تلگرافخانه

دختر ماه ـ شاکی عشق ـ ح.ف.ش ـ سنا ـ آمنه از دزفول ـ رضا حاج منافی از مشگین‌شهر ـ رهرو از اصفهان ـ گون از قم ـ کیومرث قنواتی از اهواز ـ جوجه تیغی ـ سادات از یزد ـ زندونی ـ لیلا ابراهیمی 68 از مرند (هه‌هه... باحال بود، اما خب جرأت نکردم چاپش کنم چون فردا همه اونایی که وزن و قافیه می‌دونن میان پشت در جام‌جم و تیکه بزرگه گوشمه!...بفرما، الان همکاران گفتن دوستان زنگ زدن گفتن: گوش هم به قطعات مساوی ریز ریز خواهد شد!)
کد خبر: ۶۴۴۹۴۱

ـ کلانتر دل ـ معصومه از زنجان ـ لیلی ـ نگین 93 ـ ندا از قم ـ مسیح 21 ساله از تهران ـ هلاله ـ یوسف ناوکی از سیرجان ـ مریم از دزفول ـ رقص خیال ـ سمیه از یزد (یلداااا؟ می‌بینی الان چقد ازش گذشته؟) ـ بغض پنهان ـ نیکو محسن‌پور از کوهدشت ـ کوثر عابدینی از قم ـ جوجه 21 روزه (تو همون جوجه‌ای که قدیما مطلب می‌فرستاد؟ هنوزم 21 روزته مگه؟! ببخش که تا بیاد چاپ شه پاییز تموم شد رفت) ـ سارا دختر تنها ـ بغض پنهان ـ ساغر1 ـ ستاره از اصفهان ـ علی مبشری از اهواز ـ راویه از کرج ـ اسب صورتی از خوزستان ـ راضیه 23 ساله از گنبد کاووس ـ معصومه از زنجان ـ مژگان 70 از همدان ـ اکسیر آبی ـ هانا 69 (مامان‌بزرگم می‌گه: ننه جون، نوه من که چراغ راهنما نیس! اما این‌بار چراغ راهنما می‌شم: خوبه متنت، فقط روون نیست. بیشتر بخون و بادقت؛ تمرینتم زیاد کن، نتیجه می‌گیری) ـ یگانه محسن‌زاده ـ زهرا اروجی از اسلامشهر ـ حمید از ایلام (چی‌چی با خیالی آسوده دو صفحه رو تبدیل به چهار تا کنم؟ می‌دونی ما در این راه دو صفحه شدن... چه خون دل‌هاااا خورده‌اییییمممم؟! دیم‌دیریم‌دیم، دیم‌دیریم؟!!) ـ اسما از اصفهان ـ ضحی از اراک ـ نسل دومی نیم‌سوخته (یعنی من دربست شدم ئوچیک درک و مرامت. کلهم اجمعین خوشمان آمد که یه همچی خواننده‌هایی هم اون‌پشت‌مشتا می‌خونن صفحه رو. فقط یخده تند رفتی چون دلیلش این‌جورم که می‌گی نیس! دیده‌م که می‌گماااا!) ـ آرزو از کرج (کلی دلگرم شدم از حمایتت. به‌به... چه رفقایی دارم من) ـ حسین افراشته از قم (شعر طنزت هر چند که مشکل وزن و قافیه داشت ولی باحال بود. پس چرا نچاپیدم؟ چون نثرت قوی‌تر بود) ـ پریسا حمیدی‌نسب 24 ساله ـ یسنا ادیبی ـ غمگین ـ الهه رحیمی (اینم اون پایینا!) ـ صبا از کرمانشاه (پس کلی ممنونم که مورد پسندت بوده) ـ موش کور ـ مهتا ـ هانیه از اهواز ـ رسوای زمانه 36 ساله از تبریز ـ نیکو محسن‌پور از کوهدشت (اسمی که دستم رسیده بود نیک بود نه نیکو. گمونم تقصیر غضنفر همراهه بوده بازم) ـ معصومه سیستانی ـ ابراهیم زحمتکش (گفتن امکانش نیست متأسفانه) ـ محمد سجاد ایران ـ سارا دختر تنها از شهرکرد ـ شهرزاد ـ دل کوشولو از لاهیجان ـ کاغذ کاهی ـ فاطمه سلامی ـ ش. عبدی از سقز ـ باران دختری از همین حوالی ـ مهدی زینالی بیرامی از تبریز ـ خ. هنرفر ـ پریسا ر.ج.س (منظورم این بود که جا کمه نمی‌شه بقیه‌ش رو ادامه بدم) ـ بانوی سرخ ـ نسیم دختر تنها ـ مینو از البرز ـ خروس جنگی ـ مخملی ـ صدف از شهر باران (ممنون. مشکلاتی هست که امیدواریم زودتر برطرف شه) ـ زندونی ـ مریم از آبشار سبز ـ جوجه اردک زشت (همه دل دارن. البته اونام مث خودت کلیه و ریه هم دارن ولی چه می‌شه کرد؟ جا خیلی کمه و مشتری خیلی زیاد) ـ فرامرزی از بوکان ـ پازل ـ مینا 32 ساله ـ آذین رخ‌فروز 18 ساله از مسجدسلیمان ـ اکبر از رستوران پارسه ـ از یادرفته از آبادان ـ الهه از قم ـ مریم از تنکابن ـ نگار دهقانی از اصفهان (پس از قرار تمام شب‌نشینی؟ یعنی چی؟) ـ زهرا پورالماسی از پاریز (من به جای تو دارم حرص می‌خورم! اینقدر پول پست دادی، ولی برحسب تاریخش هم خودت دیر فرستادی، هم دیر به دستم رسیده و مناسبتش دیگه رفته) ـ سیب از گلستان (ای کاش از دستم کاری برمی‌اومد. به اشخاصی که گفتی هیچ‌گونه دسترسی ندارم متاسفانه اما آرزوم موفقیتته توی کنکور) ـ پیمان مجیدی معین ـ پاییز ـ امید بچه بیست و چند ساله از کرج (هر کار کردم متن بلند «ای باد شرطه برخیز» رو یه جوری کوتاه کنم که مفهوم باشه نشد. دوس داری دوباره بنویسش) ـ دختر کاغذی ـ زینب فخار 26 ساله از کاشمر (می‌گن: الان این لیست خرید یه چیه که به قول قانونای صفحه به کار دیگرانم بیاد؟! بیا خودت جوابشونو بده!) ـ عاطفه شکرگزار ـ حدیث مطالبی ـ ندا ـ منیره مرادی‌فرسا از همدان ـ زهرا فرخی 33 ساله از همدان (من کاره‌ای نیستم؛ جودی و پلنگ صورتی خودشون اومده بودن التماس می‌کردن اینو نچاپ!) ـ رامین 27 ساله ـ شادی اکبری ـ ر. محمدی پ. از تهران ـ دختر کاغذی، سارا ـ ندا (بفرما اینم نظر: وقتی زور می‌زنی ادبی بنویسی، شلوغ پلوغ و شلخته می‌شه! احتمال چاپ مطلبتون رو با زور زدن از خودتون نگیرید بابام جان؛ به قول مامان‌بزرگم: این هزار بار!) ـ پری پریسا (خیلی ممنون) ـ جوجه اردک زشت ـ ملکه عشق (اینم لایک. خوبه؟ بعدشم: چشه مگه خطم؟ خیلی هم خوبه!) ـ منیره مرادی‌فرسا از همدان (اگه الان احساساتی نمی‌شی و نمیای وردنه مامان‌بزرگم رو قرض بگیری، شعر نگو! همون نثر معمولی بنویس... واااای... بلند شد بیاد وردنه قرض کنه... الفراااار) ـ مژگان 84

سعی کردم زیاد حرافی نکنم که اسم‌های بیشتری جا بشه. تا تاریخ 27 آذر هم هر پیامکی به دستم رسیده بود آورده‌م. دیگه اگه اسمت رو نمی‌بینی چیییح؟! بقیه هم مث همی...شه... اُه‌اُه... انگار هیچ چاره‌ای ندارم و باز دوباره: الفرااار!

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها