حاصل زندگی این زوج هنرمند، پسری شش ساله به نام آیین است که با وجود مشغله بسیار پدر و مادرش در راس همه امور زندگی آنها قرار دارد، به حدی که حتی نگهداری از او به قیمت کم کار شدن رامینفر منجر شده است. آنها با وجود مشغله کاری زیاد، تمام برنامه زندگیشان را براساس زندگی فرزندشان هماهنگ میکنند و او اولویتشان در زندگی است. وقتی با جعفری و رامینفر صحبت میکنید، آنچه بوضوح میتوانید حس کنید، عشق و علاقهای است که به زندگی مشترک و بخصوص پسرشان دارند.
اما این زوج موفق، مسیر پرفراز و نشیبی را برای رسیدن به جایگاه کنونی در زندگی شخصی و حرفهای خود پیمودهاند. آنها به دلیل شرایط نامساعد مالی و اقتصادی حدود هشت سال نامزد بوده و امکان ازدواج پیدا نکرده بودند. جعفری با مرور آن دوران میگوید، زمانی آنقدر بیپول بوده که با عشق به بازی در تئاتر پرداخته تا با گرفتن جایزه، چرخ زندگیاش را بچرخاند و در طول آن سالها همسرش با تمام نداشتنها و مشکلاتش کنار آمده است. شاید به همین خاطر است که جعفری مشاور و بازیگردان اصلی خود را همسرش میداند و برای انتخاب فیلمها و سریالهایش نیز بیشتر از همه از او کمک میگیرد. جعفری اکثر فیلمنامههایی را که به دستش میرسد، اول به رامینفر میدهد تا آن را بخواند و درصورت موافقت او آن را قبول میکند. آنها حتی در بسیاری مواقع نقشهای یکدیگر را تحلیل و بازیهایشان را مورد بررسی قرار میدهند.
نخستین همکاری مشترک آنها در تلویزیون، سریال بدون شرح (مهدی مظلومی) بود؛ سریال کمدیای که نخستین کار تلویزیونی امیر جعفری محسوب میشد و او را به شهرت رساند. رامینفر در این سریال نه در مقام بازیگر که به عنوان یکی از نویسندهها با همسرش همراه بود.
اما آنها نخستینبار در سال 83 با بازی در مجموعه کمربندها را ببندیم (مهدی مظلومی) با یکدیگر همبازی شدند. یک سال پس از آن نیز بار دیگر در سریال کمدی من یک مستاجرم به کارگردانی پریسا بختآور این تجربه را پشت سرگذاشتند. سریال چک برگشتی ساخته سیروس مقدم نیز یکی دیگر از تجربههای مشترک این زوج هنری محسوب میشود. سریال پرطرفدار پایتخت 2 نیز فرصت دیگری را در اختیار این زوج بازیگر قرار داد تا بار دیگر با حضور در اثری مشترک، توانمندیهای خود را نشان دهند.
عرفان جلالی / گروه رادیو و تلویزیون
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم