وقتی دفتر جهالت با رمالی ورق خورد

جامعه عهد قاجار،‌ جامعه‌ای خرافاتی بود و زن و مرد آن،‌ سخت به خرافات معتقد بودند. با وجود این زنان در این مورد، در راس قرار داشتند. زن در جامعه قاجاری، همواره در‌معرض تهدید خطرات گوناگون بود. به‌عنوان مثال، ‌به دلیل نازایی زنان یا مجاز بودن تعدد زوجات برای مردان،‌ مردان براحتی می‌توانستند زنان دیگری را به نکاح درآورده و زنان قبلی خود را مطرود و بی‌سرپناه باقی گذارند و زن در این دوران، مجبور به تحمل فشارهای اجتماعی بسیاری بود. او در اندرون، همزمان با ظهور رقیبان،‌ با ‌بی‌توجهی همسر خود مواجه می‌شد و ناچار باید محیط پر از رقابت و حسادت اندرون را تحمل می‌کرد.
کد خبر: ۶۳۷۳۲۳

از سویی دیگر،‌ همان‌گونه که اشاره شد،‌ عرف جامعه و ناامنی‌ها نیز وی را به ماندن در اندرون تشویق می‌کرد. به همین دلیل، ‌زن در این دوره، آموزشی نمی‌دید و نسبت به درک بسیاری از مسائل عاجز بود. در این بحبوحه تنها راه‌حلی که او برای مشکلات خود می‌جست و تنها مأمنی که می‌توانست آزادانه مسائلش را مطرح کرده و به حل آنها نیز امیدوار باشد،‌ پناه بردن به سحر و جادو و رمالان بود. درواقع زنان از این طریق‌، خود را از اضطراب‌هایی که جنبه روانی داشت،‌ می‌رهانیدند. از طرفی، ‌آنچه این بازار را پررونق می‌کرد،‌ وجود جمع کثیری رمال، فالگیر و... بود که از این طریق امرار معاش می‌کردند.

گرایش مفرط زنان به سحر و جادو و خرافات، ‌سبب ‌می‌شد که آنان در زندگی روزمره، کمتر از مردان دارای اعتماد به نفس باشند و این مساله در تقویت و بسط این تفکر که زنان موجوداتی عاجز و ضعیف تلقی شوند،‌ موثر بود. از سویی نبود امنیت در جامعه که باعث انزوای زنان در اندرونی‌ها برای مصون ماندن از تعرض‌ها می‌شد، نقش مهمی در تلقین ناتوانی زنان به خود آنها و نیز جامعه ایفا می‌کرد. این موضوع سبب شد که زنان در مقایسه با مردان از ظهور پاره‌ای از توانایی‌های خود در عرصه‌های گوناگون اجتماعی محروم بمانند. زنان تا پیش از دوره ناصرالدین شاه در فضای سنتی جامعه تنها در جایگاه همسر و مادر ایفای نقش می‌کردند. ساختار چند همسری و نظام حقوقی و اجتماعی، آنها را در رقابت‌های گوناگون برای حفظ موقعیت خود در خانواده و جامعه قرار می‌داد. زن محصور در ناامنی و تعصب اجتماعی در فضایی محدود به موجودی وابسته و ناتوان بدل می‌شد که برای جبران ناتوانی خود به فال، جادو و خرافات رو می‌آورد.

مراجعه به فالگیر، رمال و دعانویس و هزینه کردن پول‌های کلان برای حل مشکلات، از جمله اعتقادات و رفتارهای متداول زنان در این دوره بود. زنان حرمسرا یا زنانی که هوو داشتند به رقابتی شدیدتر برای جلب توجه مرد خویش کشانده می‌شدند؛ البته اعتقاد به خرافات، مختص طبقه خاصی از زنان نبود و حتی می‌توان گفت که زنان درباری و اشرافی با میل بیشتری برای درمان مشکلات خود به خرافه رو می‌آوردند. علاوه بر این، مردان در مقایسه با زنان، تنها اندکی از این مسائل فاصله داشتند و این فاصله، بی‌شک و به دلیل آگاهی بیشتر آنها نبود، بلکه آنان در مقایسه با زنان از مشکلات کمتری برخوردار بودند. از سویی دیگر زنان اوقات فراغت بیشتری داشتند و همین مساله، خود به خود تجربه بیشتری از این بابت به آنها می‌آموخت.

زنان حرمسرا یا زنانی که هوو داشتند، برای جلب توجه مرد خود به رقابت بیشتری می‌پرداختند و حتی گاه برای حذف هوو در غذای رقیب خود سم می‌ریختند و به انواع جادو، جنبل و چیز خور کردن یعنی خوراندن سم و داروها و گیاهان کشنده متوسل می‌شدند تا رقیب را از صحنه خارج کنند. گرایش به خرافات و جادو از آنجا به وجود آمد که زنان در عرصه اجتماعی احساس ضعف و ناتوانی می‌کردند. گرایش به جادو، جبران ناتوانی عملی و اجتماعی، نمایانگر ضعف آنان بود.

مراجعه به فالگیر،‌ رمال و دعانویس و هزینه کردن پول‌های کلان برای حل مشکلات، ازجمله اعتقادات و رفتارهای متداول زنان در این زمان بود. در حرمسرا بساط تفأل و طالع‌بینی، جام زدن، سر کتاب بازکردن، فال نخود و اسطرلاب نگاه کردن سخت رونق داشت. خرافات سر زنان را گرم می‌کرد، حتی مادر شاه خود یک جادوگر طراز اول بود. زنان شاه نیز برای جلب نظر شوهر خود به دعا و دوا و باطل‌السحر، مهره مار و مهرگیاه متوسل می‌شدند.

برای نمونه می‌توان به مورد زیر اشاره کرد:

جیران، همسر صیغه‌ای ناصرالدین‌شاه تحت تاثیر خرافات حرم سخت معتقد شده بود اگر شاه صیغه او را پس بخواند و بخواهد وی را عقد کند، دوران مجد و خوشبختی او به پایان خواهد رسید و واقعه مرموز مجهولی به روزگار سعادت او خاتمه خواهد داد.

شهرزاد احمدپور سامانی / جام​جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها