یادداشت

جلوه ایمان بدون شعارزدگی

در سریالی که فلورا سام برای دهه آخر ماه صفر نوشته و کارگردانی کرد، تحول درونی یک زن خلافکار و سرنوشت او پس از توبه و رجوع به الطاف خداوند به تصویر کشیده شد. سریال «بی‌قرار» زندگی زنی به نام رعنا را به نمایش درآورد که در دوران نوجوانی برای ساختن آینده‌ای بهتر از خانه گریخت، اما سر از زندان درآورد. رعنا بعد از گذر از رنج‌ها و مرارت‌های بسیار و تحمل دوران سخت زندان، به بینش تازه‌ای دست یافت و تلاش کرد خوشبختی را در کنار خانواده‌اش بسازد. او برای بازسازی زندگی‌ ویران‌شده‌اش کوشید تا دخترش را پیدا کند؛ دختری که در زمان نوزادی از سوی پدرش به یک خانواده متمول فروخته شده بود.
کد خبر: ۶۳۱۷۴۴

تماشاگران این سریال در خلال ماجراهایی که قهرمان شکست‌خورده داستان برای بازپس گرفتن دختر خردسالش از سر گذراند، با زندگی و گذشته‌اش آشنا و با او برای یافتن فرزندش همراه شدند. داستان زندگی رعنا به عنوان یک انسان توبه‌کار که آرام آرام به اعتقادات مذهبی‌اش رجوع می‌کند، می‌توانست بسادگی در دام شعارزدگی بیفتد. کافی بود نویسنده سرگذشت‌های عبرت‌آموز برای قهرمانان داستانش طراحی می‌کرد و در نهایت با پیروزی ظاهری قهرمانش، از واقعیت‌های زندگی فاصله می‌گرفت اما سریال بی‌قرار بخصوص به واسطه پایان واقع‌گرایانه و هوشمندانه‌اش اثری باورپذیر است و در ذهن مخاطب ادامه پیدا می‌کند، آنچنان که هر تماشاگری بسته به میل و خواسته خود می‌تواند پایانی برای این داستان متصور شود.

در قسمت پایانی سریال، رعنا ضمن انتظار برای طی شدن مراحل قانونی بازپس‌گیری دخترش با خلوص و دردمندی دست به دامان امام رضا(ع) شد تا دخترش را بازگرداند. از سوی دیگر زن و شوهری که سرپرستی دختر را برعهده داشتند و به او وابسته و دلبسته شده بودند نیز دست به دعا و نیایش برداشتند. تقابل خواسته‌های این دو و رجوع هر دوی آنها به الطاف خداوند، به دلیل تطابق با واقعیت‌های زندگی، سریال بی‌قرار را از شعارزدگی دور‌کرد و به بالا گرفتن اشتیاق مخاطب برای دیدن سرانجام داستان منجر شد، زیرا قضاوت در این موقعیت پیچیده برای تماشاگرانی که به کلیشه‌های مرسوم برخی آثار مذهبی عادت کرده بودند، بسیار دشوار به نظر می‌رسید، اما در نهایت دیدیم خانواده‌ای که سرپرستی دختر رعنا را برعهده گرفته بودند، از کشور خارج شدند و دست رعنا از دخترش کوتاه ماند، اما او که از لطف خداوند و وساطت امام هشتم(ع) ناامید شود، به‌تقدیر تمکین کرد و با ایجاد محلی برای نگهداری از کودکان بی‌سرپرست، رسالت تازه‌ای برای زندگی خویش تعریف کرد و امیدوارانه منتظر ماند تا روزی روزگاری ملاقات او با دختری که فرصت بزرگ‌کردنش را از دست داده بود، میسر شود.

این پایان باورپذیر و مصون از شعارزدگی، سریال بی‌قرار را به‌یکی از سریال‌های خوب مذهبی بدل کرده و نشان داد همیشه نیازی نیست قهرمان یک داستان مذهبی به پیروزی ظاهری دست پیدا کند یا ضرورتی داشته باشد که نویسنده با استفاده از قدرت بی‌حد و حصرش در خلق یک داستان و رقم زدن سرنوشت قهرمان‌ها، سعی در اثبات قدرت توسل و رحمان و رحیم بودن خداوند داشته باشد.

آذر مهاجر ‌/‌‌ گروه رادیو و تلویزیون

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها