به نظر شما در شرایط فعلی، چقدر به تولید مشترک سریالهای تلویزیونی با دیگر کشورها ـ بویژه کشورهای اطراف ـ نیازمندیم؟
به نظرم از آنجا که ما با کشورهای اطراف اشتراکات فرهنگی، زبان و مذهبی داریم، تولیدات مشترک میتواند تفاهم و صلح را میان ما و کشورهای همسایه گسترش دهد و به یقین فواید و کارکردهای دیگری نیز خواهد داشت، بنابراین تولید محصولات مشترک هنری از سوی تلویزیون و دیگر ارگانهای فرهنگی هنری نتایج خوبی در پی خواهد داشت.
سریال ماتادور از آخرین کارهای تلویزیونی شماست که بخشهایی از آن خارج از ایران تصویربرداری شد. از تجربیات کار در دیگر کشورها بگویید.
باید بگویم با آنکه چند اثر در کشورهای دیگر ساختهام، اما هیچگاه مشکلی به وجود نیامده و آنها شرایط مناسب کار و تصویربرداری را برای ما فراهم کردهاند. همانطور که اشاره کردم بخشهایی از ماتادور در کشورهای ترکیه، ارمنستان و قبرس تصویربرداری شد و برای تصویربرداری بخشهایی از شوق پرواز نیز به ترکیه سفر کردیم. در حالی که ما تنها از لوکیشنهای این کشورها استفاده کردیم، بنابراین نمیتوان بر این آثار، عنوان محصول مشترک گذاشت. به عبارتی، ما باید بتوانیم شرایط لازم را برای تولیدات مشترک واقعی به وجود بیاوریم.
ساخت محصولات مشترک با سایر کشورها، در کنار ایجاد روابط فرهنگی، از نظر اقتصادی چقدر میتواند به نفع تهیهکنندگان داخلی باشد؟
خیلی زیاد. معتقدم در کشور ما، جای تولید محصولات مشترک تلویزیونی که بخشی از سرمایه آنها از سوی کشوری دیگر تامین شده باشد خالی است، ضمن آن که با ساختن آثاری از این دست، برنامههای تلویزیون از یکنواختی خارج خواهد شد. چه خوب است تلاشی از سوی مسئولان صورت بگیرد تا ما بتوانیم به شرایط لازم برای انجام تولیدات مشترک با دیگر کشورها دست یابیم. این اتفاق، مزایای متعددی مانند جذب مخاطب بیشتر، افزایش دستمزد عوامل و کاهش هزینههایی که رسانه ملی باید متقبل شود، همراه خواهد داشت.
چرا تاکنون اتفاق مثبتی در این زمینه نیفتاده است؟
تولید چنین آثاری از آنجا که جنبه بینالمللی دارند، باید برای مخاطبان دو کشوری که در حال تولید یک محصول مشترک تلویزیونی هستند، جذاب باشد، بنابراین عموما نمایندگان کشورها بسختی بر سر فیلمنامه به توافق میرسند. این در حالی است که هر کشوری، رویکردهای خاص خود را دنبال میکند. بخشی از علتهای به سرانجام نرسیدن این طرحها، به ممیزیها مربوط میشود که البته با توجه به نزدیکی فرهنگی لااقل در همکاری با کشورهای همسایه و همسو قابل حل است، اما بخش دیگر به هزینهها مربوط است. هر چند کشوری که با آن قرارداد بسته شده باید در سرمایهگذاری یک طرح مشترک دخیل باشد، اما اصولا ساخت اینگونه آثار، عموما هزینههای کلی بیشتری نسبت به مجموعههایی که در کشور ساخته میشود، میطلبد و باید همکاری طرفین این هزینهها را مقرون به صرفه کند.
ارتباط مخاطبان داخلی را با چنین آثاری چگونه ارزیابی میکنید؟
به یقین با تولید آثار مشترک، بخشی از مخاطبانی که کاملا با کانالهای ماهوارهای همراه شدهاند، به سمت شبکههای داخلی بازمیگردند و دیگر مخاطبان نیز با اشتیاق بیشتری پای تلویزیون مینشینند.
سهم شبکههای برونمرزی مانند جامجم و آیفیلم با توجه به تعاملات بینالمللی در به سرانجام رسیدن این طرحها چیست؟
به نظرم تلاش مدیران این شبکهها زودتر به نتیجه خواهد رسید، بنابراین مسئولیت سنگینتری در این زمینه دارند. البته برای تهیهکنندگی اثری با این مختصات هنوز پیشنهادی به من از سوی این شبکهها داده نشده است، اما به نظرم حضور افرادی که در این زمینه رابطههای لازم را دارند، به نتیجه رسیدن این طرحها کمک میکند.
برای رشد و گسترش همکاریهای جهانی در عرصه تولید آثار تلویزیونی چه پیشنهادی دارید؟
باید با برخورداری ارتباطات بینالمللی قوی، مرتب در حال رایزنی با شرکتهای خارج از کشور باشیم. تعامل، رایزنی و داشتن برنامه از سویی و البته در اختیار داشتن فیلمنامه مناسب و واجد استانداردهای لازم برای انجام تولید مشترک با کشورهای خارجی، نخستین گامهایی است که در این راه باید برداشت و به یقین نتایج این تلاشها بسیار مفید خواهد بود. البته نقش تهیهکنندههای متخصص نیز در این زمینه اهمیت دارد، بویژه در ارتباط با شرکتهای جهانی، تعیینکننده است.
مریم احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم