در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کارش نی زدن بود.خوب میزد. زنها میآمدن، جمع میشدن تو کوه، گوش میکردن به نی سید. شوهرا از صید که میآمدن، میبینن خانه خالیه. غذا ندارن. میرن زنها را پیدا میکنن تو کوه. میبینن نشستن دور سید. دارن گوش میکنن به نی سید. میرن چماق برمیدارن، مییان، میریزن سر سید. میزنن. سید پرت میشه پایین کوه. غیب میشه. فقط لنگ سید میمانه پای کوه. حالا، همان جا، زیارت سید شهیده.»
زیارت سید شهید یا شاه شهید که قابلیت جذب گردشگر دارد و میتواند به رونق این جزیره بیفزاید، بر بلندای کوهی کمارتفاع، مشرف به دریا، در ساحل جنوبی جزیره، 11 کیلومتر دور از شهر قشم، چنان است که گفتی لب پرتگاه ایستاده تا دریا را در همه حال تماشا کند و نسیمی را که از روی آب میآید و با خود رطوبتی شور دارد بر چهره حس کند. زنها و دخترهای قشمیبیش از دیگران به زیارت شاه شهید میآیند. هر کس چیزی ـ مشتی نخود،پیالهای عدس، چند تکه گوشت... هرچه ـ میآورد تا آبگوشت نذری را بار کنند، بخورند، تبرک یابند و مراد دل بگیرند.
اما، فقط صحبت نی زدن سید نیست. خیلی معتقدند که او صوتی خوش داشته و چون آواز سر میداده، پرندگان را در هوا مسحور میکرده، چه رسد آدمیان را و زنان و دختران را که دسته دسته پای کوه میآمدند تا سید بخواند و آنها بشنوند.
پیرمردی میگفت: حکما سید از سلاله حضرت داوود بوده و صوت خوش از آن بزرگوار به ارث برده. غیب شدن شاه شهید هم داستانها دارد. میگویند او در اعماق دره غیب شده! باز میگویند: سید به آسمانها رفته! باز میگویند: سید در زلال آبهای نیلگون دریا از نظر ناپدید شده! حکایت درباره این مزار بسیار است و گوناگون، اما یک چیز واقعیت دارد، این که زیارت شاه شهید هست، با زائران بسیار از سراسر جزیره و کمتر گردشگری است که به قشم بیاید و سری به شاه شهید نزند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: