این ییلاقات مکانهای منحصر به فردی هستند که از قدیم نیز معروف بودهاند؛ مثل طرقبه و وکیل آباد که معمولا مسافران به دیدن آنها بسنده میکنند. البته زُشک، اَبَرده و اَخلَمَد و سدّ کارده، هم از دیگر جاهای دیدنی هستند که کمتر مسافران به سراغشان میروند و مشهدیها برای گشتوگذار در خارج از شهر، بیشتر سراغ این مناطق میروند. این چند منطقه برای مسافران هم چندان دور نیستند. برای تهرانیها که مسافتهای طولانی و ترافیکهای سنگین را متحمل میشوند، این مسیرها بسیار کوتاه است، ولی برای کسانی که در شهرهای خلوت زندگی میکنند شاید کمی طولانی به نظر برسد.
فرصت با هم بودن در سفر برایم بیش از هر چیز مهم است. زمان برایم اهمیتی ندارد، همچنین مقصد سفر. یکی از حسنهای سفر همین با هم بودن است. مادر کمتر گرفتار کارهای آشپزخانه است و میتواند برای خودش زندگی کند. مرد هم از کار بیرون از خانهاش فارغ میشود. بچهها هم سراغ درس و تلویزیون و کامپیوتر نمیروند. سفر ما را از زندگی روزمره ماشینی دور میکند. بخصوص اگر این سفر با قطار باشد، زیرا که ما برای یک بازه زمانی مشخص همگی دور هم در یک کوپه کوچک، جمع میشویم و دیگر این طور نیست که هرکس برای خودش جایی باشد. مجبور میشویم با هم باشیم. برای هم سرگرمی ایجاد کنیم. لذت بیشترش در خوابیدن است. چه خوب که ما در کنار هم در یک کوپه قطار میخوابیم. حتی چه خوب که در سفرهایمان یک اتاق اجاره کنیم یا در یک چادر بخوابیم. تا حتی وقتی خُرخُر میکنیم، در کنار هم باشیم.
بعد از اولویت در کنار هم بودن، دیدن آثار طبیعی و تاریخی و باستانی برایم اهمیت دارد. من همیشه دوست داشتهام خانوادهام را به سمت کویرهای مرکزی ایران ببرم. مثلا یک بار، سفری حدودا یک هفتهای داشتیم که از مشهد راه افتادیم به سمت تربت حیدریه و بعد کرمان و یزد. خلاصه شهر به شهر گشتیم. یک بار دیگر زمینی به سمت بندرعباس رفتیم. معمولا افراد دنبال جاهای سرسبز هستند، ولی من خیلی دوست دارم مناطق کویری، کوهها و طبیعت بکر کشورم را نیز ببینم.
من در سفرهایم هتلهای مختلف را تجربه کردهام. ولی هدفم از سفر رفتن، دیدن هتل و انتخاب یک هتل گرانقیمت نیست. خانه من شبیه هتل است. من در خانهام، اتاق خواب دارم، آشپزخانه مجهز دارم، تخت دارم، مبلمان دارم، حمام دارم.... چرا باید از خانه هتل مانندم، به یک هتل دیگر بروم؟ میخواهم به یک جای متفاوت بروم. ما یک بار به آستارا رفته بودیم و شب یکی از خانههایی را که کنار جاده میگویند منزل منزل، اجاره کردیم. یک اتاق سنتی و قدیمی بود. بدون هیچ تخت و وسایل مدرن خاص و ما سبک زندگی سنتی در آنجا را تجربه کردیم.
حتی برای غذا نیز، زیاد اهل غذا خریدن نیستم. خیلی خوش میگذرد وقتی در خانه غذایی را درست میکنیم و بعد در راه آن را روی گاز پیکنیک گرم میکنیم. حتی غذاخوردن در ماشین را هم دوست دارم. مثلا وقتی یک غذای جمع و جور مثل کوکوسبزی یا کوکو سیبزمینی را پشت فرمان ماشین میخورم، یا وقتی همسرم برایم لقمه میگیرد و به من میدهد، یا وقتی در همان ماشین میوهای پوست میکنیم یا چای مینوشیم، تمام اینها خیلی خوب است و تمام خوشی سفر به همین با هم بودنهاست. بنابراین، میتوانم گاهی اوقات 15 یا 16 ساعت رانندگی کنم و انرژیام را از خانوادهام و این با هم بودن دریافت میکنم. یادمان باشد، زندگی مدرن امروز، ما را از با هم بودن دورکرده است.
من نمیگویم میخواهم رشته کوههای زاگرس را ببینم و در کنارش با خانوادهام باشم. من میگویم میخواهم با خانوادهام باشم و درکنارش رشته کوههای زاگرس را هم ببینم. به همین خاطر هر جا که با خانوادهام بروم، برایم زیباست. از طرف دیگر، آنقدر کشور ما زیباست که بیانصافی است بخواهم از یک قسمت آن بسیار تعریف کنم و از قسمت دیگر خیر. به نظر من منطقه کویری و بیآب و علف یزد و کرمان به همان اندازه زیباست که مازندران ، گیلان ، اصفهان و شیراز.
البته در سفر به یک چیز بسیار حساسم و آن شلوغی است. من اصلا از شلوغی خوشم نمیآید. به همین خاطر، اصلا در نوروز به سفر نمیروم. من چند بار در برنامههای مختلف رسانه، به شوخی و جدی گفتهام ما نفهمیدیم، عید نوروز زمان دور هم بودن و دید و بازدید است یا زمان سفر؟ گرچه میدانم زندگی پر از کار و بدون مرخصی و فرصت استراحت، خود به خود موجب میشود افراد در این ایام به سفر بروند. غیر از آن، اگر دو روز تعطیلی باشد، حداقل جادههای منتهی به شمال بسیار شلوغ میشود و آدم باید حدود سه ساعت در کرج ابتدای جاده چالوس در ترافیک معطل شود. واقعا افراد میخواهند به کجا بروند؟ مگر هدف این نیست که با هم باشیم. در خانه هم میشود با هم بود. حالت بیرحمانهترش این که آیا هر کدام از ما واقعا اطراف شهر خودمان را گشتهایم؟ مثلا آیا تهرانیها به دیدن الموت در استان قزوین رفتهاند؟ فقط چند ساعت راه است تا به یکی از زیباترین مناطق طبیعی و تاریخی کشورمان برویم. آیا میدانیم قزوین پایتخت خط ایران بوده و زمانی اولین خیابان ایران در این شهر احداث شده است؟ یا مثلا آیا شیرازیها تمام مناطق شهر خودشان را دیدهاند؟ احتمالا خیر، ولی احتمالا همین افراد کیش را دیدهاند. در سطح وسیعتر میخواهم بگویم آیا کسی که به دیدن سنگاپور و مالزی میرود، ایران را دیده است؟ من سفر خارجی را نفی نمیکنم. خودم هم به سفر خارجی رفتهام، ولی میگویم باید ایران را هم دید....
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم