در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در گفتوگو با دکتر سعید خراطها، آسیبشناس اجتماعی به بررسی انواع جرایم خانگی، علل و ریشههای آن و راههای پیشگیری پرداختهایم.
اصولا چه جرایمی در چهار دیواری خانهها اتفاق میافتد و میتوان از آنها به عنوان جرایم خانگی نام برد؟
محیط و فضای جرم یکی از بخشهایی است که در دستهبندی جرایم اهمیت دارد، مثلا جرایم خیابانی شامل نزاع، سدمعبر و... میشود یا جرایمی مانند فساد اداری اغلب مربوط به محل کار میشوند. به برخی از جرایم که به لحاظ مکان وقوعشان در ارتباط مستقیم با خانه قرار میگیرند جرایم خانگی گفته میشود که اغلب ریشه عمیقی در روابط زناشویی و رابطه فرزندان و اعضای خانواده دارد.
دلایل بروز جرایم خانگی چیست؟
برای کشف دلایل بروز جرایم خانگی باید ببینیم میخواهیم کدام یک از این جرایم را بررسی کنیم. بخشی از آن به مسائل اقتصادی، اجتماعی و اختلاف فرهنگی که بین زن و شوهر وجود دارد، مربوط میشود. مسائل اقتصادی تاثیرات وسیعی بر روابط خانوادگی دارد و باعث بروز انواع اختلافات و درگیریها میشود. همچنین برخی مسائل اجتماعی هم وجود دارد که میتواند زمینهساز اختلافات شود. مهمترین عللی که میتوان در ارتباط با جرایم خانگی مطرح کرد، مثلث شوم اعتیاد، خشونت و خیانت است. این عوامل عموما در خانوادهها زمینهساز بروز جرایم مختلف میشوند.
جرایم خانگی معمولا تا حد امکان مخفی نگه داشته میشود. دلیل این پنهانکاری چه میتواند باشد و چرا افرادی که در معرض جرایم خانگی هستند، برای محافظت از خودشان به قانون متوسل نمیشوند؟
خانواده در کنار مشکلاتی که دارد، مکانیسمهای دفاعی هم برای حیات، دوام و بقای خود دارد. بنابراین ممکن است مسائلی مانند اعتیاد در یک خانواده وجود داشته باشد و مسالهساز شود، ولی عوامل دیگری مانند روابط خانوادگی و روابط خونی و حرمتهایی که وجود دارد، مانع قضایی شدن و پیگیری قانونی این نوع از جرایم میشود. بسیاری از جرایمی که در خانوادهها علیه زنان و کودکان به وقوع میپیوندد، به سبب همین مسائل به شکایت قضایی منجر نمیشود و افراد از شکایت صرفنظر میکنند. جرایم علیه زنان و کودکان در خانوادهها جزو رقم سیاه جرم در جامعه است.
اما همین سرپوش گذاشتنها ممکن است به وقوع جرایم شدیدتر منجر شود.
بخشی از این مساله مربوط به این میشود که راهکارهای دقیق و جدیای در این رابطه وجود ندارد و افراد فکر میکنند کتمان کردن که نوعی مکانیسم دفاعی است، راهکار محسوب میشود تا بتوانند از بحرانهای موجود عبور کنند. در واقع راهکارهای جدی در این زمینه وجود ندارد. آموزشهای صحیحی در ارتباط با جرایم خانگی در مدارس وجود ندارد و خانوادهها نیز از این آموزشها به دور هستند، بنابراین باعث میشود وقتی مورد بزه قرار گرفتند، از روشهای خیلی اولیه برای مواجهه و مقابله استفاده کنند.
پیشگیری از جرایم خانگی تا چه حد مورد توجه مسئولان قرار گرفته است؟
بخش آسیبها و مسائل اجتماعی، بخش رهاشده است؛ زیرا مسائل اقتصادی و فرهنگی این حوزه را تحت تاثیر قرار میدهد که حل آن مسائل به تعویق افتاده است. از سوی دیگر این مسائل در خانوادهها هم رهاشده هستند و کتمان میشوند.از طرفی بودجهای برای پیشگیری از این جرایم اختصاص نمییابد و تحقیق و پژوهشی در این زمینه صورت نمیگیرد.
چه میزان از جرایم خانگی ریشههای اجتماعی دارد و چه میزان از علتها را باید در خود خانواده مانند تربیت خانوادگی جستجو کرد؟
در این باره تعامل فضای خانواده با خیابان و تبادل فرهنگی که بین خانه و خیابان انجام میشود خیلی مهم است. نظام تربیت خانواده تحت تاثیر فرهنگ خیابان قرار دارد. افراد تحت تاثیر خیابان، واژهها، رفتار و گفتار خیابانی را به خانوادهها میآورند در نتیجه روابط زناشویی، روابط پدر و فرزند و مادر و فرزند و کل روابط خانوادگی تبدیل به روابطی میشود که فرهنگ خیابان بر آن حاکم است. بنابراین وقتی فرهنگ خیابان به خانوادهها بیاید و حاکم شود، انسانخیابانی درون خانواده متولد میشود. چیزی که اکنون به نظر میرسد غلبه فرهنگ خیابان بر خانوادههاست فرهنگی که گذشت، مدارا، مصالحه و محبت از آن دور و تقابل، تضاد، کشمکش و تعصب در آن مشهود است. برخی خانوادهها فرزندانشان را خیلی زودتر از آنچه لازم است، به خیابانها میسپارند بنابراین فرهنگ خیابان بر خانوادهها و تربیت آنها غلبه میکند.
تاثیرات جرایم خانگی قطعا فقط در چارچوب خانهها نمیماند. این پدیده چه تاثیرات اجتماعی میتواند داشته باشد؟
فروریختن نظام خانواده و تغییر شکل دادن خانوادههای سنتی، از تاثیرات این پدیده است. احترام و کرامت در این خانوادهها تنزل مییابد و اگر این امر شدت یابد، خانوادههای موقتی بدون فرزند با روابط محدود عاطفی ایجاد میشود به علاوه در اینگونه خانوادهها خشونتها و خیانتها افزایش مییابد و به مرور افراد به چیزی تبدیل میشوند که در خیابانها هستند. گذشت در خانوادهها کمرنگ خواهد شد و تشکیل خانواده دچار چالش میشود به این ترتیب که ازدواجها به تعویق میافتد و کوتاهمدت و بدون دوام و بر اساس روابط بدون فرزند میشود و طلاق افزایش مییابد و در نهایت اشکال نوینی از خانوادهها ظهور پیدا میکند.
برخورد درست با این گونه جرایم چگونه باید باشد و چقدر باید جدی گرفته شود؟
جرایم خانوادگی جدی هستند چون میبینیم قتلهای خانوادگی، خودکشیها و اعتیادها همه ریشههای خانوادگی دارند و در خانوادههاست که خیانتها در اشکال مختلف اهمیت پیدا میکند. برخوردی که باید با این گونه جرایم بشود، رفتاری است به نام ریشسفیدی و بزرگتری که از بین رفته است. قضاوت و نظارتهای ریشسفیدها، بزرگترها و اندیشمندانی که در خانوادهها هستند، بسیار اهمیت دارد، اما اکنون قوانین جایگزین آن شدهاند، این در حالی است که قوانین نقش خودشان را درست ایفا نمیکنند. در واقع باید نظارت خانواده براعضای خانواده ایجاد شود و این نظارتها اعتبار، قوانین و قواعد خانوادگی اعتبار پیدا کند. میتوان به این سمت رفت اما نیازمند این است که قانون، جایگاه خود را درک کند و جایگاه خانوادهها در درون قوانین دیده شود و لغو نشود تا جایگاه ریش سفیدی احترام و اعتبارش از بین نرود.
مهمترین سنی که جرایم خانگی بیشتر در آن دوره اتفاق میافتد، چه سنی است و برای پیشگیری از این نوع جرمها، برنامهها را از چه سنی باید شروع کرد؟
هر سن و دورهای، جرایم خاص خودش را دارد اما با توجه به نقش تربیت و نظام تربیتی خانواده، باید دقت کرد دوره کودکی اهمیت زیادی دارد و نظارت و توجه به دوران کودکی میسر نمیشود، مگر اینکه ازدواجهای سالمی صورت بگیرد و خانواده، به معنی واقعی خانواده باشد. متاسفانه از حقوق کودکان آنطور که باید دفاع نمیشود، در حالیکه این کودکان هستند که میخواهند آینده را بسازند. این نظام تربیتی، رفتار و کردار ماست که روی کودکان تاثیر میگذارد و بازخوردش را بزودی در جامعه میبینیم. بنابراین کودکی یکی از مهمترین گروههای سنی است که باید به آن توجه کرد. بعد از آن دوران مدرسه و گروه سنی جوانان ـ که در معرض اعتیاد و خشونت قرار میگیرند و مسائل اجتماعی آنها را تحت تاثیر مستقیم قرار میدهد ـ اهمیت پیدا میکند.
افراد در جوانی وقتی با بیکاری، نداری یا نیازها و علایق جدید و نیاز جنسی مواجه میشوند، مشکلاتی پیدا میکنند پس باید نگاه ویژهای به این گروه سنی داشته باشیم، نیازهایشان را بشناسیم و بر آنها نظارت کنیم. دوره سومی که اهمیت دارد، سن ازدواج است. بیشتر خشونتها، طلاقها، کشمکشها، خودکشیها و خیانتها در پنج سال اول ازدواج رخ میدهد؛ پس این دوره سنی نیز نیاز به توجه ویژه دارد.
شاهد حلاج
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: