در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عدهای بر این باورند محدودیت امکانات سختافزاری، گران شدن بلیت و سرمای سوزناک زمستان، تماشاگران را به این نتیجه رسانده که بازیهای لیگ برتر را از تلویزیون تماشا کنند و عدهای دیگر افت کیفی بازیها را دلیل اصلی سوت و کوری فوتبال ایران در فاصله کمتر از شش ماه مانده به شروع جام جهانی جلوه میدهند. نظریه دوم اما موافقان بیشتری را با خود همراه کرده و عموم مردم به این باور رسیدهاند که قهر تماشاگران با فوتبال اولین محصول افت کیفی مسابقات لیگ برتر است؛ چه آنکه آمار و ارقام هم از روند نزولی نمودار گلزنی تیمهای لیگ برتری و کم گل شدن بازیهای لیگ برتر در مقایسه با دورههای گذشته حکایت دارد.
آمار نگرانگننده
روزگاری که تماشاگران ایرانی به شوق تماشای بازیهای پرگل به استادیومها هجوم میبردند و مهاجمان گریزپای فوتبال ایران، هنرشان در باز کردن دروازه رقبا را به رخ میکشیدند، سپری شده و به نظر میرسد مهاجمان امروزی جاهطلبی مهاجمان بیقرار سالهای نهچندان دور را ندارند. قحطی بازیهای پرگل دو سالی میشود تماشاگران را به مرز نارضایتی رسانده، اما این روند در لیگ سیزدهم نمود بیشتری پیدا کرده است و عجیب اینکه تیمهای مدعی هم از این حیث روند نزولی را طی میکنند. براساس آمار، استقلال که معمولا با مختصات یک تیم هجومی شناخته میشد، طی دو فصل گذشته تغییر رویه داده و آبیها مثل خیلی دیگر از تیمهای لیگ برتری صرفا به کسب سه امتیاز بسنده میکنند. استقلال تا هفته نوزدهم لیگ سیزدهم 23گل و به طور میانگین 1.21 گل در هر بازی به ثمر رسانده و سپاهان، دیگر تیم مدعی هم که فوجی از مهاجمان شاخص را در اختیار دارد، 19 گل یعنی میانگین یک گل در هر بازی به ثمر رسانده است. خط حمله فولاد هم با میانگین 1.36 گل در هر بازی چنگی به دل نمیزند و جالبتر اینکه تراکتورسازی با میانگین 1.47 گل زده در هر بازی بهترین عملکرد را بین تیمهای مدعی این فصل دارد. پرسپولیس هم تا قبل از بازی با مس کرمان 15 گل در 18 بازی به ثمر رسانده بود، اما 6 گلی که در کرمان به ثمر رسید، سرخها را از سیاهه فهرست خط حملههای ضعیف این فصل خارج کرد. چنین آمار و ارقام نگرانکنندهای در حالی است که استقلال فصل قبل با 42 گل زده در 34 بازی (میانگین 1.24 گل در هر بازی) قهرمان شد و با اینکه به لحاظ گلزنی در مقایسه با این فصل، وضع مطلوبتری داشته، امیر قلعهنویی به استفاده از شیوههای تدافعی و تلاش برای بردهای حداقلی محکوم میشد. سپاهان هم که به لحاظ گلزنی بین مدعیان این فصل ضعیفترین عملکرد را داشته، فصل قبل 60 گل (میانگین 1.77 گل در هر بازی) به ثمر رساند و عنوان بهترین خط حمله لیگ را تصاحب کرد. تراکتورسازی، نایب قهرمان فصل قبل هم با 55 گل (میانگین 1.62 گل در هر بازی) دومین خط حمله لیگ را در اختیار داشت. پرسپولیس هم با وجود قرار گرفتن در رده هفتم فصل قبل به طور میانگین 1.20 گل در هر بازی به ثمر رساند، اما در این فصل که صدرنشین است تا پایان هفته نوزدهم 1.15 گل در هر بازی به ثمر رسانده است. اگر به تعداد گلهای رد و بدل شده در دو فصل گذشته رجوع کنیم، نگرانی درباره روند نزولی نمودار تشدید میشود. در لیگ یازدهم 720 گل در 612 بازی (میانگین هر بازی 1.18 گل در هر بازی) و در لیگ دوزادهم 686 گل یعنی میانگین 1.12 گل در هر بازی به ثمر رسیده، اما تا پایان هفته نوزدهم 323 گل در 304 بازی رد و بدل شده و با یک حساب سرانگشتی 1.06 گل در هر بازی به ثمر رسیده است. آمار جالب توجه دیگر اینکه سپاهان طی چهار هفته ابتدایی نیم فصل دوم دو گل و استقلال سه گل به ثمر رساندهاند و فجر سپاسی هنوز موفق به گلزنی نشده است.
مقایسه لیگ برتر با لیگهای اروپایی
آمار و ارقام نشان میدهد که تعداد گلهای به ثمر رسیده در لیگ برتر ایران با استاندارد روز دنیا فاصله زیادی دارد و یک مقایسه ساده با لیگهای معتبر اروپایی این واقعیت را آشکار میکند. آرسنال که اکنون در صدر جدول لیگ برتر انگلیس قرار دارد تا پایان هفته شانزدهم، 33 گل (میانگین بیش از 2.06 گل در هر بازی) و لیورپول تیم دوم جدول هم 39 گل (میانگین 2.43 گل در هر بازی) به ثمر رساندهاند. در آلمان هم بایرن مونیخ تا پایان هفته شانزدهم بوندس لیگا 42 گل (میانگین 2.62 گل در هر بازی) به ثمر رسانده و بایر لورکوزن با میانگین دو گل زده در هر بازی پشت سر این تیم ایستاده است. در لالیگا هم بارسلونا تا پایان هفته شانزدهم 44 گل یعنی 2.75 گل در هر بازی به ثمر رسانده و حتی در فوتبال تدافعی ایتالیا، یوونتوس صدرنشین تا پایان هفته شانزدهم 35 گل زده که این آمار میانگین 2.2 گل زده در هر بازی را نشان میدهد و رم، تیم دوم سری A به طور تقریبی در هر بازی دو بار دروازه حریفانش را باز کرده است.
استفاده از سیستمهای تدافعی
در ادامه روند نزول آمارها در لیگ سیزدهم، مهاجمان لیگ برتری هم به لحاظ آماری، عملکرد قابل ملاحظهای را در این فصل بروز نمیدهند و تعداد گلهایی که مدعیان تصاحب عنوان آقای گلی لیگ سیزدهم به ثمر رساندهاند، این ادعا را اثبات میکند. در پایان لیگ یازدهم، کریم انصاریفرد با 21 گل زده، آقای گل شد و فونیکه سی با 18و رضا عنایتی با 18 گل پشت سر او قرار گرفتند. فصل قبل هم جلال رافخایی با 19 گل آقای گل شد و سیدصالحی با پیراهن تراکتورسازی 17 گل به ثمر رساند. این در حالی است که تا پایان هفته نوزدهم لیگ سیزدهم، کریم انصاریفرد، پریرا و رضا عنایتی با 9 گل زده (به طور تقریبی هر دو بازی یک گل) در صدر فهرست گلزنان برتر قرار دارند و رافخایی 8 گل به ثمر رسانده است، البته ایراد چندانی به مهاجمان لیگ برتری وارد نیست، زیرا آنها هم مثل تماشاگران قربانی محافظهکاری مفرط مدیران و مربیان نتیجهگرا شدهاند. این روزها اغلب مربیان لیگ برتری به تاسی از مدیرانی که صرفا به پایههای صندلی مدیریتشان فکر میکنند، به شیوههای تدافعی پناه بردهاند و در چنین شرایطی نباید از مهاجمان انتظار گلزنیهای پیاپی داشت. برهمین اساس قریب به اتفاق تیمهای لیگ برتری این روزها با سیستم 1ـ3ـ2ـ4 که مبنای آن گرفتن فضا از حریف و بازی با دو هافبک دفاعی است، به میدان میروند. در این سیستم، تیمها با تکمهاجم بازی میکنند و دو هافبک کناری، اغلب در کارهای دفاعی مشارکت دارند.
خداداد عزیزی متوسل شدن مربیان به شیوههای تدافعی را دلیل اصلی کم گل بودن بازیهای لیگ برتر میداند و میگوید: «فوتبال ما به دلیل تقلای مدیران و مربیان برای حفظ جایگاهشان نتیجهگرا شده و مربیان فقط به دنبال این هستند که شکست نخورند. برای مربیان ما تساوی خیلی بهتر از شکست است و به همین دلیل احتیاط را شرط اصلی قرار میدهند. اگر میبینید در لیگ برتر انگلیس گلهای زیادی رد و بدل میشود، دلیلش این است که با سیستم تهاجمی 2ـ4ـ4 و 3ـ3ـ4 بازی میکنند و با افراد زیادی برای گلزنی وارد میدان میشوند، اما در لیگ ایران بیشتر تیمها با سیستم تدافعی و با دو هافبک دفاعی بازی میکنند و از سه هافبک تهاجمی هم میخواهند که بیشتر در کار دفاعی شرکت کنند. طبیعی است که در چنین شرایطی مطمئنا تکمهاجم کارایی لازم را ندارد و گلهای زیادی رد و بدل نمیشود.» مهاجم سالهای نهچندان دور تیم ملی، خارج شدن مربیان از پوسته محافظهکاری را تنها راه افزایش تعداد گل و رونق گرفتن بازیهای لیگ برتر میداند: «در همین بازی سپاهان و استقلال که در نیم فصل دوم انجام شد، دو تیم با سیستم تدافعی بازی میکردند و صرفا برای نباختن به میدان آمده بودند و نمیشد از آن بازی انتظار گل داشت. در تیم ابومسلم که خود من حضور دارم، از سرمربی خواهش کردم که با ترکیب 2ـ4ـ4 بازی کنیم. گرچه با این سیستم خیلی از بازیها را نبردهایم، اما بازیهای بیکیفیتی انجام ندادهایم.»
سال گذشته استقلال با ارائه بازیهای تدافعی قهرمان شد و امیر قلعهنویی با توجه به اصل نباختن و برد با حداقل گل زده روی قله فوتبال ایران ایستاد و برای دیگران دستی تکان داد. شاید در آن برهه، کسی تصور نمیکرد شیوه او به این زودی مورد اقبال سایر مربیان لیگ برتری قرار بگیرد. شیوه منسوخ شدهای که اولین محصول آن نزول آمارها و از سکه افتادن فوتبال باشگاهی ایران است.
حمیدرضا رسولی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: