رسانهای به نام تلویزیون این کار را در سطحی جهانی انجام میدهد و به یک منطقه خاص جغرافیایی تعلق ندارد. نمونههای بسیاری از به شهرت رسیدن آدمهای گمنام از طریق تلویزیون وجود دارد که به مدد قدرت جادویی تلویزیون به شهرتی باورنکردنی رسیدهاند. گفتوگوهای زنده تلویزیونی (تاکشوها) و نیز برخی مجموعههای داستانی، بیشترین نقش را در این ارتباط داشته و چهره اصلی خود را به شهرت و اعتباری عظیم میرسانند. برای نمونه میتوان از اپرا وینفری یاد کرد که برنامه تلویزیونیاش همچنان در صدر تاکشوها به لحاظ جذب بیننده قرار دارد و وی را همه ساله در زمره پردرآمدترین اشخاص حوزه سرگرمی و رسانه قرار میدهد. مجموعه های تلویزیونی پرطرفدار نیز اتوماتیکوار ستارههایشان را به سینما فرستاده و با توجه به هوش و تواناییهای بازیگر فوق در این وادی پیشرفت یا پسرفت میکنند. برای مثال میتوان از بازیگران سریال «لاست» یاد کرد که برخی آنها در سالهای اخیر نقشهای مهمی در سینما ایفا کردهاند. در تلویزیون کشورمان نیز در بسیاری موارد شاهد چنین اتفاقهایی بودهایم. برنامههای گفتوگومحور پرمخاطب گاه گردانندهاش را به دنیای جذابتر بازیگری کشانده و نقشهای مکملی برایش به ارمغان آورده که نمونههایش را در سالهای گذشته شاهد بودهایم که البته به نتایج درخشانی هم منتهی نشده است، اما شرایط در رابطه با مجموعههای پرمخاطب تلویزیونی کاملا فرق کرده و گاه یک بازیگر تازهکار و گمنام را به اوج شهرت میرساند. اتفاقی که در دو دهه اخیر بارها رخ داده و پلهای برای رفتن آنـــها به سینما شده است. مجموعه پربیننده «در پناه تو» ساخته حمید لبخنده که اوایل دهه 70 پدیده سال تلویزیون لقب گرفت، نمونه شاخصی در این باب است که هر هفته جمع کثیری را به دنبال سرنوشت قهرمانهایش میکشاند. تنها چند ماه بعد بازیگران اصلی این کار یعنی حسن جوهرچی، پرچمی و لعیا زنگنه نقشهای مهمی در ساختههای سینمایی مسعود کیمیایی و رافعی (ضیافت و راز مینا) ایفا کردند. نقشهایی که در صورت انتخاب نشدن آنها برای بازی در این مجموعه هیچگاه به آنها واگذار نمیشد و قطعا بازیگران دیگری نقشهای سینمایی یاد شده را ایفا میکردند. مجموعه ساعت خوش به کارگردانی مهران مدیری هم با توجه به اقبال عمومی گستردهاش شهرت غریبی برای بازیگرانش آورد که البته در نهایت پایان خوشی هم نداشت. مهران مدیری، داوود اسدی، ارژنگ امیرفضلی، نصرالله رادش که یکباره با ساعت خوش به شهرت رسیده بودند، برای ایفای نقش در دو فیلم به کارگردانی بیضایی و داریوش مهرجویی انتخاب شدند که البته هیچیک از آنها ساخته نشده و حواشی پیرامون این گروه بااستعداد در آخر به ممنوع شدن نهچندان طولانیشان از کار منجر شد.
«پس از باران» ساخته سعید سلطانی که موفقترین مجموعه تلویزیونی سال پخش خود بود نیز از بازیگران جوانش بهره مناسبی گرفت. شهاب حسینی، صبا کمالی و مرجان محتشم از آنهایی به حساب میآیند که پس از این مجموعه سرنوشت متفاوتی در حیطه بازیگری پیدا کردند. حسینی با توجه به قریحه پررنگ بازیگریاش توانست به یکی از مهمترین بازیگران یک دهه اخیر سینمای ایران تبدیل شود و نقشهایی به یادماندنی ایفا کند. صبا کمالی هم در چند فیلم سینمایی و مجموعه تلویزیونی حضور یافت که البته هیچیک به گردپای پس از باران هم نرسید. مرجان محتشم هم که با پس از باران به شهرت فراوانی رسید در ادامه نتوانست روند موفقیتش را ادامه دهد و پس از بازی در یکی از نقشهای اصلی فیلم «رز زرد» ساخته داریوش فرهنگ و مجموعه تلویزیونی «ریحانه»، نقش مهمی ایفا نکرد.
در یک دهه اخیر، کارگردانهایی در تلویزیون دست به ساخت مجموعههایی زدند که نقشهای اولشان را بازیگران جوان تشکیل میدادند. درواقع با جوانتر شدن شخصیتها راه برای حضور نسل جوانتر در این عرصه باز شد؛ نســلی که میتوانست مخاطبان بیشتری را پای تلویزیونها بنشاند و طیفهای سنی پایینتر را نیز جذب خود کند. در این میان کارگردانهای ریسکپذیری همچون حسین سهیلیزاده نقشی کلیدی در موفقیت این نسل از بازیگران جوان و محکم شدن جای پایشان در این رسانه و ورودشان به سینما داشتند. «ترانه مادری» ساخته سهیلیزاده از گامهای اولیه او در این رابطه است که توانست بازیگران تازهکاری همچون سیاوش خیرابی، محسن افشانی و بیتا سحرخیز را به شهرتی باورنکردنی برساند. البته نباید از نقش مهم قصه پرسوز و گداز ترانه مادری و علاقه قدیمی مخاطب ایرانی به گونه ملودرام نیز غافل شد که نقشی پررنگ در محبوبیت مجموعه فوق داشتهاند. البته این دو بازیگر اشاره شده بیشتر در همان قالب تلویزیون مانده و کمتر در سینما حضور پیدا کردند. درست برخلاف بیتا سحرخیز که سینما روی خوش بیشتری به او نشان داده و نقش اول فیلم «همخانه» ساخته مهرداد فرید نیز به او واگذار شد. این روند در سالهای بعد شدت بیشتری به خود گرفته و با مجموعههای تلویزیونی «فاصلهها»، «دلنوازان» و «دختران حوا» به اوج خود رسید. بازیگران جوان و تازهکار مجموعههای یاد شده اغلب با استانداردهای بازیگری فاصله داشته، اما به مدد چهره مناسب و نیز قصههای نسبتا جذاب این آثار مورد توجه مخاطبان عام خود قرار گرفتند. سحر قریشی که این روزها یکی از پرکارترین بازیگر سینما و بازار نمایش خانگی به حساب میآید، موفقترین بازیگر جوان این مجموعهها (به استثنای دختران حوا) است که به بهترین شکل ممکن از جادوی تلویزیون برای پیشرفت حرفهای خود بهره گرفت. در نقطه مقابل بازیگرانی همچون شاهرخ استخری و پندار اکبری قرار دارند که با وجود دیده شدنشان در یک بازه زمانی به مرور در حاشیه قرار گرفته و حضورشان تنها به چند کار تلویزیونی و سینمایی محدود شد.
حسین سهیلیزاده در آخرین مجموعه تلویزیونیاش «آوای باران» از همین فرمول امتحان پس داده یعنی قرار دادن چند بازیگر جوان ناشناخته در کنار بازیگران حرفهای بهره گرفته و تا اینجای کار هم در جذب مخاطب موفق نشان داده است. با این تفاوت که در آوای باران حجم این دسته از بازیگران در قیاس با کار قبلی سهیلیزاده کمتر شده و تنها به سه چهره (باران، دختر نادر و نامزدش) محدود شده است. البته آزاده زارعی پیش از این سابقه بازیگری هم در سینما داشته که البته به نمایش درنیامده و برای مخاطب تلویزیونی چهره تازهای به حساب میآید.
مجموعههای تلویزیونی شبکههای مختلف سیما با توجه به تعددشان میتوانند راه را برای حضور بازیگران تازه کار و مستعد در این عرصه باز کرده و پله محکمی برای ترقیشان باشند، منوط بر آنکه بازیگران یاد شده نیز پارامترهای لازم را برای این پیشرفت داشته باشند.
محمد جلیلوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم