نارنجی پوشان سختکوش

اسمش عباس است. تازگیها از شهرستان آمده و هنوز ته لهجه ای دارد. اسمش را می پرسم. می خندد. می گویم: « چرا می خندی؛!» می خندد. می خندم. می گویم: « چرا همش می خندی؛!» دستش را می خاراند. آستینش می رود بالا. دستش بدجوری کبود و باد کرده است.
کد خبر: ۶۳۵۶۵
می پرسم دستت چی شده؛ می گوید: « هیچی.... خوردم زمین...» راننده ماشین حمل زباله صدایش می زند. باید برود. می گویم: نگفتی ، راضی هستی از کارت؛... سر تکان می دهد. دست دراز می کنم تا دست بدهم. عقب عقب می رود. نگاهی به دستش می کند. می گوید: «دستم کثیفه...» ماشین راه می افتد. عباس می دود و می پرد پشتش. از دور ، دست تکان می دهد. داد می زنم نگفتی حقوقت چقدر است؛ می گوید خیلی زیاد نیست... می خندد و در شیب کوچه گم می شود.
هنوز در خاطره جمعی همه ما صدای چرخ گاری های جمع آوری اولین زباله های شهری به گوش می رسد. نبود ابزار و آلات مکانیکی و فنی در آن روزگار ، نقش محوری نظام جمع آوری زباله را به نیروی انسانی داده بود. سازه های شهری ، شمار جمعیت و شرایط زیستی انسان های آن روزگار نیز به گونه ای بود که رفتگران آن روزها، از عهده انجام کار خود برمی آمدند. همیاری و همکاری اهالی محله ها نیز سبب تسهیل کار این زحمتکشان می شد. این روند تا آن زمان که ماشین و ابزار و امکانات فنی وارد زندگی مردمان این سرزمین شد ادامه یافت و متاسفانه امروز نیز که زندگی روزمره ما مقهور ماشین شده است نیز ، همچنان این روند ادامه دارد. با این تفاوت که اینک نیروی انسانی ، نمی تواند از عهده انجام وظایفی که بر دوش دارد برآید و ضرورت استفاده فراگیر از امکانات مکانیزه و فنی بروشنی به چشم می خورد.


نظام جدید جمع آوری زباله



همه شوون زندگی ما تغییر کرده است.افزایش ماشین و گسترش فرهنگ مصرفی ساده شدن برخی مشاغل سخت با استفاده از ابزار آلات پیشرفته و ماشین آلات سبک و سنگین ، افزایش امکانات آموزشی و تسلط فرهنگ شهری بر زندگی روزمره انسانها، حتی در نقاط دور افتاده و دور دست که به مدد وسایل ارتباط جمعی اتفاق افتاده است و...؛ همه و همه دست به دست هم داده اند تا شاهد تغییراتی کلان در نظام زندگی شهروندی باشیم. دیگر خبری از آب انبارها نیست.
هفتی و هشتی خانه ها و امارت ها ، جای خود را به آسمانخراش های عظیم الجثه داده اند و گاری های حمل زباله در روند مدرنیته جای شان را با ماشین های آشغالی عوض کرده اند.این تحولات سبب ایجاد تغییراتی جدی در نظام مدیریت شهری شده است و شهرداری در این جریان سهمی عمده بر دوش دارد. استفاده از وسایل و تجهیزات مکانیزه و تلاش برای بهینه سازی شرایط زیستی و امکانات خدماتی ، از جمله اقداماتی است که شهرداری آنها را در راس برنامه های خود قرار داده است. اما آیا فکری هم درباره نظام سنتی جمع آوری زباله شده است؛آیا توجه لازم به زباله و نقش آن در نظام های اقتصادی به عمل آمده است؛
با وجود اهمیتی که مقوله بازیافت در نظامهای اقتصادی پیدا کرده است و از آنجا که درآمد اقتصادی سرشاری نیز در آن وجود دارد ، آیا وقت آن نرسیده است تا با یک برنامه ریزی مناسب ، تلاشی جدی برای ایجاد زمینه ها و فرهنگ مناسب در زمینه جمع آوری زباله به عمل آید؛


ماشین های فرسوده و کثیف



ماشین های مخصوص حمل زباله بسیار فرسوده اند. حداقل مسائل بهداشتی در آنها به چشم نمی خورد.از نظر ایمنی حمل و نقل نیز از کمترین حد امکانات بهره می برند. آیا ماشین مخصوص حمل زباله ، خود باید آلوده و کثیف باشد؛! نظام جمع آوری نیز گاهی از فرط تاسف خنده دار می شود! ماشین می رود. مردان نارنجی پوش به دنبالش می دوند.

  • افرادی که با طلای کثیف سر و کار دارند باید جایگاه مهمی در نظام اقتصادی ،اجتماعی و بهداشتی داشته باشند

  • زباله ها به هوا پرت می شوند. بعضی از آنها درون ماشین می افتند. بعضی روی زمین پخش می شوند. مردها زیر لب غرغر می کنند. گاهی هم همدیگر را مقصر می دانند و با هم دعوا می کنند. معمولا زبانشان هم زبانی غیر از فارسی است! گاه زباله ها شکستنی هستند ؛ خرده های شیشه روی زمین پخش می شوند ؛ دست نارنجی پوشان می برد ؛ امکانات و خدمات بهداشتی چندان مناسبی وجود ندارد... معمولا رفتگران از خیر دوا و درمان می گذرند! همه اینها در شرایطی است که این روزها در جوامع پیشرفته ابزار و امکانات فنی گسترده ای برای جمع آوری زباله های شهری به کار گرفته می شود.
    ماشین آلاتی که به یاری انسان ها آمده اند تا علاوه بر افزایش سرعت کار او، آسیب های احتمالی را نیز کاهش دهند، روند طبقه بندی زباله ها را ساده تر کنند و فرآیند بازیافت را تسهیل کنند. حال ، این طور به نظر می رسد که برای رسیدن به استانداردهای جهانی در زمینه بهداشت نیروی انسانی ، همین طور درباره جمع آوری زباله ، باید هر چه زودتر برای مدرن سازی ساز و کارهای مربوط به زباله های شهری تمهیدی اندیشیده شود چرا که همان طور که اشاره شد ، دیگر سیستم های سنتی نمی توانند پاسخگوی این حجم عظیم زباله های شهری باشند و نیروی انسانی زیر این بار انبوه خرد می شود. اتفاقی که این روزها بارها و بارها برای این زحمتکشان عرصه خدمات شهری ، رخ می دهد. کیسه های زباله گاه از پنجره ها به پایین پرت می شوند و باعث آسیب جسمی رفتگران و حتی گهگاه ، رهگذران می شود.این امر همچنین باعث آلودگی محیط شهر می شود و از اخلاق شهروندی نیز به دور است.


    طلای کثیف



    این روزها ، تلاش برای فرهنگ سازی از راه آموزشهای ممکن بخصوص از طریق وسایل ارتباط جمعی در سطح گسترده ای انجام می شود.
    تلاشی که در راستای حفظ و حفاظت از محیط زیست انجام می شود تا شاهد شهری هر چه پاکیزه تر باشیم.
    همه این فعالیت ها حتما در بلندمدت مثمرثمر خواهد بود؛ اما در این راستا لزوم تغییر نگاه و رویکرد مردم به رفتگران و زحمتکشان شهرداری بشدت احساس می شود. حال که زباله واجد ارزش اقتصادی شده است و طلای کثیف نام گرفته است ، پس افرادی که با آن سر و کار دارند نیز، جایگاه مهمی در نظام و چرخه اقتصادی ، اجتماعی و مهمتر از همه بهداشتی خواهند داشت. بر همین اساس لزوم توجه جدی تر به مسائل اقتصادی ، اجتماعی و بهداشتی این قشر از اقشار جامعه بشدت به چشم می خورد. مرتضی که پنج سالی است شب ها به جمع آوری زباله مشغول است می گوید: «حقوقمان خیلی کم است. مردم هم از ما فرار می کنند. فکر می کنند ما چون آشغال ها را جمع می کنیم خودمان هم کثیف هستیم.
    خب این آشغال همان آشغالی است که توی خانه های خودشان جمع می شود...من خودم روزی دوبار می روم حمام...اما وضعمان سخت است. کسی توجهی به ما نمی کند. قبلاها باز یک خسته نباشید می گفتند. اما حالا... بیمه هستیم...خب این خودش خیلی خوب است... شهرداری هم این روزها بیشتر مراقبتمان می کند...»


    دیروز...فردا



    کمتر از 7 8 سال پیش ، آن زمان که هنوز امکان فراغتی بود، تابستان ها بعد از ناهار ، پنجره ها را باز می کردیم و در نسیم خنک بعدازظهر چرت می زدیم.
    هنوز چشم هایمان گرم نشده بود که صدای خش خش جاروی رفتگر محله ، لالایی گوش نوازی می شد که هنوز یادش در خاطر مانده است. صدایی که در سکوت ژرف بعدازظهر از راهی دور می آمد.


    رضا حاجی حسینی

    newsQrCode
    ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

    نیازمندی ها