ماریوس قهرمان

عنوان انگلیسی بازی: Ryse پلتفرم: Xbox One ناشر: Microsoft Studios سازنده: Crytek سبک: اکشن‌/‌ماجرایی امتیاز: 0/5
کد خبر: ۶۳۴۹۱۷

از وقتی کرایتک موقعیت خود را به عنوان غول بی‌بدیل گرافیک صنعت بازی تثبیت کرد، زمان زیادی نمی‌گذرد. کرایسیس هنوز هم قوی‌ترین سیستم‌ها را به چالش می‌کشد و سیستم‌های متوسط را رسما از دور خارج می‌کند! اما پشت این ماسک زیبا و چشم‌نواز، باطنی دلمرده وجود دارد که از کرایسیس 2 به بعد از چشم منتقدان به دور نمانده و با هر عنوان بیش از پیش خودنمایی می‌کند.

 

این باطن دلمرده، گیم‌پلی عناوین کرایتک است. متاسفانه با هر عنوان، شاهد زوال صعودی گیم‌پلی بازی‌های کرایتک هستیم. اگر نوآوری‌ فراوان بازی‌های این شرکت را کنار بگذاریم، هیچ چیز جز ایده و الهام گرفتن از بازی‌های گذشته به چشم نمی‌آید. لباسی که قدرت‌های ویژه دارد، مخفی‌کاری و نامرئی شدن و... (چیز دیگری به خاطر نمی‌رسد!) همه در بازی‌هایی قبل از کرایسیس مشاهده و تجربه شده‌اند.

امیدوارم سوء‌تفاهم نشود. کرایسیس عنوانی قوی است، اما تقلید صحیح هم فقط در حد یک یا دو عنوان جذابیت دارد و بعد از آن فقط تکرار است. مصداق بارز این اظهار نظر، عنوان اخیر کرایتک، یعنی «رایز» است؛ عنوانی که با تمام استواری‌اش در حوزه گرافیک، «سایه رم» (بازی زمان PS2، ساخته کپکام) بر سرش سنگینی می‌کند. از همان زمانی که ارائه بازی در E3 را مشاهده کردم، متوجه شدم اگر سازندگان فکری به حال مبارزات زجرآور و خسته‌کننده بازی نکنند، با یک اثر سطحی و سبک روبه‌رو خواهیم شد.

متاسفانه این پیش‌بینی درست از آب درآمد و با عرضه این بازی سیل انتقادات از گیم‌پلی عاری از عمق بازی، سایت‌های نقد را فرا گرفت. «غیام: فرزند رم» در چشم هنرجو بیشتر خوش آرایش است تا دلبری بی‌همتا. سازندگان در طراحی گرافیکی بازی سنگ تمام گذاشته‌اند. مناظر چنان عمق و جزئیات دارند که به محض قدم گذاشتن در بازی، خود را در آن گم می‌کنید؛ اما کافی است این گم‌شدن شما را وسوسه به گشت و گذار کند...

اندک قدمی فراتر از محدوده مراحل، ماریوس قهرمان! را با دیوارهای نامرئی روبه‌رو می‌کند. دیوارهایی که باعث می‌شوند بابت این اصراف استعداد آه از نهاد بازیکن بلند شود. انیمیشن‌های چهره با استادی کار شده و تعدادی از صداپیشگان توانسته‌اند به بهترین شکل به شخصیت‌های بازی جان ببخشند.

اما از ظاهر خوش رنگ و لعاب بازی که بگذریم، به ضعف‌های آن می‌رسیم. ماریوس در طول بازی فقط یک شمشیر و سپر در اختیار دارد. جاخالی و ضدحمله و دیگر موارد فرمالیته این سبک هم در زمره گزینه‌های تعامل با بازی وجود دارند. ماریوس یک سرباز در ارتشی بزرگ است.

طبعا تم رئال بازی برای موجودات افسانه‌ای جایی نمی‌گذارد و باید یک به یک با سربازان عادی دشمن دست و پنجه نرم کنید. چند ضربه ساده و تکراری به هر سرباز کافی است تا وارد حالت اسلوموشن برای اتمام کار وی شوید. انیمیشن‌ها در این قسمت بسیار محدود هستند و از آنجا که اجرای این حرکات مسخره عوایدی مانند احیای سلامتی دارد، مجبور هستید به آنها تن دهید و دیری نمی‌پاید از دیدن ریخت بازی هم منزجر شوید.

در کنار مراحل یکنواخت، مراحلی هم وجود دارد که به قصد تغییر حال و هوا کار شده‌اند. در این مراحل کنترل دسته‌ای از سربازان سپر به دست را به عهده دارید. باید سربازان را قدم به قدم هدایت کنید تا به برج پیش رو برسید و طی مسیر، با صدور بموقع فرمان، از اصابت تیرهای دشمن جلوگیری کنید. این مراحل آنچنان ساده و بی‌رمق است که رسما توهین به شعور مخاطب است.

البته تعدادی فرمان هم در بازی تعبیه شده که با فریاد کشیدن بر سر کینکت! اجرا می‌شوند. با این فرمان‌ها می‌توانید به افراد خود دستور شلیک تیر بدهید یا جایگاه ایستادن کمانداران را تعیین کنید. به خاطر داشته باشید این فرمان‌ها هیچ اثر ویژه‌ای در پیامد بازی ندارد. در آخر هم باید بار دیگر اشاره‌ای به داستان داشته باشیم که پر از کلیشه‌های نخ‌نما و بی‌مزه است و مایه اتلاف وقت!

سیاوش شهبازی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها