در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خواجه رشیدالدین فضلالله همدانی (718 ـ 648 ق) طبیب، مورخ، مفسر، سیاستمدار و وزیر سه فرمانروای مغول در عصر حاکمیت ایلخانان بود. او در بسیاری از علوم و فنون دستی توانا و شناختی وسیع و نظری دقیق داشت و علاوه بر تخصص در دانش پزشکی با کشاورزی، مهندسی شهرسازی، فلسفه و کلام و الهیات نیز آشنایی داشت. زبانهای فارسی، عربی، مغولی و ترکی را خوب میدانست و با زبان عبری و چینی آشنا بود.
از جمله ویژگیهای مهم او، کثرت تالیفات تاریخی است. کتاب جامعالتواریخ او یکی از منابع مهم شناخت تاریخ دوره مغول است که خواننده را با افسانهها، باورداشتها و زمینه پیدایش این قوم مهاجم و چگونگی جهانگیری آنان آشنا میکند.
رشیدالدین برای تدوین تاریخ مغولان چنگیزخانی از اسناد و مدارک دیوانی و منابعی همچون دفتر زرین یا تاریخ سری و نیز بازماندگان قبایل و طوایف مغول و نیز مطلعان اخبار آنان از چین و مغولستان استفاده کرده است. به عنوان مثال، در زمان او، ساداق ترخان، از نوادگان یاران چنگیزخان که در موقعیتی بسیار سخت جانش را نجات دادند و از بزرگان دولت ایلخانی به شمار میآمد، در شیراز حکومت میکرد. نیز در ذکر شعب اقوام مغول از اعقاب آنها که در ایران بودهاند، سخن به میان میآورد. به این ترتیب رشیدالدین به درون قبایل و خاندان مغولان چنگیزخانی وارد شده است؛ امری که در کتابی مانند «دیوان چائو پی شیه» به صورتی سربسته به زبانهای چینی باقی ماند تا آنکه در دوران معاصر شناسایی و بازخوانی شد.
جامعالتواریخ به زبان پارسی و با نثری ساده و روان در سه مجلد نگاشته شد. نخستین مجلد این کتاب ارزنده دربرگیرنده مطالبی درباره اقوام ترک و مغول است. در حقیقت این بخش همان است که به نام تاریخ مبارک غازانی موسوم است و باید آن را قسمت اساسی و نفیس جامعالتواریخ برشمرد. جلد دوم جامع التواریخ مشتمل بر تاریخ سلطنت اولجایتو تا زمان تالیف جامعالتواریخ و تاریخ عمومی جهان است و در آن گذشته از تاریخ اولجایتو، از داستان آدم و حوا و پیامبران بزرگ و انبیای یهود گرفته تا تاریخ پیامبر اسلام و خلفای راشدین و اموی و عباسی سخن به میان آمده است. سومین مجلد نیز در بیان صورالاقالیم و مسالک والممالک بوده که ظاهرا از این مجلد اثری باقی نمانده است. عزیزالله بیات، نویسنده کتاب شناسایی منابع و ماخذ تاریخ ایران در این زمینه بر آن باور است این جلد یا هرگز نوشتهنشده یا آنکه نوشتهشده، ولی در جریان حوادث دهر و رخدادهای زمانه از دست رفته است.
با تمام این اوصاف، آنچه از منابع تاریخی، حکمی و ادبی روزگار مغول برمیآید آن است که نه سیاستبازان آن عهد و نه مردمان آن عصر قدر خواجه را ندانسته و او را قربانی آز و جهالت خویش ساختند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: