خشونت‌ستیزی، نیازمند اتحاد ضعفا و تقویت نهادهای مردمی است

قدرت در برابر قدرت

احتمالا در فیلم‌های حیات وحش دیده‌اید برخی صحنه‌هایی را که در آن، وقتی شکار بسیار ضعیف‌تر از آن است که توانایی فرار از چنگال حیوان درنده را داشته باشد، شکارچی چندان در دریدن شکار تعجیل نمی‌کند، بلکه حتی اندکی با شکار خود بازی می‌کند. نمونه این مساله، در رفتار انسان‌ها نیز صادق است. مثلا در برخی فیلم‌های اکشن، شخصیت منفی (و نابودگر) فیلم، در برخی موقعیت‌ها، از کشتن یا حتی توجه کردن به افرادی که از نظرش بسیار ضعیف می‌رسند، خودداری می‌کند و خشونت خود را صرف آنهایی می‌کند که به نظرش در سطح خودش هستند.
کد خبر: ۶۴۱۹۲۷

چنین مواردی، برخی پژوهشگران جامعه‌شناسی و انسان‌شناسی را به این ایده هدایت کرده که خشونت بر خلاف تصور عموم، در درجه اول، رفتاری نیست که از بالا و از سوی قدرتمند نسبت به ضعیف اعمال شود. بلکه خشونت رفتاری است که از سوی انسان، نسبت به هم‌سطح خود اعمال می‌شود. رفتاری که حیوان وحشی نسبت به شکار خود اعمال می‌کند، رفتاری طبیعی است، برای این‌که می‌خواهد از این طریق ارتزاق کند. هرچند طی این رفتار، حیوانی که شکار شده، صدمه دیده است ولی مفهوم اصلی خشونت، هنگامی رخ می‌دهد که دو حیوان نر درنده، بر سر قلمرو یا جفت‌گیری، با یکدیگر مبارزه می‌کنند. در بین انسان‌ها نیز خشونت وقتی اتفاق می‌افتد که دو انسان یا دو نهاد و تشکیلات بشری که خود را هم سطح یکدیگر می‌دانند، بر سر تسلط بر منابع بیشتر، به نزاع خطرناک و آسیب‌رسان وارد شوند؛ مانند نزاعی که بین دولت‌های قدرتمند جهان، طی دو جنگ جهانی در قرن بیستم رخ داد.

بنابراین خشونت در درجه اول، بین انسان‌های هم سطح ایجاد می‌شود و رجزخوانی و عربده‌کشی فرد ضعیف در مقابل فرد یا نهاد قدرتمند، تا زمانی که به یک حرکت عظیم و تاثیرگذار و قدرتمند مبدل نشده، با رفتار خشن مواجه نخواهد شد، بلکه فرد یا نهاد قدرتمند اصلا به چنین رجزخوانی‌هایی توجه نخواهد کرد و اگر هم توجه کند، آن را به مثابه شوخی و ابزار خنده و سرگرمی تلقی می‌کند.

این نزاع بین افراد و نهادهای همسطح است که به خشونت می‌انجامد و هرچه سطح قدرت و اقتدار این افراد و نهاد‌ها بالاتر باشد، حاصل این خشونت، برای ضعفا، مرگبارتر و خطرناک‌تر است. برای مثال، در جریان جنگ سرد، دو قدرت بزرگ جهان، برای مقابله با تهدید دیگری، هر روز به ساخت سلاح‌های مرگبار بیشتری مشغول شدند. اما حاصل این نزاع به ظاهر آرام و در باطن خشن، تهدید مردم همه کشورهای جهان بود. نتیجه این‌که مقابله با خشونت اصحاب قدرت، جز با ایجاد جریان‌های قدرتمند ممکن نیست. جریان‌های حامی مظلومان و ستم دیده‌ها و قربانیان خشونت، برای مقابله با خشونت‌گران، ‌باید به سمت همگرایی و ایجاد جریان‌های وحدت‌بخش علیه نهادها و قدرت‌های خشن، حرکت کنند و به مبارزات بی‌تاثیر پراکنده خاتمه دهند. مبارزه با خشونت دولت‌های قدرتمند و خشن، جز از طریق همگرایی ملت‌های ستمدیده حاصل نمی‌شود.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها