در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید بتوانیم این مثال را از فوتبال بگیریم و به سازمانی به نام میراث فرهنگی و گردشگری نسبت دهیم؛ چرا که انگار دوره مدیریتی این سازمان به شکلی است که دست همه مسئولان و مدیران ورزشی را از پشت بسته است. رفتن محمدعلی نجفی با آن همه حاشیه و خبر و تائید و تکذیب در حالی رخ داد که او تنها شش ماه بر این مسند نشسته بود و پیش از او هم بودند بسیاری از مدیرانی که وفای صندلی ریاست به آنها به سال هم نمیرسید.
حالا اما محمدعلی سلطانیفر جایگزین محمدعلی نجفی حرف از خصوصیسازی میزند، لازمه اصلی اجرای خصوصیسازی که چند ده سال است از مشکلات مهم در همه حوزههاست فقط و فقط اجرای برنامه بلندمدت است و بهترین اهرم برای اجرای درست این برنامه، ثبات مدیریتی است، نه شخص که نگاه و رویکرد باید ثبات داشته باشد. وگرنه به یاد بیاورید وضعیت خصوصیسازی در سازمان میراث فرهنگی در پایان دوره دولت قبل را که از ابتدای ریاست قول و قرار به خصوصیسازی بود و تنها یک ماه مانده به پایان دوره، تکاپو برای خصوصیسازی به راه افتاده بود.
تغییر را اگر حتی به سبک فوتبالیها در نظر بگیریم شاید آفت کمتری برای سازمانی مثل میراث فرهنگی داشته باشد، هدف اولیه از تغییرات مدیریتی در تیمهای فوتبال ایجاد شوک به بدنه آن تیمهاست برای بهبود در صورتی که این شوکها برای سازمان میراث و گردشگری زخمی تازه است بر زخمهای گذشته این سازمان. میراث تغییر در سازمان میراث تنها مشکلات را زیاد میکند و بس.
خدانگهدار، با قلبی بیمار
قلب بیمار، صندلی سازمان میراث فرهنگی را از ریاستش گرفت تا محمدعلی نجفی که در روزهای گرم مرداد ماه آمده بود با اولین برف زمستانی از این سازمان برود، سازمانی که دوران کم مدیریتش یعنی کمتر از شش ماه نام او را به عنوان رکورددار ثبت کرد، پیش از او روحالله احمدزاده کرمانی با هشت ماه ریاست، کمترین دوره مدیریتی این سازمان را به نام خود داشت.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: