
در قدیم که هنوز صنعت چاپ به وجود نیامده بود، داستانسرایی و نقالی رواج داشت و بیشتر در محل تجمع مردم اجرا میشد، مانند قهوهخانهها، میدانها، کاروانسراها و دیگر محلهای عمومی. در داستانسرایی، باید رویدادها در هماهنگی با جغرافیای محل وقوع رخ داده باشد تا نتیجه اصلی حاصل شود. متاسفانه در کتابهایی که به صورت چاپ سنگی و داستانی آماده و در دسترس قرار گرفته بود خیلی کم این نتیجهگیری وجود داشت و بیشتر بر پایه ذوق مردم در دستگاه هیات حاکمه تهیه میشد. آثاری برگرفته از داستانهای عامیانه سینه به سینه نقل میشد تا به زمان ما رسید.
در برخی کتابها نتیجهگیری اخلاقی مشاهده نمیشود. کتابی همانند احمد طالباف را میبینیم که جهتدار است و نتیجه اخلاقی دارد. البته در متن کتابهای قدیمی این هماهنگی دیده میشود مانند داستانهای شاهنامه، مثنوی مولانا و سعدی که هر یک نوشتاری در خور بررسی و توجه دارد. منظور ما در اینجا کتابهای مستقلی است که به صورت داستانی و سرگرمی تهیه شده و در بیشتر روستاها، در منازل و بعضا در گوشه حسینیهها کتابهایی همانند یوسف و زلیخا، موش و گربه، حمله حیدری، مختارنامه، اسکندرنامه، ملک جمشید و... دیده میشد که بتدریج همه آنها از بین رفت. در بین کتابهای مورد نظر یکی هم کتاب امیرارسلان نامدار بود که به زمان ما نزدیکتر است و میتوان برداشتهایی از آن کرد. این داستان در دوره سلطنت ناصرالدینشاه و در کنار اتاق خواب او بهوسیله نقیبالممالک گفته شده و فخرالدوله آن را تدوین کرده است. در سالهای 18 ـ 1317 به صورت چاپ سنگی در تهران از روی نسخه خطی سهیلی خوانساری تهیه و مقابله و چاپ شده است. از 700 صفحه که در کتابهای قدیمی بوده، به 248 صفحه رسیده که در تاریخ 15 مهر 1340 با مقدمه استاد دکتر محمدجعفر محجوب به صورت قطع جیبی چاپ شده است. برداشت ما از روی نسخه چاپی اخیر است. داستان این کتاب از اوضاع زمان خود که پادشاهی ناصرالدینشاه باشد نیز تاثیر پذیرفته و به واسطه استقبال از این کتاب به صورت فیلم هم در آمده است.
داستان با دیگر داستانهای زمان خود مشابهتهایی دارد. به قول استاد محجوب اصل قضیه را هالهای از افسانه احاطه کرده است. نقیب الممالک سر سلسله سخنوران بوده، صدایی هم داشته و دوستان را با ساز مختصری همراه میکرده است.
ویژگیهای داستان
ـ جنگ بین مسلمانان و مسیحیان در این کتاب جنگهای صلیبی را تداعی میکند.
ـ نامهای به کار گرفته شده مانند الماسخان، پطروس شاه، دیوان که در قسمتهای مختلف آمده، خواجه کاووس و طاووس و شرابخواریها و بر پا کردن بساط که کار فرنگیهاست با داستان مطابقت دارد.
ـ تجسم چهرههای خوب در قالب شش وزیر، پیرمرد، کاردان وزیر و... و چهرههای فریبکار در نامهای قمر وزیر، الماس خان و... بسیار جالب و در خور توجه است.
ـ گوبینو موقع خلق این داستان در ایران بوده است و درباره تصمیمهای شاه و کشتن افراد در یک آن مطالبی دارد که این داستان با اوضاع دربار ناصری و زنها و معشوقههای او میتواند تطابق داشته باشد، گویی نقیبالممالک اوضاع زمانه و روزگار خویش را در قالب داستان امیرارسلان بیان کرده است. در حرکت تنهای قهرمان داستان هماهنگی با سایر داستانها میبینیم، رستم هم همیشه تنها حرکت میکرد و فاتح هم میشد.
نتیجه
ـ در تمام قسمتهای این داستان نقش زنان در تاریخ حکومتها کاملا مشهود و نوعی ارتباط تاریخی است.
ـ نقش پیشینیان در رواج اعمال خرافی در دربار و تسری آن به جامعه که داستان گویای آن است.
ـ مستبد بودن شاهان در حکومتهای خودمختار و تصمیمگیری آنان در جنگها و صلحها و به طور کلی سرنوشت مردم.
ـ بیحق بودن مردم در انجام امور و تصمیمگیری فردی که در تاریخ ردپای آن کاملا مشهود است.
ـ اثرپذیری داستان از اعمال پیشینیان که خود تاریخ اجتماعی اقوام و ملل را نشان میدهد.
ـ انتقال و تحریف اشعار شعرای گذشته در این داستان
محمد جابانی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم