در گفت‌و‌گو با دکتر ناصر قاسم‌زاد، روان‌شناس مطرح شد

غفلت از بهداشت روان، زمینه‌ساز جرم

بسیاری از مجرمان بویژه متهمان به قتل بعد از دستگیری ادعا می‌کنند به اختلالات روانی مبتلا هستند، اما جنون یا بیماری آنها کمتر تائید می‌شود. با این حال کارشناسان عقیده دارند اگرچه این افراد بیمار روانی محسوب نمی‌شوند، ولی از اختلالات شخصیتی رنج می‌برند. در گفت‌و‌گو با دکتر ناصر قاسم‌زاد، روان‌شناس، استاد دانشگاه و دبیر انجمن حمایت از بهداشت روان به بررسی نقش اختلالات شخصیتی و روانی در وقوع جرم پرداخته‌ایم.
کد خبر: ۶۲۴۹۲۲

اختلال شخصیت تا چه حد می‌تواند در جرائم تاثیر داشته باشد؟

سلامت روان، در کاهش یا بروز آسیب‌های اجتماعی نقش مهمی دارد. هر اندازه فرد به هنجارهای رایج در جامعه نزدیک‌تر باشد، از سلامت روان‌ بیشتری برخوردار است و کمتر در معرض آسیب‌زدن یا آسیب ‌دیدن قرار می‌گیرد. بنابراین داشتن اختلالات عصبی و شخصیتی می‌تواند زمینه را برای بروز جرم و آسیب ‌زدن به خود و دیگری مهیا کند.

چه اختلالات شخصیتی در مجرمان شایع‌تر است و چرا؟

اگر بخواهیم همه اختلالات را نام ‌ببریم، از حوصله این بحث خارج است و چون اسامی تخصصی است، ممکن است چندان مفید نباشد، اما به طور کلی یک گروه از اختلالات شخصیتی در این زمینه نقش دارند مثلا افرادی که دارای خشم‌های فروخورده‌ای هستند، می‌توانند آن را در جای دیگری بروز دهند. همچنین افرادی که دارای شخصیت ضداجتماعی هستند، پرخاشگرند و به طور ناگهانی با دیگران درگیر می‌شوند. این افراد را بیشتر در درگیری‌ها و جدال‌های خیابانی می‌بینیم، آنها خشم و عصبانیت غیرقابل کنترلی دارند. گروهی از افراد آموزش لازم را برای حفظ آرامش یا برون‌ریزی خشم ندیده‌اند. بنابراین در طیفی از اختلالات شخصیت ما شاهد این هستیم که فردی به علت این‌که بیمار است، هم به خود و هم به دیگری آسیب می‌زند و بهداشت روانی خود و اطرافیانش را مختل می‌کند. البته برخی اختلالات دیگر هم وجود دارد مانند شخصیت‌های سادیستیکی یا شخصیت‌های مازوخیستی که ما این افراد را در جرایم آزار‌ جنسی می‌بینیم.

دلیل ایجاد چنین اختلالاتی چیست؟

در برخی از این اختلالات، ژنتیک نقش دارد و در بخش اعظم این اختلالات، نقش محیط غیرقابل انکار است و نقش اطرافیان در شناسایی این اختلالات و درما‌ن آنها می‌تواند بسیار موثر باشد. نکته‌ای که به آن باید توجه کرد ایجاد بستر رشد طبیعی و بهنجار است و ما باید آن را در خانواده‌ها مهیا کنیم. در چنین بستری فرد وقتی به اختلالی دچار یا کارکرد او بیمارگونه می‌شود، زود شناخته می‌شود. این افراد معمولا شرایط تعاملی‌‌شان با محیط، نا‌بهنجار است و این را در رفتارهای خود بوضوح نشان می‌دهند. در این زمان است که می‌توان این افراد را شناسایی و درمان کرد. طبیعتا نقش خانواده و محیط‌هایی مانند آموزشگاه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها یا ادارات و اماکنی که افراد در آن مشغول کار هستند، در شناسایی این اختلالات می‌تواند خیلی موثر باشد. جای تاکید دارد که این افراد معمولا در رفتارها و تعاملات روزمره‌شان با مشکل مواجه‌اند.

بیماری‌های روانی هم می‌تواند در ارتکاب جرم تاثیر داشته باشد یا فقط اختلالات شخصیتی است که با جرم ارتباط پیدا می‌کند؟

بعضی مواقع مرزبندی اختلالات و بیماری‌های روانی سخت است. از طرفی کسی که اختلال شخصیت دارد، بیمار محسوب می‌شود. البته ما در طبقه‌بندی بیماران روانی به کسی بیمار می‌گوییم که کارکردش کاملا مختل شده باشد،‌ ولی بسیاری از بیماری‌های خفیف وجود دارد که در آن فرد به زندگی عادی خود ادامه می‌دهد، اما در شرایط عادی هم به خودش و هم به اطرافیانش آسیب می‌زند. بنابراین نمی‌توان این موارد را خیلی از هم جدا کرد، اما اگر یک فرد کاملا بیمار و مختل باشد، به درمان‌های دارویی و مراقبت‌های پزشکی نیاز دارد.

آیا نظام سلامت کشور می‌تواند برای پیشگیری از جرم، اقدام موثری انجام دهد؟

صد درصد. اگر به مسائل بهداشت روانی بیشتر توجه کنیم، شاهد آسیب‌های کمتری خواهیم بود و بزه‌های کمتری رخ می‌دهد. بنابراین هرچه میزان سلامت جامعه در بعد جسم و روان بیشتر باشد و آموز‌ش‌ها را افزایش دهیم و از بستر خانواده و جامعه بیشتر مراقبت کنیم، زمینه برای بروز جرم کمتر می‌شود. بخشی از موضوع نیز به سلامت اجتماعی اختصاص دارد که در آن بحث امنیت، هویت، اشتغال و تامین اجتماعی مطرح است. طبیعتا اگر این موارد رعایت شود، می‌تواند مانع از آسیب دیدن و آسیب‌ زدن فرد شود. معمولا بزه‌ها و آسیب‌ها در شرایطی است که نیازهای اجتماعی، شغلی و سلامت افراد کمتر در نظر گرفته می‌شود.

چه مقدار اختلالاتی که باعث ارتکاب جرم می‌شود، ناشی از مصرف مواد مخدر است؟

بخش عمده‌ای از جرایم جوانان به مواد مخدر ارتباط دارد. در کشور ما و بیشتر جوامع در جهان، سن اعتیاد پایین است، از این‌رو بخشی از جرایم به دلیل مواد مخدر و بویژه مواد مخدر صنعتی است که تیرگی شعور و به‌دنبال آن توهم را برای مصرف‌کننده به وجود می‌آورد.

اصولا جرم اول اتفاق می‌افتد و به دلیل تبعات آن فرد دچار اختلال می‌شود یا اول فرد دچار اختلال می‌شود و بعد جرم اتفاق می‌افتد؟

طبیعتا ما ابتدا بستر اختلال را داریم، اما خود جرم می‌تواند اختلالات را عمیق‌تر ، درونی‌تر و بیشتر کند، یعنی آسیب‌پذیری فرد یا به عبارتی شرایط روحی فرد را بعد از ارتکاب هر جرمی عمیق‌تر کند.

با توجه به این‌که دلیل وقوع و تکرار جرم ممکن است اختلال روانی فرد باشد، خانواده‌ها اگر یکی از نزدیکان‌شان مرتکب جرم شد، باید حساس شوند و درصدد درمان برآیند؟

حتما همین‌طور است. در چنین شرایطی خانواده‌ها باید درصدد درمان و مراقبت‌های روان‌شناختی و اورژانس‌های روانپزشکی باشند، چون خیلی مواقع مثلا در خودکشی‌های ناگهانی شاهد آن هستیم که فرد شخصیت حساس و آسیب‌پذیر دارد.

ممکن است بسترهایی که این افراد در آن رشد کرده، پرتنش بوده، زمانی فشار آن‌قدر زیاد باشد که فرد تصمیم غلطی گرفته و آن را عملی می‌کند. با این حال، طبیعتا پیشگیری بهتر از درمان است و باید مراقب این افراد باشیم تا قبل از ارتکاب جرم و بزهی، از مراقبت و اورژانس‌های روانپزشکی برخوردارشوند.

درباره مجرمان چطور؟ آیا مجازات به تنهایی مشکلی را حل می‌کند یا لازم است اقدام دیگری هم انجام شود؟

به هر حال مواقعی که حقی در جامعه ضایع می‌شود و وقایع فاجعه‌آمیزی رخ می‌دهد، باید مجازات اعمال شود، اما در کل وقوع یک جرم بیانگر زمینه مناسب برای مجموعه‌ای از جرایم است. اگر بستر رشد سلامت اجتماعی شهروندان در حوزه جسم و روان تامین و در کنار آن امنیت شغلی، اجتماعی، اقتصادی نیز فراهم شود، آمار جرایم بسیار پایین می‌آید؛ چون به هر حال در جامعه ما مردم به اخلاقیات و هنجارهای اخلاقی پایبند هستند. مشکل از جایی شروع می‌شود که ما نیازها را نمی‌شناسیم یا عدالت به معنای واقعی برقرار نمی‌شود. در چنین شرایطی زمینه‌های قبلی افراد در رشد روانی و اجتماعی‌‌شان، محیط‌هایی که در آن زندگی می‌‌کنند و خانواده‌ها می‌تواند در آسیب‌پذیری فرد تاثیر بگذارد و زمینه ارتکاب جرم را ایجاد کند. البته افرادی هستند که در هر شرایطی مرتکب جرم می‌شوند که این ممکن است به بحث ژنتیک و محیط مربوط باشد، ولی فراوانی جرایم و جرم‌خیز بودن برخی مناطق، نشان‌دهنده بی‌توجهی به مقوله سلامت اجتماعی است.

بررسی وضع روانی مجرمان و تشکیل پرونده شخصیتی برای آنها، ‌می‌تواند موثر باشد و آیا اصولا این کار انجام می‌شود؟

پرونده‌ها به پزشکی قانونی ارجاع داده می‌شود و گروهی روانپزشک بحث سلامت روان افراد را بررسی می‌کنند. ولی این‌که بررسی‌ها در چه بعد و چه شرایطی انجام می‌گیرد، مسئولان پزشکی قانونی باید پاسخ دهند. ما از بحث تشکیل پرونده روانی برای همه افراد جامعه غافل هستیم، ‌همان‌طور که از دوران ابتدایی برای افراد پرونده پزشکی تشکیل می‌شود، بحث بهداشت روانی افراد هم باید مورد توجه قرار بگیرد و در افراد این رغبت ایجاد شود که به‌دنبال تشکیل پرونده و معاینه‌های سالانه باشند. باید مراقبت‌های روانپزشکی را در سبک زندگی مردم وارد و مدارس، ‌دانشگاه‌ها و ادارات را موظف کنیم هر کس در طول زمانی که در آن مرکز است، یک پرونده داشته باشد و هرگاه به جای دیگری رفت، پرونده‌اش نیز به آنجا منتقل شود. اگرچه هنوز این کار در بعد جسمی هم به این شکل انجام نمی‌شود، ولی برای رسیدن به این هدف، این یکی از راهکارهایی است که باید در نظر گرفت.

شاهد حلاج

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها