فیلمنامه اثری که تولید مشترک محسوب میشود، باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
برای نوشتن اثری که بخشی از آن خارج از ایران تصویربرداری میشود یا تولید مشترک است، نویسنده باید قبل از نوشتن، لوکیشنها را ببیند؛ اما عموما چنین فرصتی به وجود نمیآید؛ در حالی که انتخاب یا تغییر لوکیشن تابعی از درام است حتی تغییر آن در یک ساختمان باید از نوشته و متن پیروی کند؛ یعنی باید ابتدا نیاز دراماتیک آن احساس شود و سپس آن نیاز را با تغییر لوکیشن برآورده کنیم.
پس قصه باید ویژگی تغییر مکان را در خود داشته باشد، برای نمونه ممکن است داستانی ساده و عاشقانه به تغییر لوکیشن و حضور در کشور دیگری نیاز داشته باشد؛ اما برای داستانی پیچیده، چنین نیازی احساس نشود.
در ایران هم تصویربرداری بخشی از سریالها در خارج از مرزها، تابع چنین قانونی است؟
آنچه در ایران اتفاق میافتد اصلا چنین نیست. معمولا تهیهکننده احساس میکند لوکیشنهای داخلی و... تکراری شدهاند؛ بنابراین با تغییر لوکیشن درصدد ایجاد جذابیت در اثر برمیآید و چون بیشتر در اینگونه کارها نیاز دراماتیک وجود ندارد، خود به خود زیبایی بصری نمیتواند نمود پیدا کند. در این اوضاع و احوال البته باید توجه داشت که مخاطب امروز به انواع وسایل ارتباط جمعی همچون ماهواره و اینترنت دسترسی دارد، دیگر جذب تصاویر و پوششهای ظاهری مانند پالتو، کلاه و کراوات نمیشود. شاید 20 سال گذشته این تصاویر برای مردم جذاب بود، اما این روزها دیگر نمیتوان آنها را با تنوع در پوشش شخصیتها پای تلویزیون نشاند. مخاطب امروز به دنبال قصه و داستان جذاب است، بنابراین آنچه سبب حضور ما در کشور دیگر میشود با آنچه در جهان مرسوم است، تفاوت دارد. در ایران تهیهکننده تصمیم میگیرد خارج از ایران تصویربرداری شود، اما در کشورهای دیگر پای فیلمنامهنویس نیز در میان است.
اگر حضور در کشورهای دیگر تاثیری در افزایش مخاطب ندارد، چرا تهیهکننده حاضر به قبول هزینههای تولید مشترک میشود؟
درباره داستانهایی که به حضور در کشوری دیگر نیاز دارد، بحث نمیکنم، اما به نظرم 95 درصد دیگر قصهها اگر از ایران خارج نمیشدند هیچ فرقی نمیکرد. هرچند تهیهکننده احساس میکند تصویربرداری بخشی از کار در کشوری دیگر پرستیژ دارد. همچنین سود تهیهکننده بخش دولتی درصدی از کل بودجه برآورد میشود، بنابراین هر قدر بودجه بیشتر باشد درصد تهیهکننده هم بالاتر میرود و او پیشنهاد حضور در کشورهای دیگر را مطرح میکند، چراکه بودجه اثر چند برابر میشود. البته باز هم میگویم آنچه میگویم درباره همه آثار نیست و صحبت من درباره کارهایی است که به تغییر لوکیشن نیاز ندارند.
تصویربرداری بخشهایی از سریال در خارج از کشور به معنای محصول مشترک است؟
خیر به هیچ عنوان. ما فقط از لوکیشنهای کشوری دیگر استفاده کردهایم و من تاکنون اثری مشترک میان تلویزیون ما با دیگر کشورها ندیدهام. محصول مشترک به اثری اطلاق میشود که موضوعی فرهنگیـ هنری یا دغدغه مشترک سیاسی و اجتماعی را مبنا قرار دهد و براساس آن به دستمایههای لازم برای تولید اثر تلویزیونی مشترک دست یابد. چنین اثری نتایج ویژهتری به دنبال خواهد داشت و در تولید آن نیز هزینهها کاهش پیدا خواهند کرد. در واقع، با تصویربرداری بخشی از یک سریال در کشورهای دیگر فقط در آن کشورها اشتغالزایی کردهایم بیآنکه سودی حاصل تلویزیون خودمان شود. ضمن آن که چنین اثری را نمیتوان در دیگر کشورها نمایش داد، چراکه موضوع سریال ما، برای آنها جذابیت ندارد. در اینگونه موارد معمولا ما فقط لوکیشنهای آنها را اجاره میکنیم.
دلیل اینکه تلویزیون با وجود تولید سریالهای مختلف و متنوع از شبکههای گوناگون داخلی، محصول مشترکی با دیگر کشورها ندارد، چیست؟
نوع موضوع، فرهنگ و زبان متفاوت را میتوان از دلایل این موضوع دانست، اما دلیل اصلی این است که برای داشتن روابط بینالمللی به افراد آشنا به جریانات بینالمللی نیاز داریم و جای خالی چنین افراد متخصصی احساس میشود.
مریم احمدی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم