در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سری بازیهای کیلزون همیشه برای دستاوردهای عظیم گرافیکیشان مورد ستایش بودهاند. این قسمت هم بیشک از این قاعده مستثنا نیست. زیبایی خیرهکننده مناظر و رنگپردازی معقول بازی، ذهن را در توصیف قدرت گرافیکی این بازی مبهوت خود میکند. مانند تمام نسخههای قبل، این قسمت از سری بازیهای کیلزون هم توانسته حجم غیر قابل باور چندضلعی را در یک تصویر بگنجاند و بدون افت فریم، شاهراه موفقیت را پی بگیرد.
عنوان Shadow Fall نبرد دو طایفه جنگستیز گذشته را به سیاره وِکتا میکشاند. سیاره وکتا تفاوت چشمگیری با محیطهای هلگانی سیاه که در نسخههای گذشته دیدهایم دارد. دریای آبی درخشان وکتا و سازههای آیندهنگرانههای آن، کنتراست و هارمونی خیرهکنندهای را با آسمان سرخفام و توفانهای شن هولناک آن خلق کردهاند.
شاید در نظر اول، SF به جایگاه والایی در میان شوترهای اول شخص دست نیافته باشد، اما وقتی محیطهای عظیم بازی و درگیری با هلگاستها را کنار محیطهای بستهای که با ظرافت و دقت تمام طراحی شدهاند قرار دهیم، متوجه میشویم هرچند این قسمت سایهای هم از یک طیف سابق آن است، اما بیشک بسیار پررنگتر مینماید.
البته این قسمت از بازی از نظر ظاهر بیشتر به بازیهای Crysis 2 و Crysis 3 میماند تا سری کیلزون. اما از ظاهر زیبای بازی که بگذریم، باید به ضعف روایی بازی اشارهای داشته باشیم. محیطها زیاد و اراضی گسترده هستند، اما در کمال تاسف، سازندگان در استفاده از این محیطها برای خلق صحنههای نفسگیر مانند آنچه در کیلزونهای قبلی دیدهایم ناکام ماندهاند. این مساله هم که از محیطها بهره صحیحی برای روایت گیراتر داستان گرفته نمیشود، ناامیدی بازیکن را دوچندان میکند.
در هر حال، ویژگیهای اصلی بازی است که ایراد کمی دارند و بازیکن را راضی نگه میدارند. قطعا سنگینی فضای بازی با کیلزون 2 قابل مقایسه نیست، اما مکانیکهای تیراندازی و حرکت کردن به بهترین شکل پیاده شده و کنترلی نرم و روان ارائه میکنند. استفاده از یکایک سلاحها لذتبخش است، بخصوص شاتگان که با قدرتی کوبنده دشمنان را به عقب پرت میکند. مراحلی هم به قصد ایجاد تنوع در بازی گنجانده شده است.
قسمتهایی شما را در حالت بیوزنی قرار میدهد و در قسمتهایی دیگر باید به مخفیکاری رو آورده و از دیدگان مراقب هلگاست خود را مخفی کنید. ممکن است لحظهای را برای اجتناب از برخورد با قطارهای مسافربری به درگیری بپردازید و لحظهای دیگر در حال هک کردن یک ربات و فعالسازی تخریب خودکار آن باشید.
تنوع بصری هم قابل تحسین است. در مرحلهای قطرات باران راهروهای آهنی زیر پایتان را مینوازند و در صحنهای دیگر بر فراز تپهای روشن از نور خورشید به نبرد میپردازید، اما متاسفانه هیچکدام از این کارها در جلب توجه بازیکن موفق نبوده و در نهایت به تلاشهایی ناکام در تزریق هیجان به بازی تبدیل میشود. مرحله به مرحله، کار بازیکن قدم گذاردن در صحنههای زیبای بازی و درگیری با چند دشمن و از پا درآوردن آنهاست که قطعا چیزی به ارزش یک عنوان AAA اضافه نمیکند.
پس از مدتی وقت گذراندن در بازی، این حس به بازیکن دست میدهد که سازندگان بیشتر از اینکه بخواهند تجربهای ناب برای بازیکنان خلق کنند، میخواستهاند قدرت گرافیکی خود را به رخ آنان بکشند. برخی صحنههای عاری از داستان، چنان کش میآیند که بازیکن دلش میخواهد با قیچی ریزریزشان کند! نداشتن تعادل در گیمپلی هم گاهی بازیکن را دلزده میکند.
ضمن اینکه درجه سختی پیشفرض بازی بسیار ساده است، یکی از مراحل، بازیکن را به فرار از بین تعدادی ساختمان در حال سقوط وامیدارد که ممکن است بارها به مرگ بازیکن منجر شود. در طول بازی رباتی همراه خود دارید که به عنوان وسیله فراز و فرود از ارتفاعات هم به کار میرود. کافی است گیره خود را جای چندان مناسبی نصب نکنید تا بسادگی به کام مرگ فرو روید!
داستان این قسمت در مقایسه با قسمتهای قبلی از انسجام بیشتری برخوردار است و به قسمتی از ماجرای دنیای کیلزون میپردازد که پیش از این به آن پرداخته نشده بود. وکتاییها بر هلگاستها فائق آمده و به آنها پیشنهاد زندگی مسالمتآمیز در کنار یکدیگر و در سیاره وکتا را دادهاند. اما حتی در این مقطع، رفتار نژادپرستانه وکتاییها و حائل شدن یک دیوار تبعیضگرایانه بین آنان، جنگ سردی را رقم زده که معلوم نیست کی به پایان برسد. واضح است که SF قصد دارد از نسخههای قبلی فراتر رفته و داستانی درخور ارائه کند، اما باز هم این تلاش به ثمر نمینشیند و شخصیت اصلی بازی به یک قهرمان کامل تبدیل نمیشود.
سیاوش شهبازی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: