نکته

یک نکته از این معنی

چندی پیش مجالی خوش و فرصتی آرام بود در مجلسی و از حضرت استاد علامه جعفری ذکر مطلبی شد که دلم را لرزاند و حیفم آمد دیگران از آن بی‌بهره بمانند. من که دلم پیش از این هم در گرو آن استاد فقید بود صد دل، دل به حرف و قصه بستم و اما قصه:
کد خبر: ۶۴۵۶۲۲

در پایان جلسات تفسیر مثنوی، گویا علامه جعفری کلام نقض و گاه نکات اخلاقی جالبی را بیان می‌کردند و در یکی از همین گفتارهای دوستانه پس از پایان بحث اصلی فرموده بودند: همه هدف 124 هزار پیامبر حول محور «بخیه چهارم» خلاصه می‌شود.

احتمالا شاگردان نیز چون من و شما با ترکیب عجیبی به نام بخیه چهارم روبه‌رو شدند و سوال بزرگ آنان این شد که چیست این «بخیه چهارم» که می‌شود خلاصه رسالت انبیا در عرصه اخلاق....؟!

و استاد شرح می‌دهند که: فرض کنید کفش شما پاره شده و لازم است برای تعمیر بروید نزد کفاش. کفاش کفش شما را دقیق می‌نگرد و می‌گوید کفش شما نیازمند سه بخیه است و هر بخیه مثلا ده تومان و شما 30 تومان باید بدهید، که می‌دهید و کفاش متعهد می‌شود فردا با سه بخیه کفش شما را به جاده استفاده برگرداند. شما راضی، او هم راضی هر دو با لبخندی و بدرودی منتظر درود فردا می‌شوید.

حالا وقت تعمیر است، کفاش کفش را در دست می‌گیرد و کار را شروع می‌کند. بخیه اول.... بخیه دوم..... و بعد هم بخیه سوم... کار تمام است اما ناگهان نگاه کارشناسانه کفاش خبر می‌دهد که اگر یک بخیه دیگر بر کفش زده شود، می‌تواند باعث استحکام و عمر بیشتر کفش شود. می‌تواند شما را از کفش استوارتری بهره‌مند کند و دودلی همه دل و جان کفاش را فرا می‌گیرد. حالا کفاش چه کند؟ پول را که گرفته. کار را هم که طبق تعهد تمام کرده.. وظیفه فراتری هم که در عرف و شرع بر عهده ندارد... با این دل میانه راه مانده چه باید کرد؟!

اینجاست که استاد جعفری می‌فرمایند: اگر کفاش قصه ما بخیه چهارم را بزند، لبیک گفته به امر همه پیامبران و صاحبان سکان کشتی اخلاق و اگر نزند، به وظیفه عمل کرده بدون آن‌که به ندای درونش جواب دهد؟!

اگر بخیه چهارم را بزند، می‌شود خلاصه عهد او با پیامبران.. اما... اما اگر به همان وظیفه مطلق و 30 تومان مقرر وفا کند، می‌شود حد عقل و دیگر هیچ.

اینک سوال مفروض استاد از همه شاگردان و شاید من و شما این باشد که آیا در کار و تلاش و عهدمان فقط به سه بخیه وفاداریم یا اهل بخیه چهارم هم هستیم؟!

گویا این نکته برای هر چه چشم، هر چه فکر، هر چه دست و هر چه انسان قابل تعمیم است و آن می‌شود:

«بخیه چهارم» ...

بخیه چهارم در هر کار و هنری معنای خود را می‌یابد و همه ما باید جوابگوی حد نامحدود بخیه چهارم باشیم.

علی زارعان/ مدیر گروه کودک شبکه 2

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها