در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
رفاهزدگی و بلاهت
هر لحظه از زندگی ما با به دست آوردن نعمتها یا از دست دادن آنچه داشتهایم، میگذرد و تمام این بهدست آوردنها و از کف دادنها، بر اساس قوانین الهی و شیوه عملکرد خودمان صورت میگیرد. پس از آن که به نعمتی میرسیم، نحوه برخورد ما با آن، سبک زندگیمان را مشخص میکند. نعمتها میتوانند مایه سعادت باشند یا مایه بدبختی و بیچارگی. اگر نعمتها فراوان باشند و فرد پیوسته در داشتههای نه چندان ضروری یا کاملا غیرضروری پیشروی کند، دچار رفاهزدگی میشود و به عیاشی و تنپروری میافتد.
از نظر شهید مطهری یکی از آثار این سبک زندگی، رسیدن به «فلسفه پوچی» و خودکشی است زیرا چنین کسانی وقتی هنوز با رنج آشنا نشدهاند، به لذتهای بزرگی دست مییایند که قدرت لذت بردن از آنها را ندارند. استاد میگوید: «طبقه مرفّه، لذّت حیات و ارزش زندگی را درک نمیکند؛ زیبایی عالم را احساس نمیکند؛ معنی حیات و زندگی را نمیفهمد. لذت و رفاه بیش از اندازه، انسان را بیحس کرده، به صورت یک موجود کرخ و ابله درمیآورد.... کسانی که خودکشی را به حساب حسّاسیّت میگذارند، باید بدانند که این «حساسیت» چه نوع حساسیتی است؟ حساسیت آنها حساسیت ذوق و ادراک نیست؛ به این معنی نیست که فهم لطیفتری دارند و چیزهایی را درک میکنند که دیگران درک نمیکنند؛ حساسیت آنها به این معنی است که در مقابل زیباییهای جهان، بیاحساس و کرخ و در مقابل سختیها زودرنج و کم مقاومتاند.» (ج1، ص: 187)
حال سوال این است که چطور میشود رفاه بیش از حد برخلاف ظاهرش ـ که آرزوی بسیاری از مردمان است ـ موجب شود فرد به موجودی بیحس و ابله تبدیل شود؟ شهید مطهری میگوید: «مردم وقتی که به رفاه زیاد و عیش و تنعم عادت کردند، خصلت عیش و تنعم و رفاهزدگی، کمحوصلگی و کمصبری و زودرنجی و پرتوقعی و امثال اینهاست.» (ج27، ص: 800)
این است که رفتارهای عجیب از سوی رفاهزدگان دیدهمیشود، هرچند سعی در پنهان کردن آن داشته باشند.
تاریخ آزمایش در برابر نعمت
وقتی صحبت از رفاه و رفاهزدگی میشود یک مثال تاریخی بارها در آثار شهید مطهری به چشم میخورد و آن ماجرای دوران پیامبر اسلام و سختیهای آن، و دوران امیرالمومنین و فراوان شدن نعمتها بوده است. صحبت از این است که عدهای برایشان سوال شده بود: چرا برای ما که همراه امام علی هستیم، نصرت خدا فرا نمیرسد؟ مگر همین همراه بودن کافی نیست؟
پاسخ صریح و بیپرده این است: خیر. هر روز آزمایشها به صورتی است. زمانی بود که مسلمانان در کنار پیامبر بودند و سختیهای بسیار دیدند، و در راه خود استقامت نشان دادند. گاهی شرایط به سود یاران پیامبر بود و به ضرر دشمنان و گاهی بر عکس، ولی با وجود اینها همراهان حضرت، عقبنشینی نکردند پیش رفتند تا جایی که اثبات کردند در این راه ثابت قدم هستند و تا وقتی صدق نیّاتشان به ظهور رسید یعنی واقعاً آنچه باید از درونشان بجوشد جوشید، آنوقت خداوند پیروزی خودش را بر آنها نازل کرد.
حال به دورانی رسیدهاند که دیگران لشکرکشیهایی را شروع کردهاند، (کاری که معلوم نیست اگر علی علیهالسلام روی کار آمده بود این کار را میکرد. درست است، اگر امام در جای خودش مصلحت بداند لشکرکشی و فتوحات میکند ولی امام، اول زیرپا را محکم میکند یعنی مردم را خوب میسازد، بعد شروع به این کارها میکند.) و غنایم فراوانی رو به سرزمینهای اسلامی جاری شده است. اکنون آزمایش جدیدی در راه است. شهید مطهری با اشاره بهآزمایشهای پیاپی که لازم است شخص در تمام آنها موفق شود تا سعادتمند گردد، میگوید: «گاهی انسان به همین مرحله قناعت میکند، میگوید: مردمی ایمان میآورند؛ بعد تجربه، خیلی خوب در موردشان صورت میگیرد؛ آزمایش میشوند، از کوره خیلی صحیح و عالی بیرون میآیند، بعد وعده خدا درباره آنها راست میشود یعنی آن وقت خداوند متعال درهای رحمت و نصرت خودش را روی آنها باز میکند. آیا دیگر کار تمام شد؟ نه، کار بشر تمامشدنی نیست. بعد که به این مرحله رسید، تازه خود این مرحله میشود یک مرحله آزمایش. چه بسا اقوامی- از جمله مسلمین صدر اول ـ ابتدا خیلی خوب آزمایش میدهند، بعد که در آزمایش خوب از آب درآمدند، خداوند درهای رحمت، نصرت و پیروزی را به روی آنها باز میکند ولی فکر نمیکنند که تازه اول آزمایش دیگر است. آن آزمایش، آزمایشِ در سختیها بود، در مقابل سختیها پیروز بیرون آمدن؛ آزمایش در مقابل نعمت و رفاه نوع دیگری است، از این هم باید پیروز بیرون آمد. ای بسا اقوام که همینقدر که به نعمت رسیدند، درست مثل حیوانهای گرسنهای که سالها گرسنگی کشیدهاند حالا که به علفزاری رسیدهاند دیگر نمیفهمند چه بکنند؛ یعنی حالت رفاهزدگی.» (ج27، ص: 802)
این اشاره به رفاهزدگی، بازمیگردد به ماجرای ثروتمندشدن بیرویه عدهای در دوران امیرالمومنین. اشاره به زندگی کسانی که سالیان سال در دوران حضرت رسول، در عبادت و تهجد به سر بردند و با جمع مسلمین به پیروزی رسیدند و اکنون در آزمایش «رویارویی با نعمتها» قرارگرفتهاند. یک دوره نداری و اکنون ثروتهای کلان، نتیجه چه میشود؟ آغاز خوشگذرانی و تبدیل شدن به یک ملت رفاهزده، خوشگذران و عیاش. شهید مطهری پس از توضیح این مطلب بصراحت میگوید: «و همینقدر که مردمی به عیاشی عادت کردند، دیگر با هیچ نیرویی نمیشود، اینها را حرکت داد.» (ج27، ص802)
این است تفاوت دوران پیامبر اسلام و نخستین امام شیعیان. به تعبیر شهید مطهری: علی علیهالسلام وارث وضع یک مردم رفاهزده بود. مردمی که دچار«سکر نعمت» یعنی مستی ناشی از رفاه شده بودند، چیزی که مولا مردم را نسبت به آن هشدار میدادند و میفرمودند: فَاتَّقوا سَکَراتِ النِّعْمَةِ وَاحْذَروا بَوائِقَ النِّقْمَةِ. یعنی: از «مستیهای نعمت» بترسید و از بلای انتقام بهراسید. (ج 16، ص 550)
البته در میان این رفاهزدگان، عدهای از آزمایش صبر در برابر نعمت نیز پیروز خارج شدند، مانند ابوذرها و مقدادها و عمارها.
نعمتهای چند وجهی
همانطور که در ابتدای مطلب گفتم، پیوسته در برابر بهدست آوردن و از کف دادن نعمتها هستیم و پیوسته آزمایش میشویم، و پیروزی در آزمایش مواجهه با سختیها و عدم رفاهزدگی، انتهای راه نیست. زیرا هر مرحلهای آزمایشهای خودش را دارد. نتیجه چنین آزمایشهایی چیست؟
شخص تا به حدی ایمان را میچشد و زندگی میکند که دیگر هیچ تندباد و اتفاق متفاوتی نمیتواند او را از مسیرش تکان دهد. در وصف مومن آمده است که:کَالْجَبَلِ الرّاسِخِ لا تُحَرِّکُهُ الْعَواصِفُ. یعنی عدهای مانند جناب ابوذر به جایی میرسند که نه سختیهای دوران پیامبر و نه نعمتهای جاری به سرزمینهای اسلامی در دوران خلفا، هیچ یک او را در مسیر خود دچار لغزش نمیکند. (ج16، ص: 69)
بنابراین نعمت بودن نعمت، به نوع عکس العمل ما نسبت به آن بستگی دارد، همانطور که نقمت بودن نقمت نیز به عکسالعمل ما در برابر آن وابسته است. چه بسا کسی با نقمت رشد کند و چه بسا کسی با نعمت به پایین ترین درجات خود افول کند. پس نعمت و بلا هر دو نسبی هستند و جهت این نسبیت را ما در انتخابمان نشان میدهیم.
*ارجاعات بر اساس شماره جلدهای مجموعه آثار استاد شهید مطهری در نرمافزار مرکز نور است.
حورا نژاد صداقت / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: