اسطوره و جهان پدران ما

امروزه واژه اسطوره در زبان فارسی اغلب در موقعیت‌های کاملا بی‌ربط و نادرست به کار می‌رود. مثلا می‌گویند «علی دایی یکی از اسطوره‌های فوتبال ماست.» در حالی که چنین کاربردی هیچ نسبتی با معنای این واژه ندارد. اسطوره در چنین کاربردهایی به معنای قهرمان یا ستاره به کار می‌رود. ولی این واژگان، مترادف اسطوره نیستند.
کد خبر: ۶۳۹۳۵۹

در بعضی از موارد نیز اسطوره به معنای سخن افسانه و خرافه به کار می‌رود. این معنا برای اسطوره تا حدی هماهنگ با کاربرد واژه اسطوره در قرآن است. در آیاتی از قرآن، مشرکان آیات الهی را که پیامبر(ص) برایشان قرائت می‌کند، افسانه‌های کهن یا اساطیر الاولین می‌خوانند در حالی که آیات بعدی دلالت بر این دارد که چنین نسبتی نارواست. بنابراین اساطیر یا اسطوره در اینجا به معنای افسانه‌هایی که از پیشینیان به ما رسیده به کار می‌رود و افسانه خصوصیت واقع نمایی ندارد، بلکه صرفا داستان است.

این معنا برای اسطوره صحیح است، چرا که به باور اسطوره شناسان نیز، اساطیر خصوصیت واقع نمایی ندارند و به عبارت دیگر، هرچند اسطوره‌ها از پیشینیان برای ما نقل شده‌اند، ولی با تاریخ تفاوت دارند. چرا که داستان‌ها و شخصیت‌های تاریخی واقعیت دارند، ولی داستان‌ها و شخصیت‌های اسطوره‌ای، واقعیت نداشتند بلکه ساخته ذهن پیشینیان بودند.

اما ساختگی بودن این داستان‌ها نباید ما را به این نتیجه برساند که اسطوره ها داستان‌هایی بی‌اهمیت و کم ارزش هستند و مطالعه آنها صرفا ارزش سرگرمی دارد. چرا که اسطوره‌ها نقش مهمی در زندگی مردم باستان بازی می‌کردند و در زمانی که هنوز علوم و فلسفه نقش تعیین‌کننده‌ای در سامان دادن زندگی مردم به‌عهده نداشتند، مردم باستان هم وقایع معمول و هم حوادث غیرمترقبه زندگی خود را براساس اسطوره‌ها و شخصیت‌های اسطوره‌ای می‌فهمیدند.

مردم باستان توالی شب و روز و چهار فصل را با اعمال و رفتارهای شخصیت‌های اساطیری تبیین می‌کردند. اگر یک کشاورز در یک سال زراعی خود با حادثه‌ای غیرمترقبه مواجه می‌شد و مقدار زیادی از محصولات خود را از دست می‌داد، این حادثه را خشم شخصیت‌های اساطیری‌ای می‌دانست که به آنها باور داشت. مردم باستان حتی برای این‌که دچار چنین خشم‌هایی نشوند، بعضا قربانی‌هایی برای این شخصیت‌های اساطیری تهیه می‌کردند.

مردم باستان، جهان را بدون اساطیرشان نمی‌فهمیدند و باور به اساطیر، بهترین راه برای نظم دادن به پدیده‌های جهان، در ذهن مردم باستان بود. این کار را امروزه علوم تجربی، برای ذهن مردم انجام می‌دهند. امروزه هر فردی با اطلاعات مختصری از علم نجوم می‌داند که هنگام کسوف، سایه ماه روی زمین می‌افتد.

بنابراین علم نجوم به انسان امروزی کمک می کند پدیده غیرمترقبه‌ای را که در زندگی روزمره به آن عادت ندارد و به ناگاه با آن مواجه می‌شود در ذهن خود پدیده‌ای عادی جلوه دهد و از آن هراسی نداشته باشد، اما انسان‌های باستان از چنین علمی بی‌بهره بودند و بنابراین با دیدن چنین پدیده‌ای، هراسناک می‌شدند و برای این‌که در ذهن خود به این پدیده نظم دهند، شخصیت‌های اساطیری را خلق می‌کردند، شخصیت‌هایی که هر یک، عامل یکی از این اتفاقات تلقی می‌شد.

بنابراین شناخت اسطوره‌ها، یکی از بهترین منابع برای شناخت مردم باستان و ذهنیت آنهاست. اگر می‌خواهیم بدانیم آنها چه درکی از جهان اطراف خود داشتند و چگونه رویدادهای واقعی عالم اطراف خود را می‌فهمیدند، ‌باید به مطالعه داستان‌های غیرواقعی اسطوره‌ای بپردازیم.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها