تله فیلم «خانه پدرم» داستان پسربچه‌ای بزهکار را روایت می‌کند که بازگشت به خانواده او را نجات می‌دهد

بی‌پناهی کودکان طلاق

این یک اتفاق خوب است که شبکه دو در پخش تله‌فیلم‌های خود سراغ آثاری می‌رود که به سینمای کودک و نوجوان تعلق دارد. شبکه‌ای که با توجه به ماموریت ماهوی خود در نمایش آثار کودکانه بیش از شبکه‌های دیگر فعال است.
کد خبر: ۶۲۹۷۰۲

تله‌فیلم «خانه پدرم» در حالی از این شبکه پخش شد که سریال خانه‌ای روی تپه در این شبکه به پایان رسید و هر دو محور قصه خود را داستان نوجوانی قرار داده بودند که در مواجهه با چالش‌های زندگی دست و پنجه نرم می‌کند. فارغ از ضعف و قوت‌های احتمالی در تولید، استفاده از ظرفیت‌های نمایشی برای بازنمایی مسائل و مشکلات نوجوانان بویژه در نسبت با والدین و همسالان و چالش‌هایی که در هویت‌یابی و بحران بلوغ با آن مواجه هستند، می‌تواند در کنار کارکرد سرگرم‌کنندگی، اثربخشی تربیتی موثری داشته باشد و به خانواده‌ها کمک می‌کند تا بتوانند پاسخی برای بخشی از پرسش‌های خود در ارتباط با آموزش و تربیت فرزندان خود پیدا کنند.

خانه پدرم، ساخته کامران قدکچیان مصداقی از همین آثار است که با نگاهی آسیب‌شناسانه به قصه کاوه می‌پردازد. کاوه، پسری سیزده ساله است که به دلیل دزدی کوچکی در دادگاه گیر افتاده است. مادر او که دوباره ازدواج کرده و اکنون صاحب چند فرزند از شوهر دومش است، به خاطر نارضایتی و اصرار همسر کاوه را در دادگاه تنها رها می‌کند. رضا، پدر واقعی کاوه بعد از جدایی به تهران آمده و با کاوه و مادرش قطع ارتباط کرده است. رضا پس از دریافت پیغام دادگاه برای جلوگیری از زندانی شدن کاوه، سرپرستی او را می‌پذیرد. ورود کاوه به خانه پدری، اتفاقاتی را رقم می‌زند که هم فرآیند نمایشی اثر و هم پیام‌های تربیتی آن در سیر همین تغییر و تحولات بنا می‌شود.

کاوه از بچه‌های طلاق است که در معرض آسیب‌های عاطفی و اجتماعی زیادی قرار دارند و ناآگاهی والدین نسبت به این آسیب‌ها گاه موجب می‌شود آنها دچار انحرافات اخلاقی ـ رفتاری شده و در دام بزهکاری گرفتار شوند. همین دغدغه موجب می‌شود رضا، سرپرستی کاوه را به عهده بگیرد و به تعهد پدری خود عمل کند؛ هرچند او هم به‌واسطه مشکلات زندگی و گذشته‌ای که داشته عصبی و پرخاشگر شده و خیلی مواقع برخوردهای تندی با وی دارد. شریفه، همسرش نیز زمانی که متوجه می‌شود کاوه دزدی کرده نگران می‌شود و نسبت به حضور او اعتراض می‌کند.

در این میان، بیش از هر کس رضا تحت فشار قرار می‌گیرد. از یک سو، دغدغه و نگرانی‌اش درباره کاوه و اصلاح و تربیت او و از دیگر سو، انتقاد و اعتراض همسرش که حالا باید نقش نامادری را نیز برای کاوه بازی کند. زخم زبان و طعنه‌های خانواده شریفه نیز مزید بر علت می‌شود.

اما او نگران تاثیر سوء رفتارهای کاوه بر فرزندان خود است؛ نگرانی ای که ناشی از تصویر غلط او از کاوه است و پیام تربیتی خانه پدری نیز دقیقا در همین موقعیت صورت‌بندی می‌شود. به این معنی که یکی از دلایل مهمی که گاهی موجب بزهکاری نوجوانان بخصوص بچه‌های طلاق می‌شود، نگرش غلط و کلیشه‌ای درباره آنهاست.

شریفه بعد از مدتی به‌دلیل شناخت بیشتر از کاوه به قضاوت اشتباه خود پی برده و نسبت به او اعتماد پیدا می‌کند. همین اعتماد و بتدریج نگاه مهرآمیزی که به او می‌شود، اعتماد به نفس را به کاوه برگردانده و بتدریج رابطه کاوه با شریفه و رضا ترمیم می‌شود تا این‌که یک روز کاوه، نامادری خود را مامان شریفه صدا می‌زند و شریفه تحث تاثیر این مهر کودکانه و حسی کاوه، بیش از گذشته به او وابسته شده و در واقع او را به‌عنوان یکی از فرزندانش می‌پذیرد. هرچند به نظر می‌رسد تحول درونی ـ ذهنی شریفه به این تازه واردی که عضوی از خانواده آنها شده به پردازش دراماتیک و روانشناختی بیشتری نیاز داشت؛ موقعیت‌های دراماتیکی که می‌توانست چالش انسانی بیشتری بین کاوه و شریفه و رضا ایجاد کند تا از ظرفیت آن برای تاثیرگذاری بیشتری از حیث تربیتی استفاده کند.

در واقع در شخصیت‌پردازی این قصه خیلی به مولفه‌های روانشناختی موقعیت توجه نشده است. ضمن این‌که فیلم تصویر و اطلاعات چندانی درباره مادر اصلی کاوه و چگونگی برخورد و رفتارناپدری‌اش با او نمی‌دهد در حالی که وقتی قصه بر محور شخصیت اصلی داستان بنا شده باید این دوگانگی و موقعیت‌های قطبی به تصویر کشیده شود تا از این تضاد بتوان در وحدت معنایی پایان قصه استفاده کرد. مخاطب، تصویری از رفتارهای مادر کاوه با وی ندیده تا بتواند منطق وابستگی و گرایش او به شریفه، درک و باور شود.

خانه پدرم در نهایت تاکید بر حفظ و صیانت از کانون گرم خانواده و نقش تربیتی والدین در شکل‌گیری هویت نوجوانان است که می‌توانست در بستر قصه جذاب‌تری روایت شود.

سیدرضا صائمی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها