در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کانت میگفت عملی اخلاقی است که فارغ از علقه و میل و فقط از روی تکلیف انجام گیرد، اما افلاطون و ارسطو و به طور کلی غالب فیلسوفان یونانی بین خیر و مطلوب فاصلهای نمیدیدند. هر چند تضاد اخلاق و میل یکی از بنمایههای هنر تراژدینویسی به عنوان یکی از اصلیترین مظاهر تمدن یونانی بود. بیشتر مسلکهای اخلاقی پرهیز را مبنا قرار دادند حتی آنجا که قصدشان نظریهپردازی در باب کسب لذت بیشتر و ماندگار بوده است. اپیکوریان بر محور لذت قناعت را ترویج دادند که با پرهیز و دوری از سپردن خود به امیال شکل میگرفت.
با وجود این اصالت دادن به اخلاق در تاریخ اندیشه بشری، همچنان تضاد میل و اخلاق به عنوان امری هر روزه در زندگی روزمره انسانها وجود دارد.یعنی هنوز قدرت میل و طلب لذتها اندیشه اخلاق را برمیآشوبد و از سوی دیگر تلاش برای سیر کردن امیال و خواستها با تفکر اخلاقی زیر سوال میرود و از حالت بدیهی برون میرود.
تصور کنید اگر مدرک گذراندن یک دوره مقدماتی کار با رایانه داشته باشید میتوانید در کارتان پیشرفت بزرگی کنید؛ یعنی رتبه کارمندیتان را با این مدرک بالا ببرید، اما کار با رایانه نه برای شما ضروری است و نه ساده. از سوی دیگر وقت کافی و حوصلهاش هم نیست که بعد از کار قید دیدن همسر و فرزند را بزنید و در میانسالی به کلاس بروید؛ رفتن دوباره به کلاس درس برای چهل سالهها یعنی همه هم سن و سالهای شما کار سادهای نیست. خب شاید تهیه یک مدرک تقلبی کارتان را راه بیندازد. اتفاقا آشنایی دارید که این کار از او برمیآید و مدرک را میتواند برای شما بدون گذراندن دوره جور کند.
پیشرفت و اخلاق... اینجا یک تضاد بین شرافت شهروندی به عنوان مظهر متجددانه اخلاق و پیشرفت به عنوان یکی از مهمترین مظاهر شهروندی و موفقیت رویاروی هم قرار گرفتهاند و منتظر انتخاب شما هستند. البته این موقعیت، در برابر میلیاردها موقعیت، پیچیده دیگر چیزی نیست. موقعیتهایی که برای اشخاص با قدرت به وجود میآید که در جایگاه تصمیمگیری برای کثیری از مردمان هستند یا برای هر انسانی در موقعیتهای بغرنج و حیاتی رخ میدهد، تضاد اخلاق و امیال را به مراتب بیشتر میکند.
تاریخ فلسفه و متافیزیک به اخلاق به عنوان امری نظری و کلی نگاه میکرده که با مجموعهای از توجیهات ساخته میشود. لویناس به عنوان یکی از متاخرین اندیشمندان اخلاقی، این امر را معطوف به دیگری تعریف میکرد، یعنی عملی را اخلاقی میدانست که معطوف به انسان دیگر انجام شود. درست بر عکس کانت و پیروان پر شمارش که تاکید بر درونی شدن اخلاق به عنوان یک وظیفه داشتند، بدون در نظر گرفتن شرایط بیرونی!
اما با همه این تعاریف خوشبختی امری است که انسان به عنوان غایت پی میگیرد و اخلاق راهی جز همسویی با آن را ندارد. برای توافق بین اخلاق و خوشبختی چارهای جز در نظر گرفتن اخلاق به عنوان یکی از عوامل خوشبختی نیست.
رضایت درونی نتیجه رویکردی اخلاقی به بودن است و اخلاق در نفس بر تنظیم اعمال و کمک به گزینش، بهترین عملی است که انجام میشود. فردی که با مدرکی جعلی جایگاه خود را ارتقا میدهد میل را ارضا میکند اما دلزدگی، عدم رضایت درونی و تشویش و اضطراب از رو شدن دست خود را نمیتواند کاری کند.
افلاطون میگفت انسانها اگر جسم نداشتند و به هر طریقی دیده نمیشدند، هر عمل غیراخلاقی را ممکن بود انجام دهند. از سوی دیگر لذت و کامیابی بدون تصور بودن این گونه که هستیم با این جسم و لذات مادی ممکن نیست. پس لذت انسانی را همان چیزی میسازد که اخلاق انسانی را، یعنی جسم و دیده شدن توسط دیگری.
اما آنچه در نهایت مهم است تفسیری است که در ذهن و درون انسان رخ میدهد،حتی نظر دیگران بیشتر از آن جهت مهم است که در تفسیر خود ما چه انعکاسی دارد و در درون ما چه تاثیری خواهد داشت. پس تراژدی تضاد اخلاق و خوشبختی در بیرون و در جهان عینی باید در تفسیر درونی به توافق و خوشی تبدیل شود. به چیزی که در آن همه با خوشی کنار هم قرار میگیرند.
مهم این است که هر انتخابی برای اخلاق یا خوشبختی خود انجام میدهیم، به سمت موفقیت میرویم یا اخلاقی بودن، باید در درون همان تفسیری را داشته باشیم که به رضایت و آرامشمان منجر میشود. پس آنچه انجام میدهیم و انتخابهای ما در هر شرایطی زیر سایه تفسیری است که از درون درباره آنها داریم. چه اهمیتی دارد که اخلاقی و درست عمل کنیم وقتی در درون با خود میگوییم این نشانه هالو بودن و حماقت من است؟
چه اهمیتی دارد ترفیع را انتخاب کنیم و دور زدن قانون اما در درون، خود را پست و ورشکسته بپنداریم؟ هیچ. نه آن اخلاقی بودن واقعا ما را انسانی اخلاقی میکند و نه آن موفقیت از درون برایمان معنای موفقیت دارد. رضایت درونی جایگاهی است که اخلاقی بودن و نبودن، خوشبخت بودن و نبودن در آنجا معنا میشود و تحقق مییابد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: