در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
ویژگی استتار یا رنگ مرموز، دفاع یا تاکتیکی است که موجودات زنده برای پنهان کردن خود و معمولا برای همرنگ شدن با محیط اطراف خود استفاده میکنند. موجودات زنده از استتار برای مخفی کردن موقعیت، هویت و حرکت خود استفاده میکنند. این ویژگی به طعمهها اجازه میدهد از شکارگران مخفی بمانند و به شکارگران اجازه میدهد به صورت مخفی به سمت شکار خود حرکت کنند.
استتار گونهها به فاکتورهای مختلفی بستگی دارد. یکی از فاکتورهای بسیار مهم، ویژگیهای فیزیکی موجودات زنده است. مثلا جانورانی که شنا میکنند استتار متفاوتی از جانورانی که روی درختان زندگی میکنند، دارند. همچنین جانورانی که خز دارند تاکتیکهای استتار متفاوتی از جانورانی که فلس یا پر دارند، خواهند داشت.
پر و فلس میریزد و به طور منظم و سریع تغییر میکند، در حالی که خز، هفتهها و ماهها برای رشد زمان میبرد. جانورانی که خز دارند معمولا به صورت فصلی تغییر میکنند. مثلا روباه قطبی در زمستان سفید و در تابستان قهوهای رنگ است.
رفتارهای گونهها نیز در ویژگی استتار اهمیت دارد. جانورانی که گروهی زندگی میکنند نسبت به جانورانی که تکزی هستند رفتارهای متفاوتی نشان میدهند. به عنوان مثال، گورخرها که جانورانی اجتماعی هستند و در گله زندگی و مهاجرت میکنند، وقتی کنار هم جمع میشوند، تشخیص آنها از یکدیگر تقریبا غیرممکن است و برای جانور شکارچی مانند شیر بسیار مشکل است تا یکی از آنها را برای شکار انتخاب کند.
استتار گونهها تحتتاثیر رفتار یا ویژگیهای جانور شکارگر نیز قرار میگیرد. مثلا اگر شکارگر کوررنگی داشته باشد، طعمهها نیازی ندارند خود را با محیط اطراف هماهنگ کنند.
شیر به عنوان شکارچی اصلی گورخرها کوررنگی دارد و به همین دلیل استتار سیاه و سفید گورخر نیازی ندارد با زیستگاه آفریقای مرکزی یکی باشد.
محیط زندگی جانوران نیز یکی از عوامل مهم در شکل استتار است. سادهترین تکنیک استتار برای جانور این است که با محیط اطراف خود هماهنگ باشد. در این حالت عناصر مختلف زیستگاه طبیعی به عنوان مدلی برای استتار پدیدار میشود. برای بسیاری از جانوران همرنگ طبیعت شدن قابل اجراترین رویکرد استتار است. اینگونه استتار در همهجا قابل رویت است. گوزن، سنجاب، پلنگ و بسیاری از گونههای دیگر، قهوهای رنگ هستند که به رنگ قهوهای درختان و خاک شباهت نزدیکی دارد.
کوسهها، دلفینها و بسیاری دیگر از موجودات دریایی، رنگ آبی مایل به خاکستری دارند که کمک میکند با نور ملایم زیر آب همرنگ شوند.
یکی از بزرگترین تغییرات در محیط اطراف یک جانور با تغییر فصل رخ میدهد. در فصل بهار و زمستان، زیستگاه پستانداران پر از رنگ سبز و قهوهای است، اما در فصل پاییز و زمستان همه چیز با برف پوشیده شده است. در حالی که رنگ قهوهای جانور، مناسب فصل تابستان و محیط چوبی آن است، همین رنگ، جانور را در محیطی با پسزمینه سفید به یک هدف آسان تبدیل میکند. بسیاری از پرندگان و جانوران با تولید رنگهای مختلف خز و پر، با این موضوع در زمانهای متفاوت سال سازگاری پیدا کردند.
فاکتورهای محیط زیستی و رفتاری موجب استفاده از تاکتیکهای استتاری بسیار متنوعی میشود. بعضی از این تاکتیکها مانند «هماهنگی با محیط اطراف» و «رنگ مخرب» از فرمهای تقلید هستند. تقلید زمانی اتفاق میافتد که موجودات زنده شبیه یک شیء یا موجودی دیگر میشوند یا مانند یک شیء یا موجودی دیگر رفتار میکنند. در تاکتیک رنگ مخرب، هویت و موقعیت گونهها از طریق الگوی رنگ تغییر میکند. این فرم مخرب دیداری موجب میشود شکارگر متوجه موجودی که به آن نگاه میکند، نشود. بسیاری از پروانهها، الگوهای دایرهای در قسمت بالایی بال خود دارند. این الگوها که به نقطههای چشمی معروف هستند شبیه چشم جانورانی بزرگتر از پروانهها، مانند جغدها هستند. نقطههای چشمی، شکارگرانی مانند پرندهها را گمراه میکند و آنها را از قسمت نرم و آسیبپذیر پروانه گمراه میکنند.
گونههایی از جانوران از تاکتیکهای رنگآمیزی که هویت آنها را به جای مخفی کردن بیشتر برجسته میکند، بهره میبرند. این نوع استتار «رنگآمیزی هشداردهنده» نامیده میشود. رنگآمیزی هشداردهنده، شکارگران را از سم موجودات دیگر یا ویژگی خطرناک آنها آگاه میکند. مثلا پروانه ملکه که الگوی بال آن راهراه نارنجی، سیاه و سفید است، برای بعضی پرندهها سمی است. این سم آنها را نمیکشد؛ ولی موجب استفراغ پرندهها میشود. رنگ این پروانه به پرندهها هشدار میدهد که بعد از خوردن پروانه دل درد در انتظار آنهاست.
گونههای جانوری از طریق دو سازوکار اولیه قادر به خود استتاری هستند؛ رنگدانهها و ساختار فیزیکی. بعضی از گونهها، رنگدانههای میکروسکوپی طبیعی دارند که طول موج مشخصی از نور را جذب و منعکس میکند. این گونهها در واقع برای تغییر رنگ ظاهر شدهاند.
به عنوان مثال بسیاری از گونههای هشت پا رنگدانههای میکروسکوپی متنوعی دارند که به آنها اجازه میدهد رنگ، الگو و شفافیت پوست خود را تغییر دهند. هشت پا در زمان خطر، خود استتاری میکند. آفتابپرست رنگ خود را برای برقراری ارتباط تغییر میدهد. هنگامی که آفتابپرست تهدید میشود، رنگ خود را برای همرنگ شدن با طبیعت تغییر نمیدهد. بلکه برای نزدیک بودن خطر به دیگر آفتابپرستان هشدار میدهد.
گونههای دیگر دارای ساختار فیزیکی میکروسکوپی هستند و همچون منشور عمل میکنند. به این ترتیب نور برای تولید رنگ متفاوت از پوست، بازتاب و پراکنده میشود. به عنوان مثال خرس قطبی پوست سیاه دارد. خز شفاف آن، نور آفتاب را بازتاب میکند و برف این زیستگاه موجب میشود خرس به رنگ سفید پدیدار شود.
بعضی فرمهای استتار بر مبنای رنگآمیزی نیست، بلکه گونهها مواد طبیعی را به منظور پنهان شدن از شکار و شکارچیان به بدن خود جذب یا متصل میکنند.
به عنوان مثال، بسیاری از انواع عنکبوتهای صحرایی در سوراخهای شنی زندگی میکنند. آنها شن را برای همرنگ شدن با طبیعت به بالای بدن خود میچسبانند.
گونههای دیگر استتار بویایی را برای پنهان شدن از شکار با پوشش بوی خود یا پوشاندن خود با بوی گونههای دیگر نشان میدهند. به عنوان مثال سنجاب زمینی کالیفرنیا، پوست مار زنگی را میجود و تف میکند، سپس خمیر را به دم خود میزند. در این حالت سنجاب زمینی بویی مانند شکارگر اصلی خود دارد. مار زنگی که بو و گرمای بدن را حس میکند در مورد حمله به یک مار سمی دیگر مردد میشود.
در مناطق مختلف سراسر جهان، انواع متنوعی از عناصر اساسی استتار دیده میشود. همانطور که گونههای مختلف جانوری تکامل پیدا میکنند، آنها بیشتر با محیط سازگار میشوند. این نوع سازگاری ابزار موثرتری برای بقای جانوران به جای سلاحهای خشن دفاعی مانند دندان، چنگال و منقار است؛ بنابراین نادیده گرفته شدن از سوی شکارگر، نسبت به مبارزه با آن ترجیح داده میشود.
شادی توکلیمهر
کارشناس ارشد برنامهریزی مدیریت و آموزش محیط زیست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: