در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
15 سال در حوزه امنیت و ایجاد راهکارهای ایمنی و نظارتی برای شرکتها و سازمانهای تجاری کار کرده بود. هر بار که به یک شرکت میرفت تا سیستم امنیتی در آنجا نصب کند، به این فکر میکرد چه میشد اگر میتوانست از این سیستمها در خانهها هم استفاده کند. البته خیلی از شرکتها راهکارهایی ارائه میکردند که میشد از راه دور خانه را کنترل کرد. اما آدام با کمی بررسی آن سیستمها متوجه شد تحــــقق آرزویش هرچند دور از ذهن نیست، اما برای این کار باید در گوشه و کنار خانه حسگر نصب میشد که این خود هزینهای بالا به مشتری تحمیل میکرد و باعث میشد این سیستمها همهگیر نشود.
تولد ایده
یک روز که آدام از سر کار به خانه برگشت، متوجه شد از خانهاش سرقت شده است. او با خود فکر کرد اگر به مسافرت برود یا برای مدتی در خانه نباشد چطور میتواند از داخل خانهاش و آنچه اتفاق میافتد خبردار شود.خاطره تلخ سرقت از خانهاش او را به این فکر واداشت تا از تجربه فعالیت چند سالهاش با دستگاههای مختلف تامین امنیت استفاده کند و دستگاهی کم حجم و ارزانقیمت بسازد تا در هر خانه براحتی نصب شود و با گجتهای هوشمند قابل کنترل باشد. به این ترتیب دستگاه کناری (Canary) متولد شد.
چالشها
او با یکی از دوستانش که در زمینه رباتیک فعالیت میکرد تماس گرفت و موضوع را با او در میان گذاشت و با استقبال او مواجه شد. گرچه آدام میدانست کناری میتواند پاسخگوی یک نیاز اساسی باشد و در صورت موفقیت از بازار خوبی هم برخوردار میشد، اما بخوبی آگاه بود که عملیکردن چنین ایدهای به تخصصهای فراوانی نیاز دارد. بنابراین آنها تصمیم گرفتند از نیروهای متخصص استفاده کنند. البته این کار به نیروی انسانی نیاز داشت و همین موضوع هزینه فراوانی به شرکت تازه تاسیس آدام تحمیل میکرد، بنابراین او ایدهاش را در یکی از سایتهای جمعآوری اعانه برای کسب و کارهای دانش بنیان قرار داد. از آنجا که پروژهای جذاب بود و با زندگی همه مردم سر و کار داشت، خیلی زود توانست افراد زیادی را به عنوان حمایتکننده جذب کند و بودجهای حدود دو میلیون دلار که بسیار بیشتر از تصورش بود، بهدست آورد. پس از عبور موفقیتآمیز از این مرحله طراحیهایی را که پیشتر روی آن کار کرده بود به واقعیت تبدیل کرد؛ نتیجه این کار تولید 50 نمونه اولیه از کناری شد. با توجه به این که نمیتوان نقص سختافزار را مانند نرمافزار پس از فروش آن به آسانی برطرف کرد، کوچکترین تغییرها را در همان نمونههای اولیه در نظر گرفتند تا این که محصول نهایی خود را وارد خط تولید کردند.
آدام بخوبی میدانست فقط ساخت یک محصول عالی پایان همه کار نیست، زیرا معرفی و جا انداختن یک فناوری جدید در بین مردم کار دشواری است و این که افراد احساس کنند به آن محصول نیاز حقیقی دارند رمز موفقیت در بازار پر هیاهوی امروزی است. برای همین به جای تاکید روی قابلیتهای فنی کناری، آدام دست به داستانسرایی زد. او پیامهای تبلیغاتی محصول را بسیار ساده و کوتاه انتخاب کرد و نماآهنگهای جذابی ساخت که سناریوی آنها از وقایع حقیقی صفحههای حوادث روزنامهها نوشته شده بود و نشان میداد اگر کناری در آن خانه وجود داشت، آن اتفاق رخ نمیداد.
آدام این نکته را درک کرده بود که آدمهای عادی جامعه به جای شنیدن توضیحهای مهندسی و فنی، دوست دارند داستان بشنوند و بدانند کناری میتواند چه کمکی در زندگی روزمره به آنها بکند. همین کارهای بظاهر ساده باعث شد آوازه کناری بخوبی در شبکههای اجتماعی بپیچد و در80 کشور مختلف از پروژه وی حمایت شود.
آینده
آدام حال یک شرکت تاسیس کرده که در آن با تیمی متخصص روی ایدهاش کار میکند و کناریهای زیادی را تا به حال به مردم عادی پیش فروش کردهاند. او بر این باور است برای معرفی یک محصول جدید همیشه اول بودن از اهمیت بالایی برخوردار است، زیرا رقبایی که بعدا به وجود میآیند نمیتوانند آن جایگاه را از آن خود کنند. او فکر میکند طی پنج سال آینده بحث امنیت خانهها خیلی بیشتر از الان مورد توجه قرار میگیرد و در هر خانهای یک کناری یافت میشود.
رامین فتوت
نظرتان درباره این ایده چیست؟ پیشنهادها و انتقادهای خود را درباره تلاش این هفته با ما در میان بگذارید. کلیک حرفهای شما را به گوش آدام ساگر میرساند. شاید در آینده نهچندان دور یکی از اعضای طرح او شدید! علاوه بر این، کلیک دست افرادی که توانستهاند ایده دانشبنیان خود در فضای آیتی را به یک کسب و کار تبدیل کنند به گرمی میفشارد. ما را از شنیدن داستانهای خود محروم نکنید، کلیک بیصبرانه منتظر شماست!
شماره پیامک: 300011226 نشانی ایمیل: Click@jamejamonline.ir
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: