راز مشکلات ذوب‌آهن نداشتن نقشه راه کلی و برنامه‌ای دراز مدت است

ذوب‌آهن یا سرزمین عجایب؟!

کاظمی در روزهایی که باید می‌ماند، جواب شد و یاوری بعد از نگهداشتن ذوبی‌ها در لیگ برتر جایش را به لوکابوناچیچ داد و این یکی هم با سنگ کلیه که احتمالا نوع بازی افراد تیم به وی عارض ساخت از تیمی رفت که به نظر می‌رسد نه به حفظ مستعدترین جوانانش علاقه‌مند است و نه به اعتبار مربیانی که به محض آمدن به ذوب‌آهن باید از خود بپرسند تیمی با این همه مهره معروف و کارآمد در قعر جدول لیگ چه می‌کند.
کد خبر: ۶۲۹۷۴۵

هفت ماه بعد از برکناری فرهاد کاظمی، پنج‌ماه بعد از خلع محمود یاوری و چند روز بعد از فرار لوکابوناچیچ به بهانه عارضه کلیوی، همه از خود می‌پرسند در ذوب‌آهن چه می‌گذرد که با وجود داشتن یک فوج بازیکن خوب در اغلب هفته‌ها بسیار بد بازی می‌کند و سرنوشت مربیانش این‌قدر تیره و خود تیم دو سال است در قعر جدول لیگ‌برتر دست و پا می‌زند و به جای ستیز برسر جام‌ها صرفا برای بقا در لیگی می‌کوشد که جای تیم‌های پرابهام و سرشار از تضاد نیست و فقط محکم‌ها راه توفیق در آن را می‌یابند.

هنوز که هنوز است همه می‌پرسند در این دو سه سال که بحران شدید مالی و بهتر بگویم طرح قطع تیمداری در تشکیلات ذوب‌آهن مطرح و اجرایی شد، چرا اولا این کار واقعا و حقیقتا انجام نشد و چرا زمانی که مقرر شد بقیه رشته‌ها تعطیل و فقط فوتبال فعال باشد، تشکیلات ذوب‌آهن از همان تک رشته هم حمایت بایسته‌ای نکرد؟

سعید آذری چرا رفت و به چه سبب برگشت و اگر خسرو ابراهیمی فقط برای مدیریت ایام بحران آمده بود، به چه سبب در دورانش بحران‌ها بزرگ‌تر شد و اگر داشتن بازیکنان خوب و باتجربه و همچنین جوان و مستعد راز ماندگاری در لیگ است به چه سبب ذوب‌آهن با انبانی از این‌گونه بازیکنان، دو سه سالی است فقط کابوس سقوط به دسته‌های پایین‌تر را می‌بیند.

فقدان نقشه راه

راز مشکلات ذوب‌آهن و تبدیل‌شدنش به سرزمین عجایب، نداشتن یک نقشه راه کلی و فقدان برنامه‌ای برای درازمدت و زیستن در لحظه و پایین ‌آوردن سقف آرزوها و اهداف و سرانجام اکتفا کردن به بقای صرف در لیگ برتر است. با چنین ابزاری بدیهی است ذوبی‌ها به افتخاری نرسند و فقط آن‌قدر امتیاز جمع کنند که به «لیگ یک» نروند.

پیام صادقیان و محسن مسلمان که اولی تابستان و دومی در اواخر پاییز از ذوب‌آهن به پرسپولیس آمدند، به شهادت همگان از آینده‌دارترین فوتبالیست‌های کشورمان هستند و به درد امروز هم می‌خورند، ولی وقتی تیمی نظم و هدف و آرزو ندارد و هزینه‌هایش را ناگهان بشدت کاهش می‌دهد و به حداقل (ابقا در لیگ) راضی می‌شود، بدیهی است جوان‌ترها اعتلای خود را در مکان‌های دیگر و دیگر تیم‌ها بجویند و حتی بزرگسالانی چون رجب‌زاده، بیاتی‌نیا، صلصالی، حدادی‌فر، فرهادی و حیدری نیز هم و غم‌‌شان فقط حفظ تیم در لیگ برتر شود و در این کوشش بزرگ برای بقا چیزی که باقی نمی‌ماند وقت برای ارائه فن و تکنیک و تمایل برای بالا بردن این مهارت است.

چرا سپاهان این‌گونه نیست؟

هنوز که هنوز است کسی نمی‌داند چرا سران ذوب‌آهن تصمیم به تعطیل کردن تیم‌های ورزشی خود گرفتند و پول‌های تزریقی به آنها را قطع کردند، ولی بلافاصله تغییر عقیده دادند و تیم فوتبالشان را حفظ کردند و از امسال تیم بسکتبال‌شان را نیز با هدایت همان مربی سابق‌شان (فرزاد کوهیان) دوباره راهی لیگ این رشته کردند. البته مشکلات مالی دلیل موجهی بود، اما حل نسبی سریع این معضل شاید از این نکته گواهی می‌داد که در تصمیم اولیه تعطیلی تیم‌ها شتاب صورت گرفته و اگر ذوب‌آهن چنان مخارجی دارد که تاب تحمل‌اش نیست چرا سپاهان همشهری که همانند ذوبی‌ها یک تیم کارخانه‌ای است، باری مشابه را بردوش خود حمل می‌کند و به مشکل یکسانی نمی‌خورد. شاید پس از دو سال دوری منصور ابراهیم‌زاده از ذوب‌آهن، خیلی‌ها در این کارخانه و باشگاه ورزشی مرتبط با آن به این نتیجه رسیده باشند که همین مربی بهترین گزینه برای هدایت آن است، اما در عین حال تعدد تغییرات در سطح کادر فنی که پیشتر شمه‌ای از آن را آوردیم نیز قابل فهم نیست و ذوب‌آهن در این دو سال آدم‌هایی را برده و آورده که در زمان‌های آمد یا رفت نباید با آنها آن‌گونه برخورد می‌شد و هر گاه ثباتی ولو کوچک به وجود آمده، به بهانه رسیدن به سطوحی بالاتر مربی تازه جاافتاده جواب گفته شده و مربی دیگری آمده و آن مربی تا چشم باز کرده یک تیم در معرض سقوط را در اختیارش دیده و ستیزی که به قصد ابقا در لیگ باید پیوسته انجام می‌شده و در نتیجه نتوانسته است نفس بکشد و دائم در استرس شدید به سر برده است.

مربی بدون تضمین

امروز تضمینی در دست نیست مجتبی تقوی، سرمربی جدید ذوب‌آهن که جانشین «لوکای حیران از نمایش‌های ضعیف‌ تیمش» شد، اوضاع و سرنوشتی بهتر از او داشته باشد و از قضا او در همان اولین بازی‌اش تحت عنوان سرمربی ذوب‌آهن روبه‌روی مس قرار گرفت و به تساوی یک بر یک اکتفا کرد. وی در دل بحران‌هایی ماندگار به تیم آمده و 11 هفته وقت برای ترمیم ویرانی‌هایی دارد که در 19 هفته حاصل آمده است.

شرط ادب حکم می‌کند برای او و مجموعه ارزشمند ذوب‌آهن آرزوی موفقیت کنیم، زیرا به هر حال برای ورزش این کشور سرمایه‌گذاری می‌کنند و در این راه زحمت می‌کشند و شرط عقل حکم می‌کند به تقوی بگوییم کمی تا قسمتی برای تحمل روزهای بسیار سخت و بی‌عاقبت آماده باشد. او که دوران بالنسبه موفقی در سایپا داشت، قطعا به فراری از آن دست که تابستان امسال قبل از شروع فصل جاری در کرمان آن را تجربه کرد، نیاز نخواهد داشت زیرا آنجا معدودی از هواداران تیم مس دستیار اول او ـ بیژن طاهری ـ را مضروب کردند و تقوی هم عطای کار را به لقایش بخشید و فصل هنوز شروع نشده رفت، اما ذوب‌آهن با وضع خطیری که در جدول دارد و تکرار سناریوی پلی‌آفی فصل پیش خود به نظر می‌رسد هیچ تضمینی فراتر از مس به تقوی نمی‌دهد. این قطعا نامطمئن‌ترین چالش دوران مربیگری تقوی است حتی اگر او یقین بداند لااقل در باشگاه جدیدش مضروب نخواهد شد و فقط همان سوالاتی را که در سطور قبلی آوردیم تا لحظه برکناری، پیوسته در ذهنش مرور و تکرار خواهد کرد. بله، اینجا سرزمین عجایب است!

وصال روحانی / گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها