در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وی که این روزها در مجموعه تلویزیونی «هفتسنگ» به کارگردانی علیرضا بذرافشان بازی دارد، در این گفتوگو درباره ویژگیهای نقش خود در این اثر گفته است. سریال هفتسنگ که این روزها مراحل تصویربــــرداری و تدوین خود را بهطور همزمان به تهیهکنندگی مجید مولایی پشت سر میگذارد، داستان زندگی سه خانواده از نسلهای مختلف است که در همسایگی یکدیگر به زندگی میپردازند و زندگی آنها با ورود کاراکترهایی جدید به کار، درگیر ماجراها و اتفاقاتی تازه میشود. این سریال دارای فضایی خانوادگی و نزدیک به مجموعههای تلویزیونی قدیمی و خاطرهانگیزی چون «خانه سبز» و «همسران» است.
نقش خودتان را در سریال هفتسنگ میپسندید؟
من در این سریال نقش دایی را بازی میکنم. گرچه این نقش در بازه زمانی کوتاهی از سریال حضور دارد، اما با دخالتهایش در زندگی یکی از زوج های مجموعه اتفاقات بامزهای را سبب میشود. او در واقع میخواهد در هر مسالهای رد پایش به نحوی دیده شود در مجموع نقش بدی نیست.
در توضیحاتی که کارگردان و تهیهکننده این سریال درباره رویکرد و ژانر کلی آن بیان داشتهاند از اصطلاح «شیرین» استفاده کردهاند. آیا شما بهعنوان بازیگر این سریال چنین تعبیری را درست میدانید؟
هر مجموعهای خواه ناخواه بنمایه و قصهای دارد و ترکیبی از آدمهایی است که پیرامون آن حضور دارند و قصه را کامل میکنند. این شخصیتها به همان اندازه در سریال یا داستان طنازانه جلوه میکنند که در متن ویژگی طنازی برایشان در نظر گرفته شده باشد. پیشبینی من این است که هفتسنگ سریال خوبی میشود. از نظر من این کار به طنز یا کمدی موقعیت نزدیـــکتر است تا یک کمدی صرف.
کیفیت فیلمنامه هم همین پیشبینی را تائید میکند؟
ویژگی جالب متن این سریال، دوپهلو بودن قصهها از نظر ژانری نیست. از سویی این سریال به کمدی میزند و از سویی طنازیهایی دارد. البته خود آقای بذرافشان تاکید دارند ما در ایفای نقشهایمان و موقعیتها چندان به کمدی نزدیک نشویم و آدمهای قصه طناز باقی بمانند، زیرا قصه پتانسیل بالایی برای این موضوع دارد.
آیا در اجرای نقشهای سریال به سمت و سوی شخصیتهای تیپیکال یا افراط در موقعیتهای کمیک حرکت شده است؟
این اتفاق در هفتسنگ نمیافتد. به خاطر این که اساسا بسیاری از بازیگران این مجموعه مثل آقای پورحسینی کمدین نیستند، اما همه این شخصیتها در موقعیتهایی قرار میگیرند که میتوانند بار کمدی داشته باشند. به اعتقاد من یکی از ویژگیهای طنز این است که ما در عین جدیت طنازانه بازی کنیم. بنابراین مشخصه سریال این است که طنز یا به تعبیر کارگردان، شیرین نوشته شده است.
سریال هفتسنگ داستان واحدی ندارد و مجموعهای اپیزودیک است و با قصههایی اتفاقا ساده هم روایت میشود. به نظرتان بافت اصلی قصه برای 40 قسمت جذابیت کافی دارد؟
میخواهم به نکته دیگری اشاره کنم. متاسفانه ما در حوزه سریالسازی کمتر به نشان دادن تنوع در زندگیهایمان توجه کردهایم. هرچند زندگیهای ما درگیر روزمرگی است و کمتر این تنوع را در واقعیت شاهد هستیم، اما در کشورهای صنعتی اینطور نیست و زندگی مردم تنوع بیشتری دارد. شاید برای همین است که ادبیات شنیداری ما قویتر است و بسیاری از کارگردانان ما هم بر دیالوگ گویی تاکید دارند. در حالی که بندرت آنها بر وجوه تصویری تاکید میکنند. مثلا در سریال وضعیت سفید بر تصویر تاکید بیشتری شد. آقای نعمتالله قصد نداشتند در این سریال قصه بگویند. بلکه قصههایشان موضوعاتی کلی بود که کنار هم چیده میشد و کلیتی را شکل میداد.
اما این فرصت هم فراهم است که داستانپردازی میتواند صرفا بر پایه واقعیت شکل نگیرد.
درست است، اما این فقط یک ژانر را در بر میگیرد. در ضمن باید داستان یک مجموعه به گونهای مطرح شود که برای بیننده قابل قبول و قابل درک باشد و مخاطب مابهازای آن را در زندگی شخصی یا پیرامونیاش جستجو کند. در غیر این صورت اساسا همذاتپنداری با آن صورت نمیگیرد، بنابراین کلیت سریال یا فیلم با استقبال بیننده مواجه نمیشود. این مشکل متاسفانه در رماننویسی هم وجود دارد، اما چون پایگاه رمان کلمه است و جایگاه خیال در آن برجستهتر، تصاویر ذهنی از طریق کلمات زنده هویتشان را حفظ میکنند، اما وقتی تصویر آماده به مخاطب ارائه میشود، به دلیل قویتر بودن فرهنگ شنیداری ما در مقایسه با فرهنگ دیداریمان فرصت توجه و تمرکز بر تصاویر ناخودآگاه از ما گرفته میشود.
تجربه همکاری با علیرضا بذرافشان در مقام نویسنده و کارگردان سریال هفتسنگ را چگونه ارزیابی میکنید؟
من برای اولین بار بود که با ایشان همکاری میکردم. زندگی تئاتریام به من میگفت ایشان کارشان را بلد هستند و میدانند چه میخواهند. در نوشتنشان توقفی ندارند و برای بازیگر گسترهای ایجاد میکنند که بتواند خلاقیت خود را هم به کار گیرد و این فرصت برای بازیگر هم فراهم میشود که در عین مقید بودن به متن، نگاه اجرایی خودش را هم داشته باشد. در ضمن نقشهای سریال هم دور از دسترس نیست و واقعی و نزدیک به زندگی است. هدایتهای آقای بذرافشان سر صحنه خوب است و نشان میدهد ایشان از توانایی بالایی برای هدایت همه عوامل برخوردارند. این نکته خیلی مهمی در کار ماست که باید کارگردان بهطور همهجانبه مسائل را زیر نظر داشته باشد و مدیریت کند.
رکسانا قهقرایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: