ماجراجویی های کیانوری

به طور کلی کیانوری به عنوان ماجراجوترین عضو کمیته مرکزی حزب توده شناخته شده است. وی متهم به برنامه ریزی و هدایت چندین تصفیه فیزیکی درون سازمانی و ترورهای برون سازمانی است.
کد خبر: ۶۵۰۳۲

این اقدامات به نوشته دکتر کشاورز عبارتند از :
« 1-قتل احمد دهقان مدیر تهران مصور، 2-قتل محمد مسعود مدیر روزنامه مرد امروز که در ایران بسیار محبوب بود زیرا به دربارشاه حمله می کرد، 3-تشکیل کمیته ترور از بعضی از افراد حزب و مخفیانه 4-شرکت کیانوری با واسطه در جریان تیراندازی به شاه 5-قتل چند تن از افراد ساده و غیرمسئول حزب 6-قتل حسام لنکرانی یکی از اعضائ باوفا و فداکار حزب ... 7-ایجاد قیام افسران خراسان که اعضاء سازمان افسری بودند... 8-ایجاد انفجار در ناو ببر 9-ایجاد انفجار در هواپیما در قلعه مرغی.» (همان منبع ، صص 45-46)

واقعه 15 بهمن
1327البته کیانوری در خاطرات خود منکر مشارکت در این گونه اقدامات و ترورها شده است و اتهامات مزبور را بکلی رد می کند.
ما نیز در اینجا مجال پرداختن به یکایک این موارد را نداریم و لذا صرفا به بررسی ماجرای تیراندازی به طرف شاه در 15بهمن 1327می پردازیم.
در مورد این حادثه انگشت اتهام ، بیشتر رو به سوی کیانوری قرار دارد و ملامتها و سرزنشهای زیادی نیز بدین لحاظ متوجه او گردیده است ؛ زیرا اعتقاد براین است که در آن شرایط، حزب توده هیچ نیازی به این نداشت که گام در چنین مسیری بگذارد و اساسا هیچ تصمیم داخلی یا دستور و توصیه خارجی نیز برای اقدام به این عمل خطرناک وجود نداشت ، اما کیانوری صرفا بر اساس روحیات و تصمیمات ماجراجویانه شخصی ، با دست یازیدن به این اقدام خطرناک ، حزب را در مسیری ناخواسته و دشوار قرار داد.
آنچه موجب شده تا کیانوری در شکل دادن به واقعه مزبور بشدت مورد سوئظن واقع شود، ارتباط وی با ناصر فخرآرایی و اطلاع از قصد وی مبنی بر ترور شاه ، اصرار کیانوری برای برگزاری مراسم بزرگداشت تقی ارانی در 15بهمن به جای 14 بهمن و نهایتا عزیمت پیش بینی نشده وی به تهران در اثنای مراسم مزبور است که گفته می شود به منظور نظارت بر کار فخرآرایی صورت گرفته است.
کیانوری در مورد این مسائل چنین توضیح می دهد: «من از موضوع ترور در این تاریخ اصلا اطلاع نداشتم. هی می گویند که آقا تو چرا پیشنهاد کردی که به جای پنجشنبه 14 بهمن ، که سالروز ارانی بود، جمعه 15 بهمن سر قبر ارانی برویم!
ما هر سال ، برای این که کارگران و دانشجویان و کارمندان بتوانند در تظاهرات شرکت کنند، تظاهرات 14بهمن را در جمعه بعد یا قبل برگزار می کردیم. این هیچ چیز غیرعادی نبود.
بعضی ایرادهای بچگانه می گیرند که تو در موقع میتینگ به خانه رفتی و دوربین عکاسی آوردی! (سوار موتور سیکلت یکی از بچه های حزبی شدم و رفتم به خانه و برای عکسبرداری دوربین را آوردم.)» (ص184)
اگرچه می توان با رجوع به سوابق برگزاری مراسم بزرگداشت دکتر ارانی در سالهای قبل براحتی میزان صحت و سقم ادعای کیانوری را مبنی بر رویه بودن برگزاری این مراسم در روز جمعه دریافت ، اما به هر حال سوالی که در اینجا به ذهن متبادر می شود این است که اگر واقعا این مسئله یک سنت و رویه بوده است ، در آن سال نیز می بایست طبق معمول کمیته مرکزی حزب روز برگزاری مراسم را جمعه قبل یا بعد از 14 بهمن قرار می داد و اساسا دیگر نیازی به پیشنهاد و اصرار کیانوری در این زمینه وجود نمی داشت.
بنابراین اگر کیانوری و فقط کیانوری بر این مسئله پای می فشارد، این مسئله می تواند حاکی از آن باشد که دیگران اصرار بر برگزاری مراسم در همان روز 14 بهمن داشته اند و اگر چنین اصراری بوده لذا می توان تصور کرد که رویه و عرف مورد ادعای کیانوری ، وجود نداشته است!
اما بخش دیگر صحبت کیانوری مبنی بر این که وی به منظور آوردن دوربین عکاسی و عکسبرداری از مراسم به تهران رفته و بازگشته ، بیش از ادعای نخست وی شک برانگیز است ؛ چراکه حزب توده از ابتدای فعالیتش دارای مطبوعات و نشریات خاص خود بود و لذا پرواضح است که خبرنگاران و عکاسان مطبوعات وابسته به این حزب ، از پیش آمادگیهای لازم را برای تهیه خبر و گزارش و عکس از این مراسم دارا بوده اند.
از طرفی اگر فرض را بر این بگیریم که در میان کل جمعیت حاضر در آن مراسم ، حتی یک دوربین عکاسی هم وجود نداشته است ، آیا می توان پذیرفت وظیفه رفتن به تهران و آوردن دوربین عکاسی برعهده یک عضو کمیته مرکزی حزب قرار داشته باشد؛
آیا دیگرانی که بتوانند سوار موتور شوند و به تهران بروند و با یک دوربین عکاسی بازگردند، در آنجا حضور نداشته اند؛!
بنابراین مجموع اظهارات کیانوری در مورد رفتارها و عملکردهای وی در روز 15بهمن 1327به هیچ وجه قانع کننده نیست. حال اگر چنین بپنداریم که کیانوری در ماجرای مزبور دخیل بوده است نخستین نکته ای که به ذهن می رسد آن است که وی بی تردید خودسرانه و بدون داشتن دستور از طرف رفقای شوروی ، دست به چنین کار خطیری نمی زده است.
در همین حال ، انگیزه مناسب را برای طراحی این اقدام از سوی روسها می توان حدس زد و آن انتقام گیری از شاه به خاطر فریبکاری و بدقولی در اعطای امتیاز نفت شمال و در مقابل نفوذ روزافزون انگلیس در بهره برداری از منابع نفتی ایران و کسب عواید بسیار از قراردادهای گوناگون بوده است.
به این ترتیب می توان این گمانه را در نظر داشت که رهبران شوروی با بهره گیری از یک عامل مطمئن خود، دست به قماری زدند که در صورت پیروزی در آن ، حداقل دستاورد برای آنها ضرب شصت نشان دادن به کسانی بود که بخواهند آنها را سر دوانیده و بازی دهند.
روسها در این بازی تنها به اندازه چند سانتیمتر با پیروزی فاصله داشتند، ولی تقدیر چیز دیگری بود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها