در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سام در نگارش باغ سرهنگ با نگاهی طنز به موضوعاتی پرداخته که در طول روز بسادگی از کنارشان میگذریم و داستان جوانی را دستمایه قصه خود قرار داده که برای ضبط آلبوم موسیقی خود دچار مشکل مالی شده است. او تصمیم میگیرد با عقد نامزد خود از وام ازدواج برای حل مشکلش استفاده کند. پس از عقد، چون جایی برای زندگی ندارند تصمیم میگیرند از باغ متروکه سرهنگ که متعلق به اقوام دور است، برای زندگی استفاده کنند. هادی با بازی خوب نیما فلاح در باغ باروح ارسلان روبهرو میشود، کسی که 70 سال پیش با وارث باغ یعنی خانم رحمتالملوک قصد ازدواج داشته، ولی قبل از مراسم عروسی میمیرد.
فلورا سام با مطرح کردن گره شورای شعر و در انتظار مصوبه اشعار بودن، در واقع تنها حلقه اتصال قصه و طولانی شدن سریالش را رقم میزند و در این میان میخواهد همه معضلات را مطرح کند؛ از پارتی بازی در شورای شعر و پولکی بودن استادی که شعرهای آلبوم هادی خوشمرام را سروده تا مقایسه عشقهای امروزی با روزگاران گذشته که همه را در قالبی فانتزی و طنز مطرح میکند.
پشت کنکور ماندن هدی خواهر هادی، دادن تسهیلات وام ازدواج (که هادی بخش اعظمی از آن را برای تعمیر ماشین برادر زنش به باد میدهد)، مشکل جوانان برای کار و رسیدن به آمال و آرزوهایشان و پر تنش بودن زندگی امروزی در مقابل آرامش ارسلان (به عنوان نمایندهای از نسل قدیم که از تاثیرات زندگی ماشینی بیبهره بوده) از دغدغههای دیگر سام در این سریال است. تفاوت خوانندگی ارسلان با اشعاری که میخواند در کنارخوانندگی و اشعار هادی خوشمرام نشان از تقابل آمال و آرزوهای دو نسل دارد که کارگردان بخوبی آن را نشان میدهد.
در واقع این نگاه ریزبین سام به اطراف و جامعه به گونهای حس همذات پنداری مخاطب را بر میانگیزاند که کمتر به نقصها فکر کند و در کنار سرگرم شدن به اطراف خودش با دقت بیشتری بنگرد؛ بنابراین نبود پلانهایی که حضور روح را برای مخاطب ملموس کند، به حساب کمبود بودجه و عدم امکانات و زمان محدود تولید میگذاریم. ازدواج پنهانی هادی خوشمرام با توجه به مخالفتهای پدرش را به حساب فرهنگ جوانان امروز میگذاریم نه فرهنگسازی توسط این سریال و پذیرفتن بی قید و شرط خانواده سمیرا در سپردن او به پسری که بدون اجازه خانوادهاش دخترشان را به عقد خود درمیآورد را هم میگذاریم به حساب ترشیدگی سمیرا خانم و همه اینهارا هم میگذاریم به حساب معضلات جامعه که قاعدتا باید در آثار هنری به آنها پرداخت.
فلورا سام، نویسنده خوبی است و در تجربه کارگردانی هم تا حدی موفق عمل کرده و اگر چه باغ سرهنگ در همین اندازهای که ارائه شده قابل قبول است و برای سام یک گام به جلو محسوب میشود؛ اما میدانم اگر روی یک موضوع و معضل زوم میکرد و آن را در بطن قصه اش پرورش میداد قطعا اثر موفق تری روانه آنتن تلویزیون میکرد. تقابل دو نسل، مشکل ممیزی، مشکل ازدواج و وام، مشکل بیخانگی، کسادی کار و نرسیدن به آمال و آرزوهای جوانان، اختلاف فامیلی و دعواهای دو جاری با یکدیگر، کارآگاه بازیهای شادی و مادرش و موضوعات دیگر همه باعث شده ذهن نویسنده بیشتر در گیر مطرح کردن آنها شود و از شخصیتپردازی و بنا کردن ساختمان مستحکم در درامی که به تصویر میکشد، غافل شود.
امیر افشارفتوحی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: