گفت‌وگو با خسرو فرخزادی، کارگردان و بازیگر رادیو

نمایش رادیویی همچنان به دل مخاطب می‌نشیند

اشاره: نمایش رادیویی یکی از گونه‌های نمایشی است که به لحاظ نوع و نحوه پرداخت، متفاوت از نمایش صحنه‌ای است. خسرو فرخزادی جزو هنرمندان پیشکسوت رادیو است که به خاطر عشق به رادیو، تئاتر صحنه را رها کرد و حتی در سال‌های جوانی به حدی درگیر کار در رادیو بود که ترجیح می‌داد کمتر به تفریح برود و بیشتر روی نمایشنامه‌های کلاسیک و مدرن کار کند. زمانی که وارد رادیو شد، خیلی زود اعتماد مسئولان را جلب کرد و در 30 سالگی عنوان کارگردان ارشد نمایش‌های رادیویی را از آن خود کرد. عامل موفقیت او این بود که تحصیلکرده رشته تئاتر بود. فرخزادی فعالیتش را در رادیو به بازیگری محدود نکرد و بیشتر سراغ تنظیم نمایش‌های رادیویی و کارگردانی رفت و منجر به تحول جدید در این حوزه شد. صدای فرخزادی آرامش و امید خاصی دارد که به مخاطب منتقل می‌شود. گرچه سال‌های زیادی از فعالیت او در نمایش‌های رادیویی گذشته، اما همچنان عاشق رادیو است و با علاقه کار می‌کند، علاقه‌ای که شاید این روزها در میان جوانان کمتر دیده شود. فرخزادی معتقد است در میان جوانان افرادی هم هستند که با انگیزه کارشان را انجام می‌دهند. او در طول این سال‌ها در آثار تلویزیونی هم بازی کرده و این روزها در سریال تلویزیونی «یادآوری» که از شبکه آی‌فیلم در حال پخش است، نقش پدر کامران (فرهاد قائمیان)‌ را بازی می‌کند. با او درباره سال‌‌ها فعالیتش در رادیو به گفت‌وگو نشسته‌ایم.
کد خبر: ۶۳۸۱۴۹

این روزها هنرمندان پیشکسوت شکوه می‌کنند که چرا بهترین کارها نصیبشان نمی شود. با توجه به این که شما سابقه زیادی در رادیو دارید و خیلی از هنرمندان فعلی شاگرد شما بوده‌اند و کار را از شما آموخته‌اند، چه نظری در این باره دارید؟

با این گله تا حدودی موافقم. من سال‌های جوانی‌ام را در رادیو گذراندم. به حدی در رادیو غرق بودم که بندرت تفریح می‌رفتم و دائم مشغول نویسندگی، تنظیم رادیویی نمایشنامه‌های خارجی و کارگردانی بودم. حتی فرصت نمی‌کردم به خودم فکر کنم. دلم می‌خواست نمایشنامه‌های متفاوت کار کنم، نمایشنامه‌هایی که هر کدام رنگ و لعاب خودش را داشت. وقتی تصمیم می‌گرفتم یک نمایشنامه کار کنم، ذوق و شوق خاصی داشت و هر چه در توان داشتم برای کار می‌گذاشتم، ولی این روزها خیلی از کارهای خوب به من که در این حرفه به قول معروف استخوان خرد کرده‌ام، سپرده نمی‌شود. من هم اصراری به دوستان نمی‌کنم، چون معتقدم کار و هویت من در رادیو مشخص است. بنابراین اگر کار بدهند با کمال میل انجام می‌دهم و اگر هم دوست نداشته باشند نمایشنامه‌ای را کارگردانی کنم، توقعی ندارم.

اعتقاد دارم نباید زمانی برای فعالیت‌ هنرمندان مشخص کرد و گفت این هنرمند تا این مقطع می‌تواند به فعالیت‌هایش ادامه بدهد. وقتی هنرمندی از سال‌ها پیش عمرش را برای کارش گذاشته انتظار دارد از تجربه‌های او استفاده شود. هنرمند علاقه‌مند است برخوردها با او هر روز نسبت به روزهای قبل بهتر باشد. من هم از این قاعده مستثنا نیستم و دوست دارم تا زمانی که می‌توانم کار کنم. توقع هنرمندان درونی است و نمی‌توان گفت این انتظار را فقط بازیگران پیشکسوت دارند. به نظرم هر کسی که عاشق کارش است و به دنبال هنر آمده است، دوست دارد تا جایی که می‌تواند به کارش ادامه بدهد.

معمولا گلایه‌های کوچک وجود دارد و طبیعی است. من هم علاقه‌مندم هر روز نمایشنامه‌های بهتر و پخته‌تری را کارگردانی کنم، اما گلایه ندارم و ناراضی هم نیستم. امیدوارم همیشه بهترین شرایط برای کسانی که عاشق کارشان هستند، فراهم شود.

با این که کمی از همکارانتان در رادیو گلایه‌مند هستید، اما فعالیت‌تان بیشتر در رادیو است تا در تلویزیون و خیلی گزیده، بازی در آثار تصویری را می‌پذیرید. دلیل خاصی برای این انتخاب دارید؟

دلیل خاصی ندارد، جز این که علاقه من به رادیو خیلی زیاد است. عشق و علاقه بیش از حد باعث شده این طور امید و انگیزه برای کارم داشته باشم و تلاشم را چند برابر کنم. وقتی ما نسبت به کارمان علاقه داشته باشیم، بدون تردید برایش انرژی زیادی خواهیم گذاشت. این اتفاق برایم افتاده و من عاشقانه کارم را دنبال می‌کنم.

از سوی دیگر من فعالیت هنری‌ام را با تئاتر صحنه آغاز کردم، اما به حدی به رادیو علاقه‌مند شدم که بعد از گذشت چند سال فعالیت در صحنه را به خاطر رادیو رها کرده، رادیو را انتخاب کردم. همیشه اولویت من در فعالیت هنری‌ام، رادیو است. گرچه گلایه‌هایی دارم، اما هنوز به رادیو وفادار هستم و عاشقانه کار می‌کنم.

تا امروز سعی کرده‌ام کارم را به بهترین شکل انجام بدهم. تلاش دارم این روند را تا آخرین روزی که در این رسانه فعالیت می‌کنم، ادامه بدهم. معتقدم وقتی هدف زندگی درست انتخاب شود در کارمان موفق تر خواهیم بود، چون دلمان به ما می‌گوید باید چگونه قدم‌هایمان را برداریم تا منجر به تحول در کار و زندگی شود. وقتی به عنوان هنرمند این گونه فکر کنیم، شنونده هم وقتی نمایش رادیویی را گوش می‌دهد، متوجه می‌شود تا چه میزان برای در آوردن نقشی که به عهده داریم، وقت و انرژی گذاشته‌ایم.

رادیو چه ویژگی‌ای برای شما داشت که ترجیح دادید تئاتر صحنه را به خاطر آن رها کنید؟

فضای رادیو برایم خیلی صمیمانه بود. بچه‌های رادیو خیلی گرم هستند. نمی‌خواهم بگویم همکارانم در تلویزیون این ویژگی را ندارند، اما بچه‌های رادیو خیلی عاشقانه کار می‌کنند و نسبت به یکدیگر ارتباط خوب و صمیمانه دارند و با این که شرایط کار سخت است، اما بدون آن که گلایه‌ای داشته باشند با آرامش کارشان را انجام می‌دهند. به همین دلیل محیط صمیمانه رادیو را خیلی دوست دارم و احساس می‌کنم می‌توانم در این رسانه فعالیت کنم، ولی در حال حاضر کمی پشیمان هستم، چون کارها کم شده است. امیدوارم شرایط درست و کارهای خوب
بیشتر تولید شود.

ولی از زمانی که رادیو نمایش تاسیس شد، تولید نمایش‌های رادیویی افزایش یافته است؟

بله، حجم کارها بیشتر شده، اما کار کمتری به ما داده می‌شود. امیدوارم از تجربیات کسانی که عمرشان را برای این کار گذاشتند، بیشتر استفاده شود.

چه کسی شما را به رادیو معرفی کرد و علاقه‌مندتان کرد تا در این رسانه فعالیت کنید؟

یکی از همکلاسی‌های دانشگاهم از تهیه‌کنندگان رادیو بود. ما با هم تئاتر کار می‌کردیم تا این که به من پیشنهاد داد در رادیو با یکدیگر همکاری کنیم و همان‌طور که تاکید کردم فضای رادیو آنقدر برایم شیرین بود که باعث شد در این سال‌ها در این رسانه ماندگار شوم.

با این که در آن زمان سابقه من در رادیو کم بود، اما به حدی برای کارهایم انرژی می‌گذاشتم که اکثر کارها برای تولید به من ارجاع داده می‌شد طوری که دیگر وقت نداشتم به خودم فکر کنم، حتی وقتی بچه‌های تلویزیون به سراغم می‌آمدند کارهایشان را نمی‌پذیرفتم و ترجیح می‌دادم نمایش رادیویی کار کنم.

علاوه بر آن در تله‌تئاترهایی که پیشنهاد می‌شد هم بازی نمی‌کردم چون رادیو بیشتر از هر چیز دیگری برایم اولویت داشت و آن را رها نمی‌کردم. در طول این سال‌ها خیلی زحمت کشیدم و افراد زیادی که در رادیو کار می‌کنند، با من کار را یاد گرفتند.

رادیو در گذشته خیلی خوب بود. البته نه این که الان خوب نباشد، بلکه منظورم به لحاظ کارهایی بود که به من سپرده می شد. من به طور دائم هفت سال تنها کارگردان تئاتر برنامه دوم رادیو بودم. هفت سال زمان کمی نیست. در این برنامه رادیویی انواع تئاترها را کار می‌کردیم و نمایشنامه‌های مختلف را ضبط می‌کردیم و از کار کردن لذت می‌بردیم ضمن این که کار هم یاد می‌گرفتیم و با انواع سبک‌های نمایشنامه‌نویسی از کلاسیک گرفته تا مدرن آشنا می‌شدیم. در واقع کار کردن روی انواع نمایشنامه‌ها برایمان معلم و دنیای تجربه بود و کارآموزی می‌کردیم.

فکر می‌کنم تنوع کاری در رادیو بیشتر از هنرهای دیگر فراهم بود؟

بله، دقیقا همین‌طور است. مثلا ما در یک ماه می‌توانیم نمایشنامه‌های متنوعی را در رادیو ضبط کنیم که هر کدام رنگ و بوی خودش را دارد. من کارم را در رادیو با بازی در نمایش آغاز کردم، اما بعد از شش ماه سراغ کارگردانی، نویسندگی و تنظیم نمایشنامه‌های رادیویی رفتم و بعد از آن کارگردانی آثار مختلف از جمله داستان شب را تجربه کردم.

در صحبت‌هایتان به مساله آموزش اشاره کردید. با توجه به این که اکنون با افزایش شبکه‌های رادیویی تولید برنامه افزایش یافته است، در این شرایط آیا جوانانی که وارد این عرصه می‌شوند به اندازه شما قدیمی‌ها برای کارشان وقت و انرژی می‌گذارند؟

به یاد دارم در آن سال‌ها من، خانم ثریا قاسمی، آقای بهزاد فراهانی و چند نفر دیگر بودیم که کارمان را تازه آغاز کرده بودیم. نگاه کنجکاو و جستجوگری داشتیم و این طور نبود که فقط بیاییم در یک برنامه صحبت کنیم یا دکلمه بگوییم و برویم. ساعت‌ها درباره نمایش‌های رادیویی بحث و تحلیل می‌کردیم. یکی از دلایلی که باعث شد من
در 30 سالگی به عنوان کارگردان ارشد انتخاب و شاخص شوم این بود که برای کارم وقت و انرژی می‌گذاشتم و نگاه سطحی به کارم نداشتم.

به حدی کارم را درست انجام می‌دادم که همه مسئولان به من اطمینان داشتند و بهترین نمایشنامه‌ها را برای تولید به من می‌سپردند، حتی کارگردانی آثار دشوار مانند نمایشنامه‌های شکسپیر و ایبسن به من واگذار می‌شد در حالی که الان این طور نیست، حتی برخی جوانان وقتی برای ایفای نقش می‌آیند داستان نمایش را نمی‌دانند. البته از انصاف هم نباید گذشت، چون در میان جوانان هم افرادی هستند که با علاقه و پشتکار فراوان کارشان را انجام می‌دهند و آموزش برایشان اهمیت زیادی دارد و سعی می‌کنند از پیشکسوتان یاد بگیرند.

دلیل این که برخی جوانان به کارشان سطحی نگاه می‌کنند این است که مشکلات اقتصادی زیاد است. ما هم در دوران گذشته این مشکلات را داشتیم. مگر چقدر دستمزد می‌گرفتیم؟ اما راضی بودیم و دل به کار می‌دادیم و سعی می‌کردیم تا جایی که می‌توانیم کار را خوب یاد بگیریم و برایش وقت بگذاریم. با این که سال ها در رادیو فعالیت کردم، اما الان هم اگر نمایشنامه خوبی به من داده شود برای آن وقت می‌گذارم، تحلیلش می‌کنم و می‌کوشم به بهترین شکل آن را ارائه کنم.

در طول روز چقدر شنونده برنامه رادیویی هستید؟

هر روز به رادیو گوش می دهم. آنقدر که به برنامه‌های رادیو گوش می‌دهم، تلویزیون نمی‌بینم، چون ارتباط بیشتری با رادیو برقرار می‌کنم. زمانی که فرزندانم در خانه بودند، نسبت به این کار من اعتراض می‌کردند و می‌گفتند به جای گوش دادن به رادیو، تلویزیون ببینم، چون صدای رادیو مزاحم آنها بود اما من به آنها می‌گفتم هیچ وقت از علاقه من به رادیو کم نمی‌شود.

برخی می‌گویند عصر نمایش‌های رادیویی تمام شده و برخی دیگر مخالف این حرف هستند، شما چه نظری دارید؟

نمی‌توان با صراحت یک حرف را رد یا قبول کرد. نیازمند نظرسنجی است تا پاسخ مناسبی به این سوال داده شود. به نظرم هنوز نمایش‌های رادیویی جذابیت دارد و مردم به آن گوش می‌دهند. طبیعی است مخاطبان به رسانه‌های تصویری علاقه‌مند هستند، چون جذابیت تصویر بیشتر است، ولی این مساله چیزی از ارزش‌ رادیو کم نمی‌کند. مردم در همه زمان‌ها، حتی وقتی به سفر می‌روند به رادیو گوش می‌دهند. معتقدم نمایش‌های رادیویی هنوز قوی‌تر از سریال‌های تلویزیونی است و بیشتر به دل مخاطب می‌نشیند.

فاطمه عودباشی/ گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها