در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جیمی گفت: درست است، اما در این مهمانی قرار است که یک شعبده باز بیاید؛ فکرش را بکن مامان، ای کاش میتوانستم او را ببینم.
فکر این مهمانی جیمی را حسابی مشغول کرده بود. هر چند که او سعی میکرد جور دیگری وانمود کند. بنابراین او لبخند زنان در رختخوابش دراز کشید و سعی کرد به سر و صدای بچهها که یکییکی برای شرکت در جشن به خانه همسایه میرفتند توجه نکند...»
بچههای خوب، ادامه قصه را در این کتاب که هفت داستان قشنگ دیگر هم دارد بخوانید.
نویسنده: انید بلیتون
مترجم: سعیده موسوی
ناشر: تندیس دانش
قیمت: 2000 تومان
من میتوانم به همه کمک کنم
«میدانم که تو هم مثل من دوست داری از صبح تا شب بازی کنی.
مامان میگوید: من و تو و داداش کوچولو و بابا یک خانواده هستیم، خوب است در همه کارها به هم کمک کنیم.
به خاطر مامان میخواهم کمی کمک کنم؛ تو هم توی خانه کمک میکنی؟
صبح که بیدار شدم تختخوابم را مرتب کردم. توهم امتحان کن، خیلی زود تمام میشود.
تو تا حالا میز ناهار چیدی؟ من امروز میز ناهار را خودم تنهایی چیدم. مامان خیلی تعریف کرد!
با داداش کوچولو هم بازی کردم. خیلی خوش گذشت.
حس میکنم با کمک کردن بزرگ شدهام...»
اگر شما هم دوست دارید در خانه کمک کنید این کتاب را ببینید و بخوانید که قشنگ است. البته حتما برای هر کاری از پدر و مادرتان اجازه بگیرید.
نویسنده: کارن اریکسون
بازنویسی: سرور پوریا
ناشر: فرشتگان 1391
قیمت: 1200 تومان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: