اما پسرک تقصیر نداشت، او میخواست حداقل مانند دیگر همکلاسیهایش با خیال راحت حرف بزند و بدون ترس از مسخره شدن بخندد. مدتها بود از ته دل نخندیده بود و به یکی از گوشهگیرترین کودکان مدرسه و محلهاش تبدیل شده بود. چند سالی بود که پسرک با این مشکل کلنجار میرفت، کمکم داشت از دنیای درس و مدرسه فاصله میگرفت چون دنیای کودکانهاش هـــر روز تیرهتر میشد.
افراد زیادی در اطرافش زندگی میکردند که توان مالی کمک به او را داشتند، اما حرص و طمع آنها را بیتفاوت کرده بود، ولی سرانجام یکی که پسرک را بخوبی میشناخت مشکلات خود را نادیده گرفت. او با اینکه همسرش بیمار بود و مشکلات زیادی داشت، 800 هزار تومان معادل حقوق یک ماه خود را به درمان شاگردش اختصاص داد.
این حکایت محمود حیدریزادی، یکی از آموزگاران مدرسه شهید مطهری شهرستان چرداول ایلام است که بتازگی رسانهای شده، او که فقط از راه تدریس امرارمعاش میکند با عمل خود درس بزرگی به دانشآموزان، همکاران، هماستانیها و هموطنانش داد و یادآور شد که کلاس درس آموزگاران واقعی محدود به کلاس درس، مدرسه یا دانشگاه نیست.
تعداد آموزگاران نیکوکار درکشورمان کم نیست، نکته اینجاست که وزارت آموزش و پرورش با کمک سازمان بهزیستی باید برای آنها مقدمات تشکیل موسسهای خیریه را فراهم کند، زیرا آموزگاران بخوبی از مشکلات دانشآموزان باخبرند و میتوانند با رایزنی با نیکوکاران بهتر از هر شخص دیگری برای برطرف کردن مسائل و دغدغههای دانشآموزان نیازمند، قدم بردارند.
مهدی آیینی/ گروه جامعه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم