اجباری نبودن دوره پیش‌دبستانی و دوره‌های 100 ساعته زبان فارسی، تحصیل دانش‌آموزان ابتدایی دوزبانه را به مخاطره انداخته است

پای لنگ آموزش برای دانش‌آموزان دوزبانه

او می‌گوید «دائیک» وقتی می‌خواهد بگوید مادر . زمزمه می‌کند «بائوک» وقتی می‌خواهد بگوید پدر. گرسنه که می‌شود چورک (نان) می‌خورد و تشنه که می‌شود «ماء» می‌نوشد. آب از نظر او «سو» است و ماه «آی». او دنیایش را به زبان ترکی می‌شناسد، جهان پیرامون او پر از واژه‌های آشنای کردی است و عربی تنها زبانی که او را به دنیای اطراف وصل می‌کند.
کد خبر: ۶۲۷۰۹۶

تا قبل از ورود به مدرسه، دانش‌آموزانی که زبان مادریشان زبانی بجز فارسی است، تعاملشان با محیط به زبان مادری است و بس. اینها وقتی وارد مدرسه می‌شوند و به نظامی پا می‌گذارند که شرط آموختن در آن دانستن زبان رسمی کشور است، خود را غریبه‌ای می‌یابند که توان فهم درست حرف‌های معلم و محتویات کتاب‌های درسی را ندارد. این وضع برای دانش‌آموزان کلاس اولی که پدر و مادری کم‌سواد یا بی‌سواد دارند و هیچ‌گاه به زبان فارسی گویش نکرده‌اند، سخت‌تر است.

هر سال صدها کودک در مناطق روستایی، عشایری و نقاط محروم و مرزی که به زبان فارسی تسلط ندارند، شرایط سخت آموزش به زبان رسمی کشور را تجربه می‌کنند، در حالی که بسیاری از آنها در میانه راه از آموختن به زبان فارسی دلزده می‌شوند و ترک تحصیل را انتخاب می‌کنند. آنهایی هم که می‌مانند اغلب گرفتار افت تحصیلی می‌شوند و تا با چم و خم زبان فارسی آشنا شوند، فشارهای زیادی را تحمل می‌کنند.

پژوهش‌هایی که تاکنون در مناطق غیرفارسی‌زبان کشور انجام شده و بررسی‌هایی که بر میزان یادگیری و وضع تحصیلی دانش‌آموزان دوزبانه تمرکز کرده، این فشارها و شرایط سخت را تائید می‌کند.

در یکی از این پژوهش‌ها که علل افت تحصیلی دانش‌آموزان دوزبانه را واکاوی کرده، روشن شده است که آشنانبودن دانش‌آموزان به زبان فارسی و اشکال در فرآیند تفهیم مطالب، پایین بودن سطح سواد خانواده‌ها و کم‌توجهی به درس ادبیات فارسی در مدارس از مهم‌ترین دلایلی است که دانش‌آموزان دوره ابتدایی را با چالش روبه‌رو می‌کند.

این چالش برای معلمان نیز هست چون آنها با کودکانی روبه‌رو هستند که از یک سو زبانی جز زبان مادری را نمی‌شناسند و از سوی دیگر راهی به غیر از فراگیری زبان رسمی کشور ندارند و در میان این دو وضع متضاد، گیج و مبهوت می‌شوند.

البته بهمن قره داغی، از کارشناسان آموزش و پرورش به جام‌جم می‌گوید با گسترش استفاده از رادیو و تلویزیون و رسانه‌های دیگر در خانواده‌ها تعداد کودکانی که به طور کامل با زبان فارسی بیگانه‌اند بسیار کمتر از گذشته است، اما هنوز هم در نقاط مختلف کشور دانش‌آموزانی وجود دارند که دنیای زبانی‌شان با جهان زبان فارسی فاصله‌ای عمیق دارد.

اختیاری که باید اجبار شود

کودکی هفت ساله با هویتی برآمده از زبان مادری، ناآشنا با محیط مدرسه و کلاس درس و غریبه با معلمی که می‌خواهد واژه‌های نامانوس فارسی را با معادلات عجیب ریاضی مخلوط کند و به ذهن او بریزد، تصویر کودکانی است که باور می‌کنند فارسی شکر نیست.

یکی از معلمان کُرد زبان که دانش‌آموزانش مشکل آموختن زبان فارسی دارند، تصویر این کودکان را در گفت‌وگو با جام‌جم ترسیم می‌کند و توضیح می‌دهد که دانش‌آموزانش در درس ریاضی نیز به اندازه ادبیات فارسی مشکل دارند و مفاهیم درسی را بسختی درک می‌کنند. او مجبور شده برای رفع این مشکل، درس‌ها را به زبان کردی تعلیم ‌دهد، اما می‌گوید معلمانی نیز هستند که آموزش به زبان فارسی را بیشتر می‌پسندند.

این معلم ریشه این مشکل را جدی گرفته‌ نشدن زبان فارسی در بین برخی خانواده‌ها می‌داند و به نقش کمرنگ پیش‌دبستانی‌ها در مناطق غیرفارسی زبان اشاره می‌کند. مشکلی که او به آن اشاره دارد از اختیاری بودن ثبت‌نام در دوره پیش‌دبستانی نشات می‌گیرد، مشکلی که مدت‌هاست این دوره مهم تحصیلی را برای بسیاری از خانواده‌ها به دوره‌ای لوکس و غیرضروری تبدیل کرده است.

همین است که خیلی از کارشناسان باور دارند که اگر ثبت نام در دوره پیش‌دبستانی اجباری شود و همه کودکان در آستانه ورود به مدرسه ملزم به شرکت در این دوره و دریافت گواهینامه شوند، می‌توان مطمئن شد که مشکل دانش‌آموزان غیرفارسی زبان پس از ورود به مدرسه تا حد زیادی رفع می‌شود.

اما بهمن قره‌داغی، کارشناس آموزش و پرورش که می‌گوید پیش‌دبستانی به واسطه هزینه داشتن نمی‌تواند به اجبار در اولویت‌های خانواده‌ها گنجانده شود، معتقد است اگر دوره‌های صد ساعته‌ای که آموزش و پرورش از سه سال قبل به طور رایگان برای دانش‌آموزان دوزبانه در شهریور (و گاه از مرداد) برگزار می‌کند، جدی گرفته شود، مشکل زبان‌آموزی دانش‌آموزان دوره ابتدایی حل می‌شود.

او نوع نگرش خانواده‌های غیرفارسی زبان (که در آن پدر و مادر نیز به زبان فارسی تسلط ندارند) را در میزان فارسی دانی کودکان موثر می‌داند و یقین دارد اگر خانواده‌ها اهمیت آموختن زبان فارسی را درک کنند و پیگیر حضور فرزندان در دوره‌های صد ساعته باشند، بسیاری از دغدغه‌های این حوزه رفع می‌شود.

البته اختیاری‌بودن شرکت در این دوره‌ها با این که رایگان بودن حسن بزرگ آن است، ایراد مشترک این دوره با دوره پیش‌دبستانی است به طوری که اگر خانواده‌ای تمایل به شرکت فرزندش در این دوره‌ها را نداشته باشد، کودک براحتی از قافله فارسی‌آموزی جا می‌ماند و در زمره دانش‌آموزانی قرار می‌گیرد که بعد از ورود به مدرسه با زبان فارسی کلنجار می‌روند.

به همین علت خوب است اگر حضور در این دوره‌ها نیز برای کودکان مناطق غیرفارسی زبان اجباری شود و دغدغه آموزش به دانش‌آموزان دوزبانه برای همیشه از بین برود.

دانش‌آموزان در معرض آسیب

بودن در دنیایی که در آن حرف هیچ‌کس را نمی‌فهمی، حضور در فضایی که در آن تو ساز خودت را می‌زنی و دیگران ساز خودشان را، معلق‌بودن در شرایطی که نمی‌دانی زنگی زنگی هستی یا رومی رومی، حتی برای بزرگسالان نیز سخت است چه رسد به کودکی شش یا هفت ساله که کم تجربه است و حساس.

نظام آموزشی باید توان برقراری تعادل میان زبان مادری و زبان رسمی کشور را داشته باشد تا این دو زبان به کمک دانش‌آموز بیاید و هر یک در جهت غنی‌شدن دیگری حرکت کند.

دانش‌آموزی که نتواند به چنین تعادلی برسد، بدیهی است در مواجهه با کسانی که فارسی را به‌خوبی می‌دانند سرخورده خواهد شد و این احساس حقارت می‌تواند او را به گوشه‌گیری یا تصمیم به ترک تحصیل هدایت کند و این اتفاقی است که با عدالت آموزشی و ایجاد امکان تحصیل در شرایط یکسان برای همه افراد لازم‌التعلیم مغایرت دارد.

مریم خباز / گروه جامعه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها