردانی استیو مک‌کوئین که براساس رمان خاطرات «سولومون نورتاب» نوشته شده و امسال توانست جایزه اسکار بگیرد، نشان می‌دهد بسیاری از فیلم‌هایی که مورد استقبال قرار می‌گیرند، اقتباسی هستند، اما در اینجا کمتر فیلمسازی ریسک رفتن سراغ یک اثر ادبی و ساختن فیلمی براساس داستان آن را می‌پذیرد. آنهایی هم که به سراغ فیلمنامه‌های اقتباسی می‌روند آن را پروسه‌ای چالش‌برانگیز می‌دانند و اگر پای درددل آنها بنشینید، ساختن یک کار غیراقتباسی را راحت‌تر می‌دانند.
کد خبر: ۶۵۱۰۳۳

به گفته بیشتر کارگردانان و نویسندگانی که سراغ داستان‌های ادبی نمی‌روند، در طول نگارش فیلمنامه اقتباسی، سایه سنگین نویسنده اثر روی آنها و کارشان حضور دارد و در تمام مراحل نگارش، تحت تاثیر نویسنده و دیدگاه‌های او هستند. بعضی وقت‌ها نویسنده اثر اجازه دخل و تصرف در نوشته‌اش را به سازندگان فیلم سینمایی می‌دهد و مانعی در راه تولید نسخه سینمایی کار خود ایجاد نمی‌کند، اما گاهی عکس آن هم اتفاق می‌افتد. برای مثال «جی.کی. رولینگ» به این شرط اجازه تولید فیلم‌های هری پاتر را به خریداران امتیاز سینمایی مجموعه کتاب پرخواننده هری پاتری داد که بتواند کنترل کامل روی تولید نسخه‌های سینمایی کتاب‌هایش داشته باشد، در نتیجه تهیه‌کنندگان فیلم‌ها باید به دلیل حضور نویسنده اصلی کتاب‌هایی که تبدیل به کارهای سینمایی می‌شوند، هزینه‌ای اضافه را متقبل شوند.

منتقدان سینمایی روی این نکته تاکید می‌کنند که بین خوانندگان یک کتاب و فیلمنامه‌نویسانی که کتاب را به یک فیلمنامه تلویزیونی یا سینمایی تبدیل می‌کنند باید رابطه‌ای تنگاتنگ وجود داشته باشد وگرنه تولید یک اثر سینمایی یا تلویزیونی از روی آن اثر، کاری بیهوده است که توجهی را هم جلب نمی‌کند.

بسیاری از رمان‌های مشهور و محبوب پس از آن که تبدیل به فیلم‌های سینمایی یا نسخه تلویزیونی شده‌اند، نتوانسته‌اند انتظارات و خواسته‌های مردم عادی و خوانندگان این رمان‌ها را برآورده کنند. برای مثال می‌توان از فیلم‌هایی مثل رمز داوینچی و جادوگران ایست ویک نام برد که برخلاف محبوبیت زیاد نتوانستند روی پرده سینما موفقیتی چه از نظر مادی و چه معنوی کسب کنند، مگر این که سال‌ها از نمایش عمومی این فیلم‌ها گذشته باشد. مثل فیلم‌های جادوگر شهر اوز یا فیلم بر باد رفته.

بعضی وقت‌ها هم تماشاگران سینما کتاب‌هایی را که فیلم‌ها براساس آنها ساخته شده‌اند، خوانده‌اند اما از تغییراتی که فیلمنامه‌نویسان در مضمون قصه انجام داده‌اند، ناراضی هستند. بیشتر آنها اثر سینمایی را خشک و بی‌روح می‌دانند که به اندازه خود کتاب ملموس و باورپذیر نیست یا کارگردان و نویسنده با دخل و تصرفی که در آن صورت داده آن را تبدیل به اثر دیگری کرده است که فقط نام آن کتاب را یدک می‌کشد.

در همین زمینه، بسیاری از دوستداران نوشته‌های جین آستین، نویسنده انگلیسی پس از تماشای فیلم غرور و تعصب با بازی کایرا نایتلی، نسبت به اقتباس سینمایی آن، عکس‌العمل منفی نشان دادند که در نتیجه فروش آن نیز خیلی پایین بود و به شکست تجاری فیلم منتهی شد و به سرعت از یادها رفت.

نوشته‌ای که در جای دیگر جواب می‌دهد و بخوبی جا می‌افتد، شاید برگردان سینمایی خوبی نداشته باشد و نتوان آن را به یک فیلم خوب تبدیل کرد. به همین دلیل هم فیلمنامه اقتباسی همیشه حکم یک کار خطرناک را دارد. در حقیقت تفسیر سینمایی یا تلویزیونی که از قصه یک رمان ارائه می‌شود، ارزش حیاتی و تعیین‌کننده دارد، اما برعکس دیگر جاهای دنیا بیشتر فیلمنامه‌های اقتباسی در اینجا نه‌فقط با استقبال مخاطب روبه‌رو می‌شوند بلکه موفقیت تجاری را هم به‌دست می‌آورند.

سحر مظفری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها