در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم

نوشتن درباره ساواک، مهمترین سازمان اطلاعاتی ایران در دوره پهلوی با وجود انتشار بسیاری از اسناد و مدارک کار آسانی نیست. اطلاعات زیادی در مورد این سازمان ارائه شده و برخی مقامات بلندپایه ساواک ازجمله پرویز ثابتی به بیان خاطرات خود از عملکرد این نهاد در دوره محمدرضا شاه پرداختند. با این وصف، بسیاری از اطلاعات داده شده از سوی این افراد بحث و گفتوگوی فراوان دارد و منتقدان در درستی و صحت مطالب این آثار نقد و نظر فراوان دارند. سابقه تشکیل نهادهای اطلاعاتی کشور به دوره رضاشاه برمیگردد. در اوایل کار شهربانی متصدی امور پلیسی بود و علاوه بر پرداختن به جرایم صورت گرفته، به برخی فعالیتهایی که از نظر آنها امور مجرمانه سیاسی تلقی میشد، رسیدگی میکرد. در کنار این فعالیت باید به اقدامات رکن دوم ارتش که به صورت موازی در حیطه امور اطلاعاتی نیز فعال بود، اشاره کرد. شاید بتوان گفت مهمترین اقدام پلیسی و اطلاعاتی دوره رضاشاه دستگیری گروهی تحت عنوان 53 نفر بود که به اتهام تفکر و گرایش کمونیستی دستگیر و محاکمه شدند.
بعد از سقوط رضاشاه، با توجه به اعتراضات صورت گرفته در مورد اقدامات شهربانی و دیگر نهادهای اطلاعاتی طبیعی بود برای برخورد با نهادهای اطلاعاتی تلاش شود. تلاشها به نتیجه رسید و به واسطه حضور عناصر متخلفی که مرتکب جرم و جنایت در برخورد با معترضان و فعالان سیاسی شده بودند، دادگاهی تشکیل شد و متخلفان با پروندههای اتهامی روانه دادگاه و بسیاری از آنان محکوم شدند. در نتیجه این اقدام فعالیت شهربانی در این عرصه کمرنگ شد. با این وصف، فعالیتهای اطلاعاتی در رکن 2 ارتش متمرکز شد و این نهاد از این پس فعالیت سیاسی غیرنظامیان را نیز تحت نظر داشت. روند فعالیت رکن 2 ارتش تا کودتای 28 مرداد 1332 ادامه داشت و پس از این رویداد بود که شاه با تجدید سازمان قدرت خود به فکر ایجاد یک دستگاه منظم اطلاعاتی زیر نظر عناصر مجرب و آموزش دیده افتاد.
با کمک سازمانهای اطلاعاتی آمریکا و انگلیس پایه اولیه ساواک گذاشته شد و سال 1337 رسما در مجلس شورای ملی بهعنوان یک سازمان وابسته به نخستوزیری تشکیل یافت. هر چند طبق قانون رسما زیرنظر نخستوزیری بود، ولی عملا سران ساواک فرمانبر شاه بودند.
مجلس شورای ملی اسفند 1335 تاسیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور (ساواک) را مطابق چند قانون به تصویب رساند:
ماده 1 ـ برای حفظ امنیت کشور و جلوگیری از هرگونه توطئه که مضر مصالح عمومی است، سازمانی به نام اطلاعات و امنیت کشور وابسته به نخستوزیری تشکیل میشود و رئیس سازمان، سمت معاونت نخستوزیر را داشته و به فرمان اعلیحضرت همایونی شاهنشاهی منصوب خواهد شد.
ماده 2 ـ سازمان اطلاعات و امنیت کشور دارای وظایف زیر است:
الف) تحصیل و جمعآوری اطلاعات لازم برای حفظ امنیت کشور.
ب) تعقیب اعمالی که متضمن قسمی از اقسام جاسوسی است و عملیات عناصری که بر ضداستقلال و تمامیت کشور یا به نفع اجنبی اقدام میکنند.
ج) جلوگیری از فعالیت جمعیتهایی که تشکیل و اداره آنها غیرقانونی اعلام شده یا بشود و همچنین ممانعت از تشکیل جمعیتهایی که مرام یا رویه آنها مخالف قانون اساسی باشد.
د) جلوگیری از توطئه و اسبابچینی بر ضد امنیت کشور.
هـ) بازرسی و کشف تحقیقات نسبت به نیروهای زیر:
1 ـ بزههای منظور در قانون مجازات مقدمین بر علیه امنیت و استقلال مملکتی مصوب 22 خرداد 1310.
2 ـ جنحه و جنایاتی که در فصل اول باب دوم قانون کیفر عمومی مصوب بیست و دوم دی 1304 پیشبینی شده است.
3 ـ بزههای مذکور در موارد 310، 311، 312، 313، 314، 316 و 317 قانون دادرسی و کیفر ارتش مصوب 1317.
ساواک از اداره کلهای مختلف با شرح وظایف خاصی تشکیل شده بود.
تشکیلات ساواک شامل اداره کل ساواک تهران و ساواک استانها بود.
در شکلگیری ساواک، آمریکا و اسرائیل نقش عمدهای داشتند. ارتشبد فردوست در این باره در خاطرات خود میگوید:
پس از 28 مرداد 32 که آمریکاییها با قدرت تمام وارد صحنه شدند و تصمیم گرفتند ایران را بهعنوان پایگاه اصلی خود در منطقه حفظ کنند، در درجه اول به ایجاد دستگاه ضداطلاعات ارتش و تقویت آن و در درجه دوم به تأسیس سازمان امنیت کشور (ساواک) پرداختند. طبیعی بود اگر ایران باید پایگاه اصلی آمریکا در منطقه باشد، به یک سیستم اطلاعاتی و امنیتی قوی نیاز داشت. مضافا اینکه در شمال آن رقیب اصلی آمریکا، یعنی شوروی کمونیستی، با حضور خود این پایگاه غرب را تهدید میکرد. به علاوه تأسیس دستگاه اطلاعاتی و امنیتی ایران توسط آمریکا به او این امکان را میداد تا تسلط کامل خود را تأمین کند و نفوذ خود را در ایران عمق بخشد.
تیمور بختیار، پاکروان، نصیری و مقدم به ترتیب ریاست ساواک را به عهده داشتند. بختیار سال 1340 به دلیل احساس خطر شاه از وی برکنار شد و سپس به دست یکی از مأموران ساواک در عراق به قتل رسید. پس از وی پاکروان به این مقام دست یافت؛ او به زودی در پی ترور ناموفق شاه در بیست و یکم فروردین 1344 در کاخ مرمر از کار برکنار شد و نصیری که پیشتر مامور برکناری مصدق و فرمانداری نظامی تهران در جریان قیام 15 خرداد بود و از مهرههای مطمئن شاه به شمار میآمد، به ریاست ساواک رسید. نصیری در جریان انقلاب که شاه به قربانی نیاز داشت، قربانی شد و مقدم به جای او نشست. این سه نفر با پیروزی انقلاب دستگیر و در دادگاههای انقلاب اسلامی محاکمه و اعدام شدند.
این سازمان بویژه در دوره حاکمیت نصیری (دوره نخستوزیری هویدا) به یاری هزاران مامور رسمی و انبوه خبرچینان و شیوههای متنوع شکنجه و سرکوب، کار کنترل تمام محافل، سازمانها، نهادها، مراکز و افراد مظنون را به عهده داشت.
به این ترتیب، ساواک در تمام روزنامهها حضور داشت و برای آنها سر مقاله مینوشت یا مطالب را دیکته میکرد، در ادارات همه زیرنظر بودند، در ضیافتها هر کس به فرد مجاور خود بدگمان میشد، در اتاقهای هتلها میکروفن کار گذاشته بودند، کتابها و حتی نامههایی که از خارج میرسید، کنترل میشد و نامهها با بیدقتی بسیار باز و بعد با سنجاق دوخته میشد.
ساواک گاه برای دستگیری یک گروه کوچک، برای آن که فرد یا افراد مورد نظر نگریزند، دهها نفر را دستگیر میکرد. ایجاد کمیته مشترک ضدخرابکاری به کمک شهربانی سال 50 به ساواک حضور آشکار بیشتری بخشید. به این ترتیب ساواک توانسته بود جز تعدادی از رهبران مذهبی و برخی از روشنفکران و تبعیدشدگان به خارج همه را بترساند.
ساواک درخصوص کنترل مخالفان در خارج از کشور پولهای هنگفتی برای روسای ساواک درخارج ارسال میکرد و به اشخاص داخلی یا سیاستمداران و نشریههای خارجی مبالغ بسیاری حقالسکوت میداد.
بهطور کلی القای ترس مفرط به تنفر عمومی انجامید. هنگامی که با تحولات انقلابی سال 1356 و 1357 در این ترس تزلزل ایجاد شد و روحیه انقلابی پدید آمد، ماموران ساواک آماج حملات انقلابیون قرار گرفتند و افشای گسترده اعمال و شکنجههای روحی و جسمی ساواک باعث تشدید اعتراضات عمومی شد.
منابع:
1 ـ ظهور و سقوط سلطنت پهلوی، ج 1، خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست؛ انتشارات اطلاعات؛ تهران: 1371؛ صص 383 ـ 382 * 2 ـ ساواک و نقش آن در تحولات داخلی رژیم شاه؛ تقی نجاریراد؛ مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ چاپ اول: 1378؛ صص 230 ـ 229 * 3 ـ آخرین وحشتآفرین، براساس زندگی ناصر مقدم نوشته حبیبالله مهرجو از مجموعه کتابهای «دانستنیهای انقلاب اسلامی برای جوانان» از سوی مرکز اسناد انقلاب * 4 ـ خاطرات فاطمه پاکروان، همسر سرلشکر حسن پاکروان: افسر ارتش، رئیس ساواک، وزیر اطلاعات و سفیر؛ ترجمه اسماعیل سلامی؛ انتشارات مهراندیش؛ تهران: 1378؛ ص 9
ساواک 9 اداره کل دایر کرد
اداره کل اول شامل کارگزینی، ارتباط و مخابرات، عملیات سری، بخش تشریفات، مشاوران و بازرسان و دبیرخانه میشد.
اداره دوم کسب اطلاعات در خارج از کشور را به عهده داشت و با ستاد ارتش همکاری میکرد و با اداره کل هفتم مرتبط بود.
اداره کل سوم مسئولیت امنیت داخلی کشور را به عهده داشت و شامل اداره کنترل سازمانها و گروههای مخالف، اداره امور مطبوعات، سازمانهای دولتی و کارگری، شرکتهای تعاونی، شرکت واحد اتوبوسرانی، حزب رستاخیز و مجلسین، اداره آرشیو و بایگانی، اداره سانسور، عملیات ویژه و بخش قضایی میشد.
اداره کل چهارم عهدهدار حفاظت ساواک و کنترل آنها بود.
اداره پنجم امور فنی و تکنیکی ساواک را به عهده داشت.
اداره کل ششم مسئول حسابداری، کارپردازی، بهداری و موتوری و تأمین بودجه خارج از کشور بود.
اداره کل هفتم جمعآوری اطلاعات داخلی و خارجی و تجزیه و تحلیل آنها را به عهده داشت.
اداره کل هشتم مسئول کنترل اتباع خارجی و سفارتخانهها در ایران بود.
اداره کل نهم بیوگرافی افراد و امور گذرنامه را به عهده داشت.
همچنین رئیس ساواک دارای دو معاون عملیاتی و اداری بود.
شهاب سلیمی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: