هیچ وقت تعطیلی ندارم

بای بسم الله: دکتر عباس شفیعی ، چهره ماندگار شیمی و داروسازی ، چه ساده به روزنامه آمد و رفت اما خاطره ای دیگر از خود به جا گذاشت.
کد خبر: ۶۴۰۲۸

از همان اولین تلفن با اطمینان گفتم که آمادگی و حاضرجوابی و خلاقیت ذهنی ، عنصر اصلی گفتگوی دوجانبه مان خواهد بود و استاد بلافاصله با اعتماد به نفس ، مطمئن مان کرد که همراهی اش ما را به آفاق و انفس تازه ، متفاوت و دیگری میهمان خواهد کرد و سیر خواهد داد ؛ و همراهی دکتر. چه خاطره ای شد! خاطره ای دیگر.
البته بخشی از گفتگو تلفنی شکل گرفت.

بگذارید دستتان رو شود.

دستمون رو است همونی که هستیم می گیم.

بهترین ایده ای که تاکنون کسی داشته؛

که باعث تحول شده؛ اینشتین بوده واقعا.

و بهترین ایده شما؛

با ما کاری نداشته باش ، برو دیگران.

نظری که از همه پررنگ تر است؛

اونی که شما مخالفی! ( نوع نگاه صوفیانه به جهان معاصر!) نظرات حسین الهی قمشه ای.

آدمی را غرق حیرت می کند؛

نظام آفرینش.

پیش از شما؛

پدر و مادرمون بوده دیگه.

پشت گوش نمی اندازین؛

هر برنامه ای و قول و قراری که دارم واقعا پشت گوش نمی اندازم.

کامپیوتر شخصی یعنی؛

مطابق یک کامپیوتر ، امورات را برنامه ریزی کرده انجام می دهد.

از دیدتان پنهان است؛

سوال هوش می کنی.

شما را به این صفت می شناسند؛

پشتکار.

قهرمان علمی؛

نه بابا ما نیستیم.

حضور شما در جام جم گواهی است بر؛

علاقه مندی.

اگر تعارف را کنار بگذاریم؛

به حقیقت نزدیک می شیم.

...که شما می ستایید؛

افرادی که وطن دوست باشند.

کسی که مهاجرت می کند؛

طبعا «دین»اش را به وطن انجام نمی ده.

اگر در وطن بمونه؛

به شرطها و شروطها ، محیط کاری مناسب باشه براش.

از آرمان های نامتعارف؛

اولا بگو آرمان متعارف چیه تا بریم به آرمان نامتعارف برسیم.

اندیشه اش را نمی پذیرید؛

خیانت.

... می پذیرید؛

خدمت.

به فرمایش حافظ: حتی بی مزد و منت؛

بله.

از نیازهای روحی؛

تحقیق و تفحص.

چی در این نیاز خلل وارد می کنه؛

عملا هیچی ، همیشه هست.

بی توازنی؛

مشکلات روانی.

احساس شناور شدن؛

وقتی که آدم بتونه خدمتی ارائه بده مخصوصا که مشکل نیازمندی را حل کنه.

معراج شما؛

متاسفانه که ما در آن حد نیستیم تا به معراج بریم.

کسی که شما یا عادتهای شما را دست بیندازد؛

خب طبیعی یه در تمام دوران ، ما مورد بی لطفی قرار می گرفتیم مخصوصا هنگام تحقیق و پژوهش به ما می گفتند: شما روانی اید که اینقدر کار می کنید! این در جامعه بیکار ، طبیعی یه.

از دور صدایتان کنند؛

طوری نیست.

بوق بزنند؛

ناهنجاری اجتماعی را نشون می ده.

شما را مجاب می کند؛

وظیفه ای که به عهده کسی یه که خوب انجام بده.

آدمهایی که می شه حدس شان زد/همیشه یک فرم دارند؛

ثابت قدم اند.

آدمیان دست خوش دگرگونی مداوم اند؛

طبیعی باید باشند.

کسانی که این جور نیستند؛

روبه اصلاح باید باشند.

آدم حالی به حالی؛

متاسفانه تصمیم نمی تونن بگیرن.

آدم غیرقابل پیش بینی؛

اونی که حالی به حالی یا هر لحظه یه جوره.

هیچ بعید نیست؛

این که مرگ هر لحظه به سراغ آدم بیاد.

برای شما مهم نیست؛

شلوغی همین جا و سر و صداهایی که....

آسودگی خاطرتان؛

وقتی که کارها خوب پیش می ره بیشتر کارهای تحقیقاتی.

رنجی که برده اید/می برید؛

از جامعه ای که فعال نیست.

این که...کار بزرگان را کوچیک می شمرن؛

معمولا آدمهایی که حسودند.

حقیقت عینی و دیداری شما؛

انجام کارهای [علمی] است واقعا.

سخنی از روی تواضع؛

نه دیگه نباید چیزی بگیم.

شما را به خشم می آورد؛

کارها را خوب انجام ندادن یا با سهل انگاری انجام دادن.

شما و رضایت کامل؛

وقتی که واقعا یه تحقیق به خوبی انجام می شه.

شما و داروین؛

اونا خیلی بزرگن ما را با اون کوچیکا مقایسه کنین البته من به داروین اعتقادی ندارم اعتقاد ما مقابل همدیگر است.

کجا صدای «درستی» را می شنوید؛

عملا هر صدایی که از افراد می شنوم ، قبول می کنم.

اما این بر خلاف روحیه ما ایرانی هاست؛

درسته ، سوءظنی نیستم.مردم را قبول دارم نمی دانم من می گم انسان باید این طوری باشه.

از طفره رفتن ها؛

با یه آدمی صحبت می کنی که معمولا اهل طفره نیست.

در افراد اجتماع ، از برخوردها؛

راست و حسینی نیستن بعضی اوقات می بینی طفره می رن.

مصالحه بخاطر هدف؛

نه اصلا اهل این حرفها نیستم. اینا سیاسی یه. این در مرام ما نیست ، مال کمونیست ها بود!

یه حرف راست و حسینی؛

صبح زود بلند می شیم و شب هم زود می خوابیم.

واقعیت دروغ؛

بده دیگه.

این که دروغ ، شهرها را ویران می سازد؛

حقیقته به نظر من.

حمله ویروس به همه مایملک علمی و یادداشت هایتان؛

به کامپیوتر ماست ؛ اگر این حمله در خود انسان باشه ممکنه اخلاقیات را از بین ببره و آدم را منحرف بکنه.

آیا بشر هم به نوعی ویروس زمین است (در فیلم ماتریکس آمده):

نه شباهتی نداره آدمهای خوب خیلی زیادند.

روح ویروسی؛

وقتی کارهای زشت زیاد بکنه.

اصطلاح قرآنی ، «خدا مهر گذاشته بر قلبش»؛

یعنی دیگه برای خدا مسجل شده که آن شخص به طرفش نمی ره.

فکر کنم ادامه دادن بقیه جمله به «ما نمی آد» برای شما بسیار ساده است؛

به ما نمی آد که خدا بر قلب و گوش و چشمان مهر بگذارد: خدا خیلی مهربانه.

آنجایی که از شما استقبال با آب و تاب ، صورت نمی گیره؛

به طور متوسطش خوبه اغراق درش نباشه.

اگر اصلا نباشه؛

من ناراحت نمی شم ولی در کل از نظر اخلاق اجتماعی خوب نیست.

بخش مهمی از تاریخ ایران باستان که در وجود شما هنوز تپنده و گرم حضور دارد؛

خب بله. دانشمندان گذشته ما دو خصوصیت برجسته داشتند. عالم و متدین بودند.

بسیار با شکوه؛

هر چیز/سوابق تاریخی که هنر درش هویدا است. قصرالحمرا در اسپانیا واقعا شاهکار کرده اند.

راز جوان ماندن و نشاط؛

هم اخلاقه ، هم کار ؛ تنبلی آدم را زود پیر می کنه.

خوش اخلاق؛

اخلاق حسنه اس.

بفرمایین خودم؛

نه. خودم نیستم اتفاقا.

شما و خوش صحبتی؛

بد نیست.

خوشرو؛

بر می گرده به همان اخلاق دیگه.

چهره ای با خطوط درهم برهم؛

خوب نیست یعنی دیگه خیلی بد اخلاقه.

حمله به؛

به کجا می خوای بکنی. مخالف حمله هستیم 100 درصد.

حمله به جهل؛

اون درسته دیگه. بله. مفهوم حمله را باید ببینین که چیه ؛ حمله به دروغ ، بله ....

غنای بیکران کدام روح؛

معمولا در پیامبران دیده می شه.

جای دقت و توجه دارد؛

هر چیزی / کاری جای تامل داره باید پیش از هر کاری تامل / فکر کرد بعد انجام داد.

کاری که به تامل احتیاج نداره؛

کار خیر.

ما ایرانی ها در ذهنمان نداریم؛

وقت شناسی. خلاف اسلامه و ما سرمون نمی شه!

خاطره خوب یک تماشا؛

خونه خدا واقعا.

اصالت شرقی؛

میهمان نوازی.چیزی که توی غربی ها وجود نداره.

زندگی یعنی؛

خوشبین بودن.

آدمهای خبرساز؛

سیاستمدار.

وقتی که برف می بارد؛

من خیلی خوشم می آد.

چرا زمستان با همه آرامش ، شکوه زیبایی اش مثل بهار مورد توجه نیست؛

متمایزه ؛ بهار به علت آن لطافت هواست که مورد توجه است طبیعت زنده می شه که خیلی در روحیه انسان موثره مثل دیدن آب ، پرنده ها، سبزه ها.

هیچ گاه از یاد نمی برید؛

خدا.

به دست فراموشی سپرده شده؛

توی کشور ما دیگه؛! کار، احساس مسوولیت.

اصلا سعی نمی کنید به یاد بیاورید؛

خاطرات بد.

لایه های ذهنی شما به جز رشته تخصصیتان ، انباشته از چیه؛

ایمان. منتها می خواستم یه جوری بگم که جنبه خودخواهی و ریا پیدا نکنه.

رستگاری شما؛

گفتم دیگه. در برنامه ریزی و انجام به موقع کارها.

کی ها از خدا طلبکارند؛

خدا را نمی شناسن ، خود پرستند و خودخواه.

ته جهنم چه خبره؛

جای خیلی بدی یه. اوصافش را شنیدیم.

جای کی ها است؛

بدکاران.اونایی که خدا را قبول ندارند.

دوستش ندارند؛

کسی که خدا را قبول داره دوستش هم داره.

تنوع سرشار حیات؛

نشانی خداونده.

کمال مرموزی که آدمی دارد؛

ژنتیکه ، پایه ژنی داره ، این هم یکی از قدرتهای خداست.

پیچیدگی حیرت آور نظام زنده؛

کنجکاوی کنی دلیل بر خداونده.

مفهوم تغییر گونه ها؛

برمی گرده به وجود یک خلاق.

بسیار گنگ و مبهم؛

هر مساله ای ابتدا گنگ و مبهمه ولی قابل حله.

الان چی؛

همیشه همین طوره.

پدیدآورنده تغییرات؛

معلومه دیگه. ذات خداوند.

داروین چی می گه؛

تکامل انسان را موکول به تغییرات تدریجی می دونه.

علم چی می گه بالاخره؛

با پیشرفت علم ، شما آگاهی هات زیادتر می شه.

بالاخره که تکامل رخ داده؛

در افکار در خود آن موجود است که تکامل رخ داده ولی مفهومش این نیست که چیز دیگه ای جانور دیگه ای شده مورچه ، مورچه بوده و آدم ، آدم.

و نظریات داروین ، اینشتین و نیوتن؛

باعث مطالعات بیشتری شده.

پایان علم؛

قابل تصور نیست.

آینده در کشور ما؛

آینده ، رو به بهبوده ان شاءالله.

عاشقانه ترین؛

عشق به خدا.

کوشش بیهوده؛

برای ما کاری غیر از علم یا غیر از جهت پیشرفت علم.

همگی؛

همگی تو یه مسیر.

کدام مسیر؛

در جهت پیشرفت مملکت و عقاید اسلامی از دید من.

یکی از بزرگترین اسرار تمام دوران؛

اصلا آفرینشه.

چرا من شما را دوست دارم / به شما ارادت دارم؛

برای این که من هم به شما ارادت دارم.

راست می گین؛

دو طرفه است همیشه.

سرزمین؛

سرزمین کشور خودم.

عترت؛

یعنی دور از گناه باش.

این که بگویند: شما شیوه های عجیبی داری؛

بس که خیلی کار می کنیم می گن شما بی خود اینقدر کار می کنین.

احساستان از دکتری افتخاری؛

فکر کردیم که بالاخره یه کسی قدر کارهای ما را می دونه.

فارغ التحصیل؛

یعنی آغاز تحصیل ، فارغ التحصیل ما نداریم به طور کلی.

پربارترین لحظاتتان؛

موقعی که کاری را به نتیجه برسانیم.

مناجات با خدا؛

خب دیگه ، نماز.

با خدا حرفهای خاله زنکی هم می زنین؛

نمی شه نوشت/صادقانه صحبت می کنیم.

شکل خاص فرانسه؛

از نظر زیبایی واقعا زیباست.ولی در دید من در مقایسه با امریکا آنقدر کوشا و کاری نیستند.

توصیف صبح خیلی زود در فرانسه؛

ساعت 9.5 حدودا ساعت کارشون شروع می شه.

در امریکا؛

اصلا تعطیلی نداریم. دانشگاه را می گم البته.

آدمهاش؛

خیلی ریلکس هستن.

مطالب نادرست؛

باید سعی کرد درستش کرد.

زیر بار نرفتن؛

زور.

دوستان خواسته اند؛

صمیمیت.

کتابی درباره...؛

علم.

چهره های سرشناس؛

اونایی که الگو باشن.

زندگینامه؛

کارنامه فعالیت شخصی.

اتفاق بسیار خوشایند؛

وقتی که به آدم احساسی دست بده که آن چیزی که انجام می ده مورد رضایت خداست.

زیبا؛

آنچه به نفع بشریت باشه.

معترض؛

به کارهای نادرست.

تاثیرگذار؛

الگو هستند.

استقبال خوب؛

از افراد خدمتگزار.

شخص مستقل؛

کسی یه که پایبند افکار دیگران نباشه.

درباره زندگی؛

انسان آفریده شده برای این که انسان باشه.

زندگی من؛

  • یک حرف راست وحسینی؛
    صبح زود بلند می شیم و شب هم زود می خوابیم

  • نمی شه اینا رو گفت: «واقعا در خدمت مردم باشیم» اگه بنویسی شاید خودخواهی بدونن.

    علی بن ابیطالب ع امام ما بارها از خودشون تعریف کردن؛

    ما که علی ابن ابیطالب نمی شیم ، نوکرتم!

    پژوهش؛

    در کارهایی که مشخص نیست.

    قلم؛

    نوشتن در خدمت مردم.

    حاشیه؛

    اونایی که بی توجهن به خودشون و اجتماع.

    بارها ما را با جواباتون غافلگیر کردین؛

    لابد رک جواب می دم.

    منافع بیگانگان؛

    کاری بکنیم که در جهت خلاف منافع مملکت باشه.

    تجزیه کشور؛

    مخالفم.

    تجزیه شما؛

    از دست دادن خصوصیات / هارمونی از بین می ره دیگه.

    ترکیبات روحتون؛

    خیلی مشکله ؛ بیشتر از نظر روحی مذهبی ام.

    سرمایه های گرانبهای ملی؛

    چیزهایی که برای پیشرفت مملکت به دست می آد به راحتی از دست ندیم.

    سرمایه های ما افراد و انسان های توانمند هستند. نظریه پردازی؛

    در حقیقت در زمینه علوم اجتماعی یه که کار بسیار باارزشی یه.

    قهرمان؛

    توی زمینه های مختلف هست.

    توی ذهن شما؛

    باعث افتخار مملکت.

    از واقعیت های تلخ؛

    اینه که مردممون کار نمی کنن.

    کیمیاگران قدیم؛

    تبدیل مس به طلا.

    دوپینگ یک شیمیست؛

    اتمام موفقیت آمیز یک پروژه سنتز.

    امروز ، کیمیاگری در چیست؛

    تبدیل مواد باارزش افزوده کم به مواد باارزش افزوده زیاد.

    شباهت شما و کیمیاگران خجسته ای چون رازی؛

    نقدا شباهتی وجود ندارد.

    فرقتان با کیمیاگران؛

    زیاد.

    اگر هزار سال پیش بودین ، آیا کیمیاگر می شدین؛

    شاید.

    مخاطره آمیز؛

    گناه.

    مس وجودتان را طلا می کند؛

    ایمان.

    کیمیای انسان ساز؛

    دستورات قرآن و رسول خدا.

    نتیجه کیمیای بندگی خدا؛

    سعادت دنیا و آخرت.

    تغییر ناگهانی؛

    عدم ثبات.

    معجزه؛

    قرآن.

    معجزه شیمی؛

    حل مشکلات عدیده جامعه.

    شیمی در آنجا کم می آورد؛

    بن بست واکنش.

    روح شیمی؛

    مکانیسم واکنش ها.

    ضربه واقعی؛

    غفلت از یاد خدا.

    مهمترین احساس؛

    رضایت قلبی.

    اهمیت جوانی؛

    انرژی زیاد برای کار و خدمت.

    راز سربه مهر شما؛

    شخصی است.

    وضعیت ثابت؛

    توقف و عدم پیشرفت.

    آن را پیش بینی کرده بودید؛

    سقوط رژیم شاه.

    مهمترین کشف شخصی؛

    گفتنی نیست.

    نکته حیاتی اما فراموش شده؛

    یاد خدا.

    جاذبه بزرگان؛

    تجربه.

    پیچیدگی؛

    مرموزی.

    یک احتمال دوست داشتنی؛

    توسعه مملکت.

    قفل؛

    پیشرفت همگام با کشورهای پیشرفته.

    از مهمترین نتایج دانش امروز؛

    اختراعات.

    مدیریت اطلاعات؛

    لزوم جامعه کنونی.

    لحظه تولد؛

    لحظه شیرین.

    راز تولد؛

    راز خلقت.

    جهان ایستا؛

    مرده.

    رسانه جمعی / ملی؛

    لازم و ضروری.

    این که زندگی حتی با فقدان اندیشگران بزرگ و فرزانگان دانشمند ادامه دارد؛

    حکمت خداوند.

    در فقدان شما چه چیزی تغییر می کند؛

    هیچی.

    تاثیر نبودنتان بر بودن (= هستی)؛

    هیچی.

    اگر شما نبودین ، زندگی ایرانی چیزی کم ؛ این طور فکر نمی کنین؛

    خیر.

    ظرافت نهفته؛

    یک یک خلقت خداوند.

    ترتیب؛

    انضباط.

    حیرت در...؛

    شاهکارهای خلقت آفرینش توسط خداوند.

    عالم کودکان با روح بزرگتر؛

    اندیشمندان.

    حرارت؛

    گرمی.

    تابش؛

    خورشید.

    سرما؛

    یخ.

    انرژی؛

    بقای حیات.

    تحول؛

    انقلاب اسلامی ایران.

    کاملا راضی؛

    به رضای پروردگار.

    کارمند؛

    چشم به راه آخر ماه.

    ترکیب؛

    مجموعه چند ماده.در اصطلاح «ترکیب کوالانسی»

    شما با چه کسی؛

    با ائمه ع.

    فضای خالی؛

    خلاء.

    مزاحم؛

    انسان هایی که وقت انسان را بی جهت به هدر می دهند.

    [شیمی] آلی ، برایتان عالی ترست یا معدنی؛

    آلی.

    یک بیانیه شیمیایی یک کلمه؛

    مکانیسم.

    میانه تان با جدول حل کردن؛

    وقت ندارم.

    جدول مندلیف؛

    اساس علم شیمی.

    یکی از عنصرهای هنوز کشف نشده وجودتان؛

    لازم به ذکر نیست.

    اسمی که شما دوست دارید [شیمی و یاغیره]؛

    اسامی ائمه ع.

    بوی بد عناصر؛

    باعث دلگیری است.

    یا برعکسش ، بوی خوش؛

    باعث شادابی است.

    از اتفاق های هولناک آزمایشگاه؛

    آتش سوزی و انفجار.

    در نمره های شیمی دوران دبیرستان؛

    در سطح عالی.

    درسی که اصلا دوست نداشتین؛

    زمین شناسی.

    موقع آب خوردن به آسمان فکر می کنین / به زلالی روح / یا فقط به H2O؛

    به زلالی روح.

    اهل ترکیب کردن مواد آشپزخانه و ابداع غذاهای جدید؛

    وقت ندارم / خیر.

    اهل ترکیبین یا تجزیه (= مقابل سهو و سکر عرفا)؛

    ترکیب.

    از جذبات؛

    نماز.

    سکوت؛

    خوب است.

    عنصر اول؛

    هیدروژن.

    عناصر ناب؛

    انسان.

    [همرهان] سست عناصر؛

    دوست نما.

    بریدن حوصله آدم؛

    آدم پرحرف.

    کش آمدن نور؛

    نسبیت اینشتین.

    وضعیت دشوار؛

    مرگ نزدیکان.

    معماگونه؛

    راز خلقت.

    بر انسان چه زمانی گذشت که چیز قابل ذکری نداشت [سوره انسان ، دهر]؛

    زمان طولانی.

    این که: در آغاز کلمه بود؛

    انسان.

    به منزله صفر؛

    تهی.

    خاطره یک سیر و سلوک درونی؛

    گفتنی نیست.

    یک نکته ناب درباره ائمه ع؛

    هدایتگر.

    و امام مهدی عج مخصوصا؛

    مشتاق ظهور ایشان.

  • تجزیه علمی


    نام و...: دکتر عباس شفیعی ، متولد 1316دکتر داروسازی ، دکتر علوم دارویی ، فوق دکتری شیمی ، پروفسور مدعو به آلمان و فرانسه
    آدرس: شهرک غرب ، خیابان ایران زمین ، خیابان مهستان ، الی انتها

    برای دیدن عکس در اندازه بزرگتر کلیک کنید

    زبان: انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی
    انتشارات: 262 مقاله انگلیسی در مجله ها ، 66 مقاله در کنگره ها ، 11 تا کتاب تخصصی که چند تالیفش برنده جایزه کتاب سال و ارشاد و دانشگاه تهران هم شده اند.
    جایزه: چند تاش اینه: چند سال جایزه اول طرحهای تحقیقاتی وزارت ارشاد ، دکتری افتخاری ، چهره ماندگار جمهوری اسلامی
    عضویت های تاکنون: رو کای Rho Chi از سال 1965/ سیگما سای Sigma Xi از 1968/ شیمی هتروسیلیک از 1971/ انجمن علمی شیمی جهانی از 1976/ انجمن علمی شیمی و مهندسی شیمی ایران از 1348/ پیوسته فرهنگستان علوم پزشکی جمهوری اسلامی ایران از 1371/ وابسته فرهنگستان علوم از 1371/ انجمن داروسازان ایران از 1950/ فرهنگستان جهان سوم از 1374 کمیته انتخاب اعضای فرهنگستان جهان سوم از 1374تا 1382/کمیته اعطای جایزه فرهنگستان جهان سوم 1382/ صندوق حمایت از پژوهشگران کشور 383.


  • علی اکبر مظاهری


    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها