در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
اما یک روز که توی اتاقش نشسته بود و تکالیفش را انجام میداد، یک دفعه نگاهش به نقشه تهران نصب شده روی دیوار افتاد و فکر کرد که اگر بتواند مطلبی درباره تهران بنویسد خیلی خوب میشود، اما چه چیزی باید مینوشت که مناسب باشد؟ نمیدانست. بعد از مدتی فکرکردن، تصمیم گرفت برود و از پدرش کمک بگیرد.
بنابراین از اتاق بیرون آمد و به سراغ پدرش رفت ماجرا را برایش تعریف کرد. بابا بعد از تمامشدن حرفهای سارا به او گفت موضوع خوبی را انتخاب کرده است و حتما کمکش میکند. بعدش بابا از توی کتابخانهاش یک کتاب که درباره شهر تهران بود برداشت و چند صفحهای از آن را نشان داد و به او گفت با مطالعه این قسمتها میتواند تحقیق خوبی بنویسد. سارا با خوشحالی از بابا تشکر کرد و دوباره به اتاق خودش برگشت و مشغول خواندن کتاب شد.
کتاب را که میخواند مطالب مهمش را یادداشت میکرد و آخر سر بعد از کلی بررسی آنها تحقیقش را نوشت و آن را برای پدرش خواند تا او نظرش را بگوید.
«تهران، پایتخت و بزرگترین شهر ایران است که در گذشتههای دور به صورت یک روستا در شمال شهرستان ری قرار داشته و به دارا بودن آب گوارا و باغهای میوه شهرت داشته است و جالب این که اهالی آن در خانههایی مانند زیرزمین زندگی میکردهاند. یکی از تاریخنویسان ایتالیایی به نام «پیترو» در نوشتههای خود درباره تهران این چنین آورده است: این شهر جمعیت بسیار کمی دارد و درختان چنار بزرگی در آن دیده میشود و خیابانهای آن سایهدار خنک هستند.
او به دلیل وجود همین درختان چنار فراوان این شهر را «چنارستان» نامگذاری کرد.
به مرور تهران بزرگ و بزرگتر شد تا این که در دوره قاجاریه یعنی حدود 200 سال قبل به عنوان پایتخت ایران انتخاب شد.
در همین دوران برای امنیت شهر دیواری دور تا دور آن کشیده شد و برای ورود و خروج دروازههایی درست کردند که هنوز نام آنها را مردم تهران استفاده میکنند. مثل دروازهدولت که در خیابان انقلاب قرار داشته و اکنون ایستگاه مترو است.
در مورد نام تهران که در گذشته «طهران» هم نوشته میشده محققان نوشتهاند که «ران» به مفهوم دامنه یا پای کوه است و «ته ران» یا «تهران» به معنای شهری است که در دامنه و پای کوه قرار دارد و به دلیل قرار گرفتن در کنار کوههای البرز این نام را برایش انتخاب کردهاند؛ تهران یکی از شلوغترین و پرجمعیتترین شهرهای دنیاست.»
خواندن مطلب که تمام شد سارا پرسید: بابا جون خوب نوشته بودم؟
بابا لبخندی زد و با مهربانی گفت: خیلی خوب بود دخترم، حتما بهترین تحقیق کلاس میشه.
رضا بهنام
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: