در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شغلی که بیشتر هنرمندان مهمش را در طول زمان از دست داده و معدود استادکارهایش را هنوز میتوان در شهرهای یزد، اصفهان، کاشان و هرمزگان یافت. هنری که سالهای سال قدمت دارد و زیباییاش چشمنواز است .
درباره زریبافی ایران نیز مانند قالی از دوران خیلی قدیم اطلاع زیاد در دست نیست، ولی شواهد زیادی موجود است. درباره تاریخچه زریبافی باید گفت بافت پارچههاییکه درمتن و نقوش آنها، نخهای گلابتون به کار گرفته شده بنا به روایات تاریخی به 2000 سال پیش میرسد.
این پارچهها برای تنپوش پادشاهان، وزیران، بزرگان و درباریان به کار میرفت. همچنین به عنوان هدیهای ارزشمند در دربار شاهان ایران برای هدیه دادن به شاهان بیگانه بهحساب میآمد.
ایران قرنها تولیدکننده اصلی پارچههای زری برای دربارها و کلیساهای جهان از لندن تا توکیو بوده است. پارچههای زربفت ایرانی در موزههای بزرگ جهان جای دارد و میطلبد توجه خاصی به این هنر داشته باشیم و ارزش بیشتری برای آن قائل شویم، چراکه بیتوجه بودن به این امر مهم به نابودی محض این رشته منجر میشود. هنر زریبافی در حال حاضر در ایران در بدترین شرایط خود در طول تاریخ 2000 ساله آن است. اگر فقط بخواهیم تعداد دستگاههای بافت پارچههای زری را با دورههای قبل مثلا دوره صفویه مقایسه کنیم، متوجه این فرق فاحش و تأسفبار میشویم. اکنون نهتنها قدر و منزلت این هنر را کسی نمیداند، بلکه بیتوجهی ما به نابودی این هنر با ارزش دامن میزند. این هنر پرارزش اکنون مهجور و مظلوم واقع شده، ولی در دورههای گذشته هم پایه نگارگری، قلمزنی، سفال و... صاحب ارزش بوده و به آن پرداخته میشده است. اکنون کمتر کسی پیدا میشود که سختیهای این کار را برای آموزش به جان بخرد. آکادمیک نبودن، نبود دسترسی به مواد اولیه مرغوب، منتقل نشدن هنر استادان، حجیم بودن دستگاه نساجی و نبود حمایت دولت همگی دست به دست هم دادهاند برای فراموشی این هنر کهن.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: