
ولی چرا کمتر غذا خوردن تا این حد مشکل است؟ تحقیقات مشخص کرده تصمیمهای ما درباره غذا خوردن تحت تاثیر نیروهای ذهنی و روانشناختی است که اغلب در ضمیر ناخودآگاه انسان اتفاق افتاده و خارج از کنترل اوست. این مساله میتواند دلیل شکمو بودن افراد را هم توضیح دهد. یعنی به جای خوردن چند عدد چیپس، پنج مشت از آن را میخوریم یا قبل از این که حواسمان باشد دیگر معدهمان پر شده است، یک ظرف پر از دسر برداشته و قلع و قمعش میکنیم. ظاهر غذا در دهان به وسیله طعم و احساسی که به ما میدهد میتواند مغزمان را فریب داده و وانمود کند بدن به انرژی بیشتری نیاز دارد و به این ترتیب بیش از حد لازم کالری مصرف کند. بنابر گفته روانشناسان، مغز به غذاهای قندی و چرب نسبت به غذاهای یافت شده در طبیعت واکنشی قویتر نشان میدهد و محصولات غذایی که روزانه آماده میشود حاوی مقادیر فراوانی از این نوع مواد است و مغزمان را به چنین واکنشی تحریک میکند.
تحقیقات جدید نشان داده که خوردن برای لذت بردن، بیش از گرسنگی ما را به سمت شکمو شدن پیش میبرد و مغزمان را به گونهای تحریک میکند تا بیشتر به سمت لذتجویی پیش برویم. در واقع الگوهای فعالیت عصبی مغز افراد پرخور همانند معتادان به مواد مخدر، در لحظه تجربه پاداش است. این افراد هنگام مصرف غذا همان لذتی را میبرند که معتادان هنگام مصرف مواد مخدر حس میکنند. غذاهای قندی و پرچرب همان چرخههای اشتیاق را موجب میشود که مواد مخدر در معتادان ایجاد میکند. این تغییرات مغز بسیاری از مردم را به سمت رفتارهای اعتیادوار درخصوص برخی غذاهای خاص و مصرف بیش از حد آنها هدایت میکند. اما خبر خوب این است که با آگاهی و شناختن محیطی که ما را به سمت شکمو بودن پیش میبرد، میتوانیم جلوی این خصیصه را بگیریم.
وای همه غذا را خوردم
خوردن، لذتی آنی و ضرورتی بسیار مهم است. در گذشته دانشمندان معتقد بودند که بدن مقدار اشتهای ما را در پاسخ به تغییرات درخواست انرژی تنظیم میکند. مثلا وقتی یک دونده شروع به تمرینهای ماراتن میکند، برای دویدن در مسافتهای طولانیتر، به کالری بیشتری برای قوی کردن ماهیچههایش نیاز دارد، بنابراین اشتهایش بیشتر میشود. این تنظیم درونی محصول سیستم پیچیده هورمونها و انتقالدهندههای عصبی است که موجب احساس گرسنگی در انسان میشود و او را به دریافت انرژی بیشتر تشویق میکند و وقتی به اندازه کافی انرژی ذخیره شد، آرام میگیرند، اما بسیاری از محققان امروز، این تفکر را غلط میدانند.
| نکته: خوردن برای لذت بردن، بیش از گرسنگی ما را به سمت شکمو شدن پیش میبرد و مغزمان را به گونهای تحریک میکند تا بیشتر به سمت لذتجویی پیش برویم. در واقع الگوهای فعالیت عصبی مغز افراد پرخور همانند معتادان به مواد مخدر، در لحظه تجربه پاداش است |
یکی از محققان میگوید: «ما نمیخواهیم مردم غذا نخورند، فقط میگوییم با لذت نخورند.» در واقع دانشمندان با متمرکز شدن روی جنبه لذتجویی از غذا، متوجه سازوکارهای عصبی و روانشناختی بسیاری شدهاند. نهتنها طعم و ظاهر غذا روی اشتیاق ما در ادامه دادن به خوردن تاثیر میگذارد، بلکه در طولانی مدت موجب میشود ما رفتارهای اعتیادواری از خود بروز دهیم. وقتی مثلا چیپسی میخوریم، ترد، نمکین و چرب بودن را سریع حس میکنیم. اشتیاق ما برای خوردن این چیپسها بیشتر به این کیفیتهای حسی بستگی دارد تا نیاز بدن ما به خود چیپس و معمولا زمانی از خوردن دست میکشیم که از نمک و چربی چیپس خسته شده باشیم. دانشمندان به این نقطه توقف «سیری خاص ـ حسی» میگویند و اصلا هم ربطی به سیری متابولیسمی که وقتی انرژی بدن با خوردن غذا تکمیل میشود و فرد احساس «سیری و تکمیل بودن» میکند، ندارد. ما همه این نصیحت را شنیدهایم که آهسته غذا بخورید تا بدن احساس سیری کند؛ اما این احساس حداقل 20 دقیقه طول میکشد که بسیار بیشتر از زمان خوردن یک وعده غذایی است. اما سیری خاص ـ حسی بسیار زودتر یا حتی با خوردن چند لقمه، رخ میدهد.
بنابر تحقیقات، پردازش این نوع سیری در بخش قشر مخی اوربیتوفرانتال مغز صورت میگیرد که درست زیر پیشانی و ابرو قرار دارد. در واقع این بخش با فرآیند پاداش و تصمیمگیری در ارتباط است. وقتی ابتدا طعم غذایی را میچشیم اعصاب این ناحیه بشدت واکنش نشان میدهند و با خوردن لقمههای بعدی بتدریج از واکنششان کم میشود. اما اگر دوباره همان موقع غذای متفاوت دیگری را بچشیم، فعالیت اعصاب این بخش فورا به سطح اولیهاش بازمیشود و واکنشی ایجاد میکند که میتواند ما را به خوردن بیشتر تشویق کند، حتی اگر کاملا سیر باشیم. این روند تا زمانی که ما با ویژگیهای حسی متفاوتی نسبت به آنچه پیش از آن خوردهایم سر و کار داشته باشیم، ادامه خواهد داشت. به عبارت دیگر همیشه برای خوردن دسری متفاوت جای خالی خواهیم داشت. این حقیقت نشان میدهد میتوان با محدود کردن گزینههای متفاوت غذا، مقدار خوردنتان را کم کنید؛ بنابراین در یک وعده غذایی، خوراکیهای متنوع برای خود در نظر نگیرید.
البته گاهی پرخوری مشکلی به وجود نمیآورد. افراط در خوردن شاید برای گذشته تکاملی انسان لازم بوده است. انسان در دورانی زندگی میکرده که غذا همیشه در دسترس نبوده است، بنابراین هنگام یافتن غذا باید تا آنجا که میتوانستند میخوردند تا چربی لازم را برای روزهای قحطی ذخیره کنند، اما شرایط غذایی امروز بشریت بسیار متفاوت است. شما میتوانید خیلی راحت در یخچال را باز و غذای مورد نیازتان را مصرف کنید. واکنش پرخوری کاملا غیرضروری است، اما وقتی در محاصره انواع خوراکیهای خوش طعم بویژه قندی یا چرب قرار میگیرید، فرآیند پاداش و لذت مغزتان مدام تحریک شده و شما را به سمت پرخوری هدایت میکند.
خطر دیگر فرورفتن در پرخوری، پرخوری بیشتر است. در واقع وقتی فرد پرخوری میکند این رفتار در او تشدید شده و او را به خوردن بیشتر وامیدارد. مخصوصا وقتی آنها در مقابل انواع متفاوتی از خوراکیها قرار میگیرند. این افراد اگر از غذا خوردن منع شوند و تحت رژیم غذایی خاصی درآیند، مغزشان نسبت به هر نشانهای از خوراکی واکنش شدیدی بروز میدهد.
تحقیقی دیگر نشان میدهد خوردن غذای بسیار خوشمزه و پر از مواد قندی و چربی ممکن است یک سری واکنش در ناحیهای از مغز، اکومبنس هستهای، ایجاد و فرد را به خوردن بیشتر تشویق کند. فعالیت این بخش از مغز نیز برای بقای انسانهای اولیه بسیار ضروری بوده است. محققان دریافتهاند که غذاهای خوشمزه حاوی قند و چربی نوعی مولکول به نام «مولکولهای لذت» در مغز تولید میکنند که به پرخوری منجر میشود.
ترک قند؟
سال 1385 در بیمارستان برایتون میشیگان، پزشکان متوجه شدند بیشتر بیمارانی که برای درمان چاقی به آنها مراجعه کرده و با روشهای جراحی از اضافه وزن خود کاسته بودند، پس از مدتی به مواد مخدر یا الکل معتاد شدند. این افراد مرد یا زنهایی از طبقه متوسط تا خوب جامعه بودند. پس از تحقیقات مشخص شد جراحی، توانایی بیماران را برای رفع اعتیادشان به مواد غذایی از بین میبرد و آنها برای این که بتوانند چیزی جایگزین غذا کنند به سوی مواد مخدر یا الکل رو میآورند. دقیقا عکس این موضوع هم صحت دارد، افرادی که سعی میکنند مواد مخدر یا مصرف الکل را ترک کنند به پرخوری عادت کرده و دچار اضافه وزن میشوند. این بررسی اعتیادآور بودن غذاهای خوشطعم پرشکر و چرب را تائید میکند. برخی تحقیقات دیگر نشان داده است که ترک قند و چربی میتواند علائمی چون ترک اعتیاد از خود بروز دهد؛ علائمی مانند: اضطراب، اشتیاق و دردی که معمولا افراد در حال ترک مواد مخدر یا الکل به آن گرفتار میشوند.
البته باید توجه داشت که اعتیاد به غذا از چاقی متمایز است. بسیاری از افراد معتاد به غذا ممکن است وزنی نرمال داشته باشند، اما بسیار پرخور باشند. از طرفی ممکن است برخی افراد چاق هم اصلا پرخور نباشند.
مجله Mind / مترجم: نادیا زکالوند
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: