به گزارش جامجم، مسعود کیمیایی، رضا کیانیان، محمدرضا طالقانی (پیشکسوت کشتی)، حمید استیلی، رامبد جوان، مجید سرسنگی (مدیرعامل خانه هنرمندان)، اشکان خطیبی، بهنوش بختیاری، اتابک نادری، احسان کرمی، جواد عزتی و مسعود دلخواه از جمله چهرههای هنرمند و ورزشکاری بودند که پا به پای دوستداران هنر تئاتر و جماعت خیر در یکی از بزرگترین و مهمترین پاتوقهای فرهنگی کشور حاضر شدند تا به یاری بیماران سرطانی و نیازمند بشتابند. در این مراسم لوح سفیدی با عنوان «قدم به قدم با شما» منقش به عکس بهرامی در سالن انتظار تئاترشهر قرار داده شده بود و هنرمندان و ورزشکاران جملهای را خطاب به این بازیگر بیمار مینوشتند و سپس وارد سالن نمایش میشدند.
اولین حضور کیمیایی در تئاتر
مسعود کیمیایی، نویسنده و کارگردان سرشناس سینما که امسال با فیلم «متروپل» یکی از حاضران بخش مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ) سی و دومین جشنواره فیلم فجر خواهد بود، برای نخستین بار و آن هم برای انجام حرکتی انسانی و خداپسندانه قدم به صحنه تئاتر گذاشت و کارگردانی این اجرا را به عهده گرفت. وی در پایان اجرای این نمایشنامهخوانی که در دکور نمایش «دایی وانیا» اکبر زنجانپور انجام شد با تشویق فراوان جمعیت حاضر در سالن، روی سن تالار اصلی تئاتر شهر حضور یافت و گفت: نمیخواهم درباره مجید بهرامی و بیماری و کمک کردن بهاو چیزی بگویم؛ زیرا هنرمند اصلا احتیاجی به کمک ندارد، چون در بد جایی زندگی میکند و بدی را خوب میشناسد. هنرمند میداند چه کار کند، ما اینجا هستیم، چون خودمان احتیاج داریم که به او کمک کنیم.
پس از کیمیایی، رضا کیانیان، بازیگر شناخته شده تئاتر، تلویزیون و سینما که چندی پیش در همین سالن نمایش «عرق خورشید، اشک ماه» به کارگردانی آتیلا پسیانی را روی صحنه داشت هم روی صحنه رفت و نامه مجید بهرامی را که از آلمان نوشته و ایمیل کرده بود، ب رای حاضران خواند.
بازیگر «مختارنامه» به نقل از بهرامی گفت: «خانمها و آقایان سلام. من یک کودک تئاترم. نامم مجید بهرامی است. آنجا که شما نشستهاید، نامش تئاتر: یک تاریکی بیانتها که خورشید در آن غرق، سرد و خاموش شده است و شما تماشاگران هستید، به انتظار نشسته بر گدازههای سرد شده خورشید بر شنهای ساحلی کفآلود در شب کشتیشکستگان. من بیمارم. خرچنگ بدذات دوباره مرا به ستیزه خوانده. شما دوباره دور هم جمع شدهاید به یاد من، به امید من و من به خودم میگویم. «هی مرد گنده گریه نکن». تئاتر اتاقی است تاریک از گدازههای سرد خورشید که در آن قومی دور هم جمع میشوند تا رنجی را تسکین دهند تا دردی را درمان کنند. این رنجهای بیپایان را، این دردهای بیدرمان را. تئاتر نجات ماست، شفای ماست، آخرین امید ماست. در میانتان نفس میکشم و با فروتنی دوستتان دارم. مجید بهرامی، کلینیک پیوند مغز استخوان، توبینگن، آلمان.»
گفتنی است، در این نمایشنامهخوانی و حرکت فرهنگی و اجتماعی عظیم که با مشارکت گسترده مردم، هنرمندان و ورزشکاران صورت گرفت، بلیتها به صورت همت عالی بهفروش رسید و حتی گروهی از علاقهمندان به علت کمبود فضا، بیرون از سالن تئاتر شهر ایستاده و از طریق صفحه نمایش این برنامه را پیگیری کردند. در پایان هم حاضران و شرکتکنندگان بر راهاندازی بنیادی برای حمایت از بیماران هنرمند و فرهنگی تاکید کردند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم