وی از سال 2006 بر اثر سکته مغزی به کما رفته و در مرکز درمانی شِبا وابسته به بیمارستان تِل هاشومِر در نزدیکی تلآویو بستری شده بود. شارون از آن زمان تاکنون در وضع شبه کما به سر میبرد و تنها از طریق سرم تغذیه میشد. سال 2011 او به اصرار خانوادهاش برای مدت کوتاهی به خانهاش منتقل شد، اما نشانهای از بهبود در او دیده نشد. آنگونه که منابع خبری گفتهاند قرار است جسد شارون تا زمان تشییع، به پارلمان رژیم صهیونیستی برده شود سپس در مزرعهاش در صحرای نقب کنار همسرش دفن و مراسم تدفینش با حضور تعدادی از مقامات و سران کنونی و سابق برخی کشورهای جهان برگزار شود.
زمانی که سیاستمداران از دنیا میروند معمولا بهطور خلاصه به موفقیتها و دستاوردهای آنان در عرصه سیاست اشاره میشود، اما این موضوع برای فردی همچون شارون بسیار متفاوت است. در توضیح اقدامات شارون باید به جنایتها و کشتارهایی اشاره کرد که جان صدها فلسطینی را گرفت و بسیاری دیگر را آواره کرد. وی که فرزند یک خانواده لهستانی بود، در بیست و هفتم فوریه 1928، در روستای میلان فلسطین به دنیا آمد؛ روستایی که بعدها شهرک کفار ملال نامیده شد. خانواده وی از جمله یهودیانی بودند که پس از مهاجرت به قفقاز به کشاورزی مشغول شده و در نهایت از ترس نازیها به فلسطین نقل مکان کردند. اولین حضور او در تشکیلات وابسته به رژیم صهیونیستی به جنگ سال 1948 بازمیگردد؛ جنگی که نتیجه آن تاسیس این رژیم بود. شارون در آن جنگ فرماندهی یک تیپ از نیروهای اسرائیلی را در دست داشت و در سرکوب و کشتار فلسطینیها نقش مهمی ایفا کرد. او که پس از آن جنگ کارهای نظامی را کنار گذاشته و در حال درس خواندن در دانشگاه عبری قدس در رشته تاریخ و علوم شرق بود، در سالهای ابتدایی دهه 50 بار دیگر به نیروهای نظامی پیوست و با در دست گرفتن فرماندهی واحد 101 که برای ناکام گذاشتن عملیات فداییان فلسطینی تشکیل شده بود، بار دیگر به کشتار فلسطینیها روی آورد.
اولین و مهمترین کشتاری که شارون در آن نقش داشت، به سال 1954 بازمیگردد. در آن سال شارون در راس یگان 101 به روستای فلسطینی القبیه در شمال قدس حمله و پس از محاصره این روستا، آنجا را با خاک یکسان کرد. این جنایت شارون و نیروهایش زمانی نمود بیشتری پیدا میکند که منابع خبری اعلام کردند براثر آن کشتار وحشیانه، 69 نفر از جمله دهها زن و کودک و پیر کشته و 41 خانه و مسجد بهطور کلی نابود شد. دومین و مهمترین کشتار وحشیانهای که شارون نقش مهمی در آن داشت، در سال 1982 اتفاق افتاد و کشتار صبرا و شتیلا بود. وی در فاصله این دو کشتار توانسته بود وارد روند سیاسی رژیم صهیونیستی شود و حتی به مقام وزارت جنگ این رژیم برسد. این کشتار از جمله سیاهترین نقاط کارنامه سیاسی و نظامی شارون بهشمار میآید. در این کشتار که تحت حمایت نیروهای اسرائیلی انجام شد، صدها غیرنظامی فلسطینی به دست «فالانژ»ها کشته شدند. همین حادثه بود که لقب «قصاب صبرا و شتیلا» را برای او به ارمغان آورد.
وی سال 2001 بالاخره بهعنوان نخستوزیر رژیم صهیونیستی تعیین شد و در این دوران از هیچ اقدام وحشیانهای در قتل و کشتار و بازداشت فلسطینیها در شهرهای کرانه باختری و غزه کوتاهی نکرد. شارون صاحب اندیشه ایجاد دیوار حائلی است که بسیاری از اراضی فلسطینی را جدا کرد. وی همچنین در این دوره در ترور رهبران مهم فلسطینی همچون شیخ احمد یاسین و رنتیسی نقش داشت. از سوی دیگر، شارون اولین کسی بود که سیاست ویران کردن خانههای فلسطینیها را بنا نهاد و به دلیل همین رویه بود که لقب «بولدوزر اسرائیل» به او داده شد. اعلام خبر مرگ شارون با خوشحالی و شادی فلسطینیها رو به رو شده است. گفته میشود فلسطینیان ساکن اردوگاه عین الحلوه واقع در منطقه صیدا، به جشن و شادی پرداختند و با شلیک تیر هوایی شادی خود را نشان دادند.
جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) نیز با صدور بیانیهای مرگ شارون را لحظهای تاریخی برای ملت ستمدیده فلسطین خواند. حماس همچنین تاکید کرد: ملت فلسطین با مرگ جنایتکاری که دستش به خون مردم و رهبران فلسطین آغشته شده لحظات تاریخیای را میگذرانند و به کمکهای خداوند بیشتر ایمان میآورند.
حسین خلیلی / گروه بینالملل
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم