در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
معنای آیه و ان یکاد
در سوره قلم آیه51 آمده است: وَ إِن یَکادُ الَّذینَ کَفروا لَیُزْلِقُونَکَ بِأَبصارِهِمْ لَما سَمِعوا الذِّکرَ وَ یَقولونَ إِنَّهُ لَمَجْنون.
نخستین نکته این است که معنای این آیه درباره پیامبر چه میتواند باشد؟ در تفسیر نمونه نظرات گوناگون درباره این آیه جمعآوری شده است که در سه دسته کلی میتوان آنها را بیان کرد:
1ـ بسیاری از مفسران بر این باورند که دشمنان هنگام شنیدن آیات باعظمت قرآن، از شدت خشم و ناراحتی با نگاه پرعداوت، گویی میخواهند با چشمهایشان پیامبر را نابود کنند. این آیه اشاره به باور وجود اثر مرموز و نهفته در بعضی چشمها دارد که میتوانند فرد مقابل را بیمار یا هلاک کنند.
2ـ بعضی دیگر گفتهاند این مطلب کنایه از نگاههای بسیار غضبآلود است، مثلا میگوییم: فلان کس آن چنان بد به من نگاه کرد که گویی میخواست مرا با نگاهش بخورد یا بکشد!
3ـ تفسیر نزدیکتر به محتوای آیه، عبارت است از این که: بین گفتههای دشمنان اسلام تضاد وجود داشته است زیرا آنها وقتی آیات قرآن را میشنیدند، آن قدر مجذوب میشدند که از شدت اعجاب، پیامبر را چشم میزدند. (زیرا چشم زدن معمولا در برابر امور بسیار اعجابانگیز است) اما در عین حال میگفتند: تو دیوانهای! و این حرف شگفتآور است؛ دیوانگی و پریشانگویی کجا و این آیات اعجابانگیز جذاب و پرنفوذ کجا؟ (برگرفته از تفسیر نمونه، ج24، ص: 426)
حال به سراغ تفاسیر گوناگون میرویم تا نظر دیگر مفسران را درباره محتوای این آیه و همچنین درست یا نادرست بودن مفهوم چشم زخم بیابیم.
تفسیرالمیزان
علامه طباطبایی در تفسیرالمیزان درباره چشم زدن در ذیل آیه «و ان یکاد» مینویسند: «مراد از این ازلاق به ابصار ـ به طوری که همه مفسران گفتهاند ـ چشم زدن است که خود نوعی از تاثیرات نفسانی است و دلیلی عقلی بر نفی آن نداریم، بلکه حوادثی دیده شده که با چشم زدن منطبق هست و روایاتی هم بر طبق آن وارد شده، و با این حال علت ندارد که ما آن را انکار نموده، بگوییم یک عقیده خرافی است.» (ترجمه المیزان، ج19، ص: 649) بنابراین از نظر ایشان چشمزخم میتواند واقعیت داشته باشد.
أطیب البیان فی تفسیر القرآن
در تفسیر اطیبالبیان نوشته سیدعبدالحسین طیب در شرح این آیه آمده است که: چشم بعضی اشخاص طوری است که وقتی چیزی به نظرشان بزرگ میآید و تعجب میکنند و نمیتوانند خودداری کنند، (پس) چشم میزنند و آسیبی به طرف واقع میشود.
ایشان در ادامه تاکید میکند که نباید تمام آنچه را که داریم، به دیگران نشان دهیم. حتی عمل فوقالعاده دربرابر دیگران نداشته باشیم زیرا ممکن است، طرف مقابل، انسان کوتهنظری باشد و این دارایی یا کار شما در نظرش بسی بزرگ جلوه کند و شما را چشم بزند.
سپس جناب طیب به ماجرای شجاعتهای چشمگیر محمد حنفیه فرزند امیرالمومنین در جنگ صفین اشاره میکند که سه بار شجاعانه به لشکر معاویه حمله کرد. او را چشم زدند و یک طرف بدنش فلج شد تا حدی که دیگر قدرت حرکت در بدن نداشت. ( برگرفته از أطیب البیان فی تفسیر القرآن، ج13، ص: 155)
آشنایی با قرآن
در کتاب آشنایی با قرآن از شهید مطهری درباره این آیه دو گونه تفسیر شرح داده شده است؛ نخست این که بیشتر مفسران (البته از قدما) معتقدند در این آیه قرآن میخواهد بفرماید کافران عناد و غیظ نسبت به حضرت رسول داشتهاند. دشمن وقتی در مقابل دشمن قرار میگیرد، اگر در برنامه خودش فاتح و پیروز بشود و اگر احساس شکست در طرف بکند، از غیظ و خشمش کاسته میشود. امام حسین (علیهالسلام) فرمودهاند: «الْقُدْرَةُ تُذْهِبُ الْحَفیظَهَ» یعنی توانایی و نیرومندی، خشم و کینه را از بین میبرد. بنابراین انسانها به هر اندازه از نظر روحی قویتر باشند، احساس خشم و کینه کمتری دارند و هر چه از نظر روحی ضعیفتر باشند و در مقابل دیگران بیشتر احساس ضعف کنند، احتمال اینکه احساس کینه در روحشان ایجاد شود، بیشتر میشود.
کفار در مقابل پیغمبر اکرم دچار حس شکست و ضعف میشدند. بنابراین عقده و خشم در آنها افزون میشد. گویا هر روز پیامبر را برندهتر از گذشته میدیدند و خود را بازندهتر، زیرا شاهد گرایش بیشتر و بیشتر به پیامبر بودند. از طرف دیگر زیباییهای قرآن و ناتوانایی در عیبجویی از قرآن موجب میشد، قدرت خود را در ضعف بیشتری ببینند و احساس خشم بیشتری بیابند. بنابراین همان هنگام که آیات را از زبان پیامبر میشنیدند و به چشمهای او خیره میشدند، چنان خشم آنها افزوده میشد که میخواستند با چشمهایشان پیغمبر را بکوبند؛ مثل اینکه میگوییم فلانکس با چشمهایش میخواهد مرا تیر بزند. طبق این نگاه، معنای آیه در اصل کنایه از شدت خشم مخالفان دارد؛ چنان خشم احمقانهای که موجب میشد به علت عدم ناتوانی در دفاع از خود، بگویند: این شخص از افراد دیوانه و جنزده است که میتواند کارهای خارقالعاده انجام دهد. (در آیه این معنا تصریح شده است: وَ یَقولونَ انَّهُ لَمَجْنونٌ) پاسخ قرآن در برابر این اتهام چیست؟ قرآن میگوید: اثر کار جن و شیطان نمیتواند بیداری بشر و همه جهان باشد!
دومین گونه تفسیر برای این آیه اخیرا رایج شده است. شهید مطهری میگوید: در این نوع تفسیر معتقدند آیه کنایه نیست بلکه یک جمله صریح است. واقعا بین کفار فرد شورچشمی بود که به هرچه با نگاه اعجابآمیز مینگریست، دچار آفت میشد. کمکم کفار تصمیم گرفتند از همین راه پیامبر را از بین ببرند. در نظرشان، این راه خوبی بود زیرا هیچ مسئولیتی متوجه کسی نمیشد.
در نظر شهید مطهری اگر ما این نوع تفسیر را بپذیریم، یعنی اثبات کردهایم که قرآن تلویحا مساله چشم زخم را تائید کرده است در حالی که باید درباره واقعی بودن چشم زخم و مفهوم آن بیش از آنچه امروز در جامعه رایج است، اندیشید تا به نتیجه درست دست یافت. (بر گرفته از مجموعه آثار استاد شهید مطهری، ج27، ص: 628 تا630)
آیا چشم زدن واقعیت دارد؟
همان طور که در مطالب بالا گفته شد، از نظر علامه طباطبایی و جناب طیب چشمزخم میتواند واقعیت داشته باشد.
برای توضیح بیشتر در فهم واقعیت داشتن یا نداشتن، به تفسیر نمونه رجوع میکنیم. آیتالله مکارم، در ذیل آیه «و ان یکاد» درباره واقعی بودن این مساله میگویند: بسیاری از مردم معتقدند در بعضی چشمها اثر مخصوصی است که وقتی از روی اعجاب به چیزی بنگرند، ممکن است آن را از بین ببرد یا درهم بشکند، و اگر انسان است بیمار یا دیوانه کند... این مساله از نظر عقلی امر محالی نیست، چه اینکه بسیاری از دانشمندان امروز معتقدند در بعضی چشمها نیروی مغناطیسی خاصی نهفته شده که کارایی زیادی دارد، حتی با تمرین و ممارست میتوان آن را پرورش داد. خواب مغناطیسی از طریق همین نیروی مغناطیسی چشمهاست. (تفسیر نمونه، ج24، ص: 427و 428)
ایشان برای اثبات این مساله به یکی از پدیدههای طبیعی اشاره میکنند و میگویند: در دنیایی که اشعه لیزر که شعاعی است نامرئی میتواند کاری کند که از هیچ سلاح مخربی ساخته نیست، پذیرش وجود نیرویی در بعضی چشمها که از طریق امواج مخصوص در طرف مقابل اثر بگذارد، چیز عجیبی نخواهد بود.
علاوه بر این که اشخاص بسیاری نقل میکنند که با چشم خود افرادی را دیدهاند که دارای این نیروی مرموز چشم بودهاند و افراد یا حیوانات یا اشیایی را از طریق چشم زدن از کار انداختهاند. لذا نه تنها نباید اصراری در انکار این امور داشت، باید امکان وجود آن را از نظر عقل و علم پذیرفت. (تفسیر نمونه، ج24، ص: 428)
حال در برابر این واقعیت چه باید کرد؟ از نظر آیتالله مکارم، هیچ مانعی ندارد که دعاها و توسلها به فرمان خداوند مقابل تاثیر نیروی مرموز چشمها را بگیرد، همان گونه که دعاها در بسیاری از عوامل مخرب دیگر اثر میگذارد و آنها را به فرمان خدا خنثی میکند. البته باید یادآوری کرد قبول تاثیر چشم زخم به معنی پناه بردن به کارهای خرافی و اعمال عوامانه نیست زیرا بعضی از این کارها هم بر خلاف دستورات شرع است و هم سبب شک و تردید افراد ناآگاه در اصل موضوع است و اگر حقایق با خرافات آمیخته شود، تاثیر نامطلوبی بر اذهان میگذارد. (برگرفته از تفسیر نمونه، ج24، ص: 429)
یک آیه، یک نکته
در ابتدای این نوشته ذکر شد که دو آیه در قرآن معمولا موضوع بحث چشمزخم است. آیه 67 سوره یوسف، درباره زمانی است که حضرت یعقوب به فرزندان خود میفرماید، هنگام ورود به شهر مصر از یک در وارد نشوید بلکه از درهای مختلف وارد شوید... معمولا در تفاسیر، بحث چشم زخم را در ذیل این آیه، به همان سوره قلم ارجاع دادهاند.
در مجمعالبیان فی تفسیرالقرآن، یک نکته کلیدی در تفسیر این آیه آمده است که برای زندگی روزمره، کاربردی است. بحث در این باره است که چگونه انسان چشم میخورد یا به عبارت دیگر چه قانونی در جهان وجود دارد که ما دارایی با ارزش خود را از دست میدهیم؟ شیخ طبرسی ابتدا نظرات مختلف را در این باب میآورد از جمله این که: تاثیر چشم کار خداست که روی برخی مصالح آن را موثر قرار داده است و بعد به سخن سیدشریف رضیموسوی اشاره میکند که خدا روی مصالح متعدد با بندگانش رفتار میکند. بعضی اوقات بهانهای لازم است تا نعمتی از ما گرفته شود زیرا مشغولیت ما به آن نعمت موجب میشود از دیگر داراییها و نعمتهای بهتری که در انتظار ما هستند، غافل شویم. اتفاقا در این از دست دادنها، عوض آن نعمت زود یا دیر جبران میشود.
سپس سیدشریف رضی به یک نکته ظریف دیگر با استناد به محتوای حدیثی از حضرت رسول اشاره میکند و میگوید: وقتی چیزی در نظر بندگان خدا بزرگ آمد، خداوند از قدر و ارزش آن چیز میکاهد و کوچکش میسازد و بنابراین هیچ بعید نیست که حالِ بعضی چیزها در اثر نگاه مردمان تغییر کند و همان بزرگ آمدن در چشم مردم، سبب دگرگونی وضع آن چیز گردد. چنانچه در حدیث است، وقتی از شتر عضباء رسول خدا در مسابقه سبقت گرفتند ـ و تا به آن روز در هیچ مسابقهای از آن شتر سبقت نگرفته بودند ـ حضرت فرمود: «بندگانِ خدا چیزی را بالا نبردند (و به مقام بلند نرساندند) جز آنکه خدا از مقام آن چیز کاست.» شاید مصلحت اینکه دستور دادهاند وقتی چیزی به چشم انسان خوش آمد، شخص آن چیز را در پناه خدا قرار دهد و به رسول خدا درود فرستند، این باشد که جلوی تغییر حالت آن چیز را بگیرد زیرا بیننده با این عمل به خدا توجه میکند و بدو پناه میبرد. (ترجمه مجمعالبیان فی تفسیرالقرآن، ج12، ص: 261)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: