در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در گفتوگو با محمد بیات که 30 سال در سازمان آتشنشانی تهران خدمت کرده و معاونت عملیات این سازمان را به عهده داشته، به بررسی این موضوع پرداختهایم که چگونه میتوانیم شهری ایمن داشته باشیم.
آیا شهر ایمن،استاندارد مشخصی دارد؟
مسئول ایمنی کشور، وزارت کشور است و باید نظارت حاکمیتی داشته باشد. نمیشود آتشنشانی در هر شهر و منطقهای به شیوه خودش عمل کند. باید روند مشخص و معلومی بر اساس مقررات کشوری وجود داشته باشد و آتشنشانیهای سراسر کشور طبق آن اقدام کنند. بنابراین وزارت کشور باید وارد ماجرا شود و نظارت حاکمیتیاش را بر آتشنشانیها اعمال کند. متاسفانه در این زمینه اقدام خاصی از سوی وزارت کشور صورت نگرفته است. ما قوانینی نداریم که این اختیار را به آتشنشانی بدهد که بتواند بهعنوان یک سازمان و به شکل قانونی در کارهای روزمره مردم و ایمنی شهری نقش قانونی داشته باشد. قوانین موجود هم بسیار ناقص است.
بهعنوان مثال بند 14 ماده 55 قانون شهرداریها فقط میگوید شهرداری میتواند نسبت به رفع سیل، زلزله و آتشسوزی اقدام کند. این اصلا گویا نیست یا مثلا مبحث سوم مهارت ملی ساختمان که فقط بحث راههای خروج برخی اماکن را به شکل خیلی ناقص بیان میکند. از طرفی هیچ تمهید و زیرساخت ایمنی در ساختمانها، رعایت نشده است که نمونه رعایت نکردن مسائل ایمنی را در آتشسوزی اخیر خیابان جمهوری دیدیم. بعد از ضعف شدید قانون، موضوع بودجه مطرح میشود و در ادامه هم نظارت که باید در مراحل بعدی، آیین نامهها و ضوابطش مصوب و به آتشنشانیها ابلاغ شود. با توجه به این مسائل باید پرسید چه کارهایی برای پیشگیری انجام شده و آمار آتشسوزی نسبت به سال گذشته چقدر کاهش یافته، یا چه اقداماتی برای رسیدن به این مطلوب صورت گرفته است؟ درست است که مشخص شده تعداد کشتهها نسبت به سال قبل کاهش داشته، اما آیا تعداد حریقها هم کمتر شده است؟
آیا اصولا شهر ایمن، استاندارد بینالمللی دارد، مثلا این که برای چه تعداد شهروند وجود آتشنشان یا ایستگاه ضروری است؟
ما خودمان چنین استانداردهایی را نداریم و از این طرف و آنطرف برداشت میکنیم. مثلا یکی از تعاریف این است که شهری که 50 هزار نفر جمعیت دارد، خوب است که یک ایستگاه آتشنشانی داشته باشد.
بر این اساس، زمانی که تهران هفت میلیون نفر جمعیت داشت، گفتند تعداد 120 ایستگاه نیاز دارد اما هنوز هم به این تعداد نرسیدهایم. در سطح شهر در قسمتهای اصلی مانند مناطق صنعتی، تجاری و بافتهای شلوغ شهر و جاهایی که جمعیت زیاد است و شریان حیاتی در آن جریان دارد، شیرهای آتشنشانی باید به میزان کافی و به فاصله صد متر از هم قرار داشته باشد تا وقتی آتشنشانی رسید، بلافاصله بتواند از آنها استفاده کند و آتشنشانها دنبال آب نگردند. مورد دیگر اینکه آتشنشانی باید برنامهریزی کند که خودروی اولش حداقل در مدت سه دقیقه به محل حادثه برسد اما در مناطقی مانند بازار آنقدر ترافیک وجود دارد که شاید نیاز باشد هر یک کیلومتر، یک ایستگاه ساخته شود. بنابراین فاصله ایستگاهها به بافت شهری بستگی دارد و میتوان موارد این چنینی را بعد از بررسیهای لازم، بومی کرد. مثلا در ایستگاهی که در جنوب شهر قرار دارد، آیا نیاز است نردبان بلند بگذاریم؟ در چنین مناطقی ساختمان بلند نداریم پس نیاز به نردبان بلند هم نیست اما در جنوب شهر باراندازها و کارخانهها را داریم بنابراین در آنجا بالابرهای خاصی نیاز است.
به خلأهای قانونی اشاره کردید. این کمبودها بیشتر در چه زمینههایی است؟
هماکنون از جاده قدیم کن که رد میشویم، روستایی وجود دارد که در آن ساختمان پنج طبقه ساختهاند در حالی که آتشنشانی ندارد و طبعا نردبانی هم وجود ندارد. سوال این است که چرا اجازه دادهاند آنجا چنین ساختمانی ساخته شود؟ دلیلش نبود قوانینی است که به آن اشاره کردم. در بعضی مناطق شمال تهران در کوچههای خیلی تنگ و باریک ساختمان 15 یا 16 طبقه ساختهاند که نمیتوان اصلا آنجاها نردبان برد یا دور بعضی مجتمعها دیوار کشیدهاند و خودروهای آتشنشانی نمیتواند وارد محوطه آن شود. اگر قانون وجود داشته باشد، به همه اینها رسیدگی میشود. ترمیم و ساخت و ساز بافتهای فرسوده شهری مانند تهران کار زمانبری است اما میتوان این کارها را با اختیارات و قوانین انجام داد. آتشنشانی هم میتواند بخشی از کارهایش را برونسپاری کند مثلا بحث ایمنسازی را به بخش خصوصی بسپارد و بخش خصوصی زیر نظر آتشنشانی به ایمنسازی مرکز شهر، باراندازها و مناطق مسکونی که خطرناک است، اقدام کند.
همانطور که گفتید، ترمیم بافت فرسوده زمانبر است اما در ارتباط با ساختمانهای جدید چکار باید کرد؟
در مورد ساختمانهایی که جدید ساخت و ساز میشود، آتشنشانی از ابتدا میتواند نظارت کند ولی سیستمها و پمپهای همین ساختمانها بعد از مدتی از کار میافتد و نیاز به نظارت مستمر وجود دارد، اما مشخص نیست مسئولیت این کار با کیست. باتوجه به اینکه هر ساختمان دارای یک مدیر عامل است اما فرض کنید مدیر عامل بگوید فلان مبلغ بهعنوان هزینه نگهداری تجهیزات لازم است اما ساکنان آن را قبول نمیکنند. در نتیجه تجهیزات به مرور فرسوده میشود و باز هم به این نکته میرسیم که حمایتهای قانونی وجود ندارد. مورد بعد در شهر ایمن، موضوع اتوبانهاست. براساس آمار، تعداد زیادی از کشتهها در تصادفاتی است که در داخل شهر و در خیابانها و بزرگراهها روی میدهد. به هر حال آتشنشانی یکی از طرفهای درگیر این قضیه است و در بحث نجات، مسئولیت مستقیم دارد بنابراین تجهیزات و امکانات زیادی را در این خصوص آماده کرده است.
در نهایت میتوان گفت موضوع ایمنی، بحث پیچیدهای است که ورود سازمانها و وزارتخانهها هم در آن ضروری است. مثلا وزارت مسکن 21 مورد از مقررات ملی ساختمان را تصویب کرده است اما چند مورد از آن اجرا میشود؟ بخش مهندسی کشور آنقدر قوی نیست که بتواند همه اینها را اجرا کند یا در اجرا آنقدر مردم را اذیت و افراطیگری میکنیم که مردم دنبال راههای دیگری غیر از راههای قانونی میروند. در واقع حتی جاهایی که مقررات و ضوابطی وجود دارد، آنقدر بد عمل میشود که مردم بهدنبال راههای خلاف میگردند و مشکل خودشان را از طرق دیگری حل میکنند.
آیا زیرساختهای لازم وجود دارد تا با وضع قانون بتوان از آنها بهرهبرداری و مشکل ایمنی را حل کرد؟
باز هم مثالی میزنم که درباره شیرهای آتشنشانی است. ما در سطح شهر یک لولهکشی داریم که برای تامین آب شیرهای آتشنشانی، از آب شرب شهر استفاده میشود. این متاسفانه بهدلیل نبود زیرساختهاست. در حالی که آب آتشنشانی میتواند از آب غیرآشامیدنی تامین شود. از طرفی اگر زمین لرزهای ایجاد شود، این شیرها بلافاصله میشکند و در این صورت اگر سازمان آتشنشانی آب نداشته باشد، نمیتواند برای اطفای حریق اقدام کند. خودروهای آتشنشانی شهری هم نمیتواند آب زیاد حمل کند؛ بنابراین از نظر بحث شیرهای آتشنشانی و سیستم آبرسانی به آنها ممکن است با مشکل روبهرو شویم. البته همین تعداد شیر آتشنشانی هم بهدلیل درپوش چدنی، سرقت میشود که واقعا جای تاسف دارد. این نمونهای از مشکلاتی است که شهری مثل تهران دارد اما درباره ایستگاهها باید بگویم بیشتر ایستگاههای آتشنشانی تائیدیه لازم را در برابر زلزله گرفته است. بحث دیگر، به خود کارکنان آتشنشانی مربوط میشود و اینکه خانههای آنها به قدری مقاوم است که در صورت زلزله، جان سالم بهدر ببرند و بتوانند به دیگران خدمات بدهند، چون ایستگاه و خودرو که به تنهایی نمیتواند کار کند. همینطور درباره زیرساختهای شهر ایمن، بحث گاز مطرح میشود. اداره گاز تاکید میکند هر واحد آپارتمانی بهدلیل اختلافاتی که ممکن است پیش بیاید، کنتور جداگانه و اختصاصی بگیرد. بنابراین وقتی به ساختمانها وارد میشویم، انگار یک پالایشگاه ساختهاند. این سبب شده است ریسک نشتی گاز در ساختمانها و خطر آتشسوزی بیشتر شود. آیا این کار درستی است که ما بدون درنظر گرفتن ریسک آتشسوزی و خطراتی که در پی خواهد داشت، در یک آپارتمان صد واحدی صد کنتور گاز جداگانه نصب کنیم؟ خودمان با این اقدامات، ساختمانها را ناایمن میکنیم. نظر من این است که کارشناسان شرکت گاز به مردم اطلاع دهند که چه خطراتی وجود دارد.
من بهعنوان یک کارشناس، از اینکه کنتورهای گاز همینطور در خانهها افزایش مییابد، بسیار نگرانم. هر چه لولهکشی و اتصالات بیشتر شود، احتمال نشت افزایش مییابد و حادثه را گسترده میکند. خوشبختانه در بخش برق، اقدامات اساسی و زیربنایی صورت میگیرد و سوئیچ و کلیدهای متفاوت که در زمان اتفاق بتوان برق یا آب شهری را در لولههای اصلی قطع کرد، وجود دارد. باز هم میگویم مشکلات به قانون برمیگردد. همه کشورها حتی افغانستان چنین قوانینی دارند اما ما نداریم و قوانینمان پراکنده است. باز هم یک مثال میآورم: با توجه به شرایطی که پاساژ علاءالدین در خیابان جمهوری دارد، آتشسوزی در آنجا قریبالوقوع است. انواع و اقسام سیمکشیهای غلط، سقفهای کاذب،راههای خروج نامناسب و کم عرض، تعداد زیاد مراجعهکننده انواع و اقسام کالاهای اشتعالزا شامل پلاستیک، لاستیک، کارتن، تلفن همراه و... و زیرزمینی که از آن بهعنوان انبار این قبیل وسایل استفاده میشود، خطر را در این منطقه افزایش داده است. ما باید جلوی این کارها را بگیریم، مگر پیشگیری وظیفه ما نیست؟ حتی برخی مواقع قوه قضاییه باید وارد شود. باید بررسی و مشخص شود برای دهها پاساژ مثل موردی که مثال زدم، از نظر قانونی چکار میتوانیم بکنیم؟ چون اگر در چنین اماکنی آتشسوزی اتفاق بیفتد، دهها نفر کشته میشوند و خسارت وحشتناکی به بار میآید. آیا باید منتظر شویم آتشسوزی اتفاق بیفتد و بعد همه وزارتخانهها، سازمانها و قوه قضاییه وارد شود؟ این سازمانها همین الان دست به کار شوند و نگذارند این اتفاق بیفتد.
ساختمانهای ما از نظر امکانات اطفای حریق چقدر مجهز است؟
در همه ساختمانها بویژه ساختمانهای چند طبقه، باید به اندازه کافی راه خروج استاندارد وجود داشته باشد تا اگر آتشسوزی اتفاق افتاد، ساکنان بتوانند هرجای ساختمان که هستند، بدون ترس و نگرانی و به سلامت از محل خارج شوند. از طرفی هر ساختمان باید دارای امکانات اولیه اطفای حریق از جمله خاموشکنندههای دستی و مناسب باشد. در ساختمانها باید کاشف حریق وجود داشته باشد تا در جاهایی که کسی حضور ندارد، آتشسوزی سریع کشف و مکانش مشخص شود. بسیاری از ساختمانهای تجاری باید مجهز به دوش آب باشد. این دوشها در مکانهایی که آتشنشانی به دلیل وسعت ساختمان نمیتواند به همه جا برسد، خود به خود عمل و آتش را کنترل میکند. از این تجهیزات در دنیا براحتی استفاده میشود و ما هم در اغلب موارد، از وسایل اینچنینی استفاده میکنیم اما چون نظارتی وجود ندارد و این تجهیزات بازبینی و سرویس نمیشود، از کار میافتد. اگر در هر ساختمانی، چراغ و تابلوی راهنما برای نشان دادن راه خروج وجود داشته باشد، در صورت وقوع هر اتفاقی، مردم به سلامت خارج میشوند و آتشنشانی میتواند براحتی وارد ساختمان شود. این موارد جزو ضروریات است. اگر همه ساختمانها نکاتی را که گفته شد، رعایت کنند، شهر بتدریج ایمن میشود البته برای نیل به این هدف، مجلس، وزارت کشور، وزارت مسکن و شهرسازی و شهرداریها هم باید در این قضیه وارد شوند و به فکر زیرساختها باشند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: