داستان پلیسی؛ قتل مسافر ترکیه

دومین طعمه

در قسمت قبل خواندید مردی به نام حسن در حالی‌که به گفته نامزدش مهشید قرار بود به ترکیه سفر کند، در تهران به قتل می‌رسد. کارآگاه شهاب و ستوان ظهوری در جریان تحقیقات به این موضوع مشکوک می‌شوند که حسن خواستگاری قلابی بوده و قصد داشته از مهشید کلاهبرداری کند. دختر جوان می‌گوید یک بار ده میلیون تومان به حسن پرداخته بود. اکنون ادامه ماجرا را بخوانید:
کد خبر: ۶۲۹۳۹۷

ستوان ظهوری مامور شده بود درباره سفرهای خارجی مقتول تحقیق کند، اما جواب استعلام غیرمنتظره بود. مردی به نام حسن معرفتی در تمام عمرش از کشور خارج نشده بود. بنابراین او به مهشید دروغ گفته و انگیزه‌اش از این کار، کلاهبرداری از وی بود. او روز حادثه همراه مهشید تا پارکینگ فرودگاه رفته و بعد از او جدا شده و منتظر مانده بود تا نامزدش محوطه را ترک کند بعد دوباره راهی شهر شده بود. گوشی تلفن همراهش را هم به این دلیل خاموش کرده بود که وانمود کند ایران نیست. در این صورت احتمال داشت حسن از دختران دیگری نیز کلاهبرداری کرده باشد. تا همین مرحله خود مهشید از مظنونان شناخته می‌شد؛ چون ممکن بود بعد از پی بردن به دروغ‌های نامزدش، نقشه قتل او را طراحی کرده باشد.

کارآگاه شهاب و دستیارش با همکاری مسئولان حراست فرودگاه، فیلم‌های مربوط به روز حادثه را به دست آوردند و دیدند حسن وارد یکی از سالن‌های انتظار شد. حدود 20 دقیقه‌ای نشست و بعد از تلفن عمومی شماره‌ای را گرفت و از سالن بیرون رفت. بنابراین می‌شد حدس زد او با کسی قرار داشته و همراه او فرودگاه را ترک کرده است. در این صورت قتل، کار مهشید نبود. ستوان ظهوری گفت: شاید به یکی دیگر از طعمه‌هایش زنگ زده و به دروغ گفته از ترکیه برگشته است.

کارآگاه لبخندی زد و به شوخی گفت: بالاخره فکر تو هم به کار افتاد. به نکته خوبی اشاره کردی.

دو همکار بعد از تحقیقات دقیق مطمئن شدند حسن روز حادثه از تاکسی‌های فرودگاه استفاده نکرده بود. آنها وقتی به اداره برگشتند، سراغ گوشی تلفن همراه مقتول رفتند و از بین شماره‌ها، اسم سه دختر را بیرون کشید. بعد از ان با استعلام از مخابرات نکته جالبی فاش شد. حسن علاوه بر مهشید با دختری به نام مینا هم مرتب در تماس بود اما روزهایی که با مهشید مکالمه داشت، خبری از مینا نبود و در دوره‌ای که با مینا در تماس بود، به مهشید تلفن نمی‌زد. معلوم بود طوری برنامه‌ریزی کرده که هیچ‌کدام از دختران از وجود نفر دوم باخبر نشود.

کارآگاه در حالی‌که در اتاق قدم می‌زد، گفت: حسن نقشه زیرکانه‌ای کشیده بود. می‌گفت به ترکیه می‌رود. بعد در دوره‌ای که مثلا در سفر بود سراغ طعمه دوم می‌رفت. احتمالا از فرودگاه هم با مینا تماس گرفته بود.

ظهوری هم که حسابی هیجان‌زده شده بود، از روی صندلی بلند شد و گفت: در این صورت مینا قاتل است. اصلا چرا مینا تا حالا به پلیس مراجعه نکرده و از گم شدن نامزدش خبری نداده؟ او طبق برنامه فکر می‌کند نامزدش الان در ایران است اما تا به حال هیچ خبری از او نگرفته است.

شهاب کارهای اداری را انجام داد تا ستوان به دادسرا برود و حکم جلب مینا را بگیرد. دختر جوان وقتی به پلیس آگاهی منتقل شد، بشدت ترسیده بود و از طرفی این‌طور نشان می‌داد که از شنیدن خبر مرگ حسن شوکه شده است. او وقتی فهمید خودش مظنون اصلی پرونده است، چیزی نمانده بود از حال برود.

ـ من اصلا روحم هم از این ماجرا خبر ندارد. اصلا نمی‌دانستم حسن به ایران برگشته. خیال می‌کردم هنوز در ترکیه است.

شهاب یک لحظه فکر کرد یعنی پای دختر دیگری هم در میان است یا این‌که مینا دروغ می‌گوید؟

علیرضا رحیمی نژاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها