داستان ببرهای آدمخوار

سالها پیش در نوجوانی صدای رعدآسای ببر بنگال لرزه به اندامم انداخت ؛ صدایی که هنوز در گوشم طنین انداز است. ببربنگال 3 متری در محیطی به اندازه باغ وحش قدیم تهران (روبه روی پارک ملت) با گامهای سریع ، طلب طعمه ای تازه می کرد.
کد خبر: ۶۲۳۸۶

این ببر حتی در زندانی بزرگ در باغ وحش بمبی نیز به نظر با وقار و ترسناک می آمد. این اولین برخورد من با حیوانی به این قدرت و زیبایی بود.
سالها بعد با دیدن زیستگاه ببر مازندران در شبه جزیره میانکاله - نزدیک ساری - جای خالی آن را در بین بوته زارها و درختان وحشی انار منطقه بخوبی احساس کردم ، اما چطور این حیوان کم عقل و با وقار به این سرعت از بین رفت و آیا گربه سانان دیگری هم در معرض چنین خطری وجود دارند؛
آیا انسان قادر است حیواناتی به این قدرت و زیبایی را در کنار خود تحمل کند؛ داستان های بسیاری از کشتار ببرهای مازندران توسط شکارچیان در کتب گذشتگانمان وجود دارد و امروز هم در سراسر دنیا شاهد نابودی تدریجی آنها هستیم.
در یک روز بهاری گرم فروردین 83 پنج مرد نپالی در حال گردش در تپه های زیبا و جنگلی منطقه «سوشوار» بودند. در حالی که از مناظر کوهستانی اطرافشان و رنگ قرمز گلهای بهاری به وجد آمده بودند، صدای غرش ببری آرامش آنها را برهم زد و آنها ببر را ندیدند تا لحظه ای که به دامش افتادند.
در این حادثه دلخراش چهار نفر نپالی از بین رفتند. این بدترین حادثه در تاریخ پارک ملی چیتوان نپال بود. این پارک تا مرزهای جنوبی هند ادامه دارد، اما این ببر نر آدمخوار بسیار جوان بود، مادر و پدرش یک ماه پیش با طعمه مسموم روستاییان کشته شده بودند.
چهار روز بعد ببر جوان کشته شد و روز بعد از آن یک ببر ماده شاید به خاطر محافظت از توله هایش به انسانی دیگر حمله کرد و او را کشت.
در همان روز یک ببر نر پیر با دندان های نیش فرسوده خود و ناخنهای شکسته اش بچه ای شش ساله را از روستایی در اطراف ربود؛ اما این پایان ماجرا در پارک ملی چیتوان نبود و در پارک چیتوان از 1972 میلادی تا قبل از 1979میلادی آدمخواری ببرها ثبت نشده بود.
از سال 1988میلادی همه چیز تغییر کرد. آدمخواری 8برابر شد. بیش از نیمی از این حوادث درخارج از پارک اتفاق افتاد. رفتار ببرها در شکار بسیار جالب است.
آنها طعمه را بی سروصدا دنبال می کنند و سپس در یک لحظه با حمله ای ناگهانی به سمت طعمه یورش می برند و به آن ضربه می زنند، اما پاسخ این که چرا آنها به انسان ها حمله می کنند، برای حفاظت ببرها در پارکهای ملی بسیار مهم است.
در سال 1993میلادی اراضی خارجی از پارک ملی چیتوان اهمیت اقتصادی یافت ، بومیان با استفاده از 750 کیلومتر مربع از این اراضی به دامپروری و زراعت پرداختند. جمعیت ببرهای داخل پارک چند سال بعد افزایش یافت.
شکار بی رویه ببرها برای پوست و استخوان ها کاهش یافت ، اما طعمه های آنها به همان میزان باقی ماند. حیوانات درنده به سوی اراضی روستایی هجوم آوردند تا از دام روستاییان برای سیر کردن خود استفاده کنند.
این پارک که الگوی بسیاری از پارکهای حیات وحش جهان بود، به ناگهان با تلفات انسانی بالای خود موجب نگرانی مسوولان شد. در هند نیز تلفات و آدمخواری ببرها بالا رفت و موجب نگرانی روستاییان و مردم عادی شد.
دلایل متفاوتی در این امر دخیل بودند. بومی ها برای قاچاق چوب به جنگلهای حفاظت شده می رفتند و برخی از آنها دامهایشان را برای چرا به آنجا می بردند و این یعنی وارد شدن به قلمروی سلطان واقعی جنگلهای هند و بنگال! حملات مکرر ببرها به انسان ها همیشه یک علامت هشدار است . بیشتر موارد، حملات برای دفاع از قلمرو و توله هایشان است. ببرها برای خوردن گوشت انسان ها به آنها حمله نمی کنند.
متخصصان معتقدند جمعیت ببرها بسیار آسیب پذیرند و برای بقا نیاز به فضای (قلمرو) کافی دارند و در زمان احساس کمبود فضای کافی دچار فشار عصبی می شود. در نپال و هند ببرها دوست دارند از مناطق حفاظت شده خارج شوند و در مکانهای دیگر انسان ها وارد قلمرو حیوانات می شوند.
در سال 2002میلادی دولت مرکزی مالزی در استان کلانتان همه ببرهای منطقه را تهدید به نابودی کرد. این تصمیم به خاطر حملات مکرر ببرها اتخاذ شد، اما علت آن قطع درختان منطقه (نابودی زیستگاه ببر) و از بین رفتن شکار آنها بود. در روسیه شرق دور جایی که جمعیت مردم بسیار اندک بود و حمله ببرها به انسان خیلی کم و نادر بود، با افزایش جمعیت در 30سال گذشته به طور ثابت آدمخواری ببرها افزایش یافت.
حتی در منطقه سوماترا که آدمخواری تقریبا ناشناخته بود، سه چوب بر قاچاقچی در حال قطع درختان ، تکه تکه شدند. انسان طعمه اصلی ببرها و گربه سانان دیگر نیست.
دانشمندان معتقدند طرز برخورد ما با این گربه سانان بزرگ ، حس رقابت و نبود آینده ای برای آنها نمی توانند دلایل نگرانی و حمله این گربه های بزرگ به انسان ها باشند. آمار می گوید چه در ایران و چه در هر کجای جهان حمله حیوانات درنده به انسان بیشتر در زمان ورود قربانیان به قلمروی حیوانات برای استفاده از منابع طبیعی آن مناطق برده است ، اما ببرها چون بر خلاف شیرهای ماده به تنهایی به شکار می روند بسیار محتاط و ترسو خواهند بود.
اگر کمی به گذشته بازگردیم حمله ببرهای منقرض شده ای چون ببر مازندران (ببر خزری)، ببر برمه ای و یا گونه های دیگری چون ببر سیبری (در معرض خطر انقراض) به انسان ها کمتر ثبت شده و بسیار نادر است.
آنچه در کشورمان ثبت شده همیشه گزارش هایی است که به اشتباه در آن حمله پستانداران دیگر را به ببرهای بیچاره نسبت داده اند، اما سه استثنا در مناطقی از چین (جنوب)، سنگاپور و منچوری وجود دارد.
در اوایل قرن نوزدهم و بیستم میلادی در این مناطق جمعیت انسان ها بسرعت در حال رشد و در عوض جمعیت شکار ببرها (طعمه اصلی) رو به کاهش بود، امروز هیچ کدام از این مناطق شاهد حضور ببرها نیستند (درست مثل کشورمان ایران).
فرض کنیم ببرها در کشته شدن انسان ها مقصر اصلی اند، اما اثبات آن سخت خواهد شد. اگر از خود بپرسیم چرا همه این حملات تنها در یک یا دو منطقه شکل گرفته است. در هند جمعیت ببرها در قرن گذشته به 40هزار قلاده می رسید.
با ورود دولت انگلیس به جنگلهای هند و استفاده از منابع (غارت) طبیعی آن ، طعمه های اصلی ببرها بسرعت توسط انسان نابود می شدند و چون جمعیت ببر مادر منطقه بر انسان ها غالب بودند، آدمخواری در این مناطق افزایش می یافت.
اما افسران انگلیسی و شاهزاده های هندی درست مثل شاهزاده های قاجار با کشتن ببرهای آدمخوار و شاید هم سالم مشکل را نه تنها حل نکردند، بلکه صورت مساله را هم پاک کردند. این روندی غیرعلمی بود، بسیاری از شکارچیان بدون تشخیص ببرهای آدمخوار از دیگر ببرها به شکار آنها می پرداختند.
یکی از مهاراجاهای هندی افتخار کشتن 1100 قلاده ببر را به تنهایی داشت و افسری انگلیسی تنها در یک سال 227قلاده ببر را از بین برد و یا در شبه جزیره میانکاله شاهزاده قاجار به بهانه سرکوب کردن یاغی ها به تنهایی بیش از 20 قلاده ببر را در یک هفته سر به نیست کرد. شاید این شکارها عامل اصلی انقراض نباشند، اما بسیار موثر خواهند بود.
امروزه می دانیم که برداشتن یک ببر اشتباها از جمعیت ببرهای یک منطقه بخصوص اگر آن ببر نر باشد می تواند چه ضربه ای به جمعیت آنها وارد کند. با این عمل بقیه خانواده وارد جنگی دیگر با انسان ها می شوند.
ببرهایی که جابه جا شوند بیشتر احتمال آدمخوار شدنشان وجود دارد. ببرها و کلا بیشتر گربه سانان بزرگ تنها به دو علت به آدمخواری روی می آورند، یک به خاطر تجاوز به قلمروشان و دوم به خاطر فرار از مناطقی که قلمروشان با ببرهای خانواده دیگر در تداخل باشد.
در هند و بنگال ببرهای ماده قلمروی معادل 15 تا 25کیلومترمربع را برای خود اختیار می کنند و در سیبری بزرگترین ببر جهان قلمروی 500 کیلومترمربعی خواهد داشت.
در ایران شاید این قلمرو هفت تا هشت هکتار بوده که نشان از تراکم مناسب و زیاد ببرها در مناطق حاصلخیز مازندران داشته است. جمعیت ببرها به سه دسته تقسیم می شود: اول ببرهای ساکن ، دوم ببرهای جوان و نابالغ و سوم جمعیت ببرهای عبوری (مهاجر).
ببرهای ساکن به قلمروشان بسیار اهمیت می دهند و آنها با به جا گذاشتن ادرار یا مدفوع خود محدوده خود را مشخص می کنند و گاهی آنها با کشیدن پنجه هایشان روی پوست تنه درختان با علامت ، قلمرو خود را به دیگر ببرها اعلام می کنند.
مرگ و میر ببرهای ماده 3 برابر کمتر از ببرهای نر است و نرها اغلب از خانواده دورند، اما یک ببر نر غالب سعی می کند در کنار ببرهای ماده خانواده خود باشد و تنها یک ماه از فصل زمستان آنها توانایی جفتگیری دارند که ببر ماده در این زمان با بویی که از بدنش ترشح می شود، به ببرهای دیگر اعلام آمادگی می کند.
توله ببرها تا 16 ماهگی (درآمدن دندان های نیش کامل) به مادرشان وابسته اند و از 18 ماهگی تا 2 سالگی می توانند در اطراف قلمرو مادرشان به شکار بپردازند.
ببرهای نر شاید سر جفت یابی با یکدیگر درگیر شوند، اما ندرتا بر سر قلمرو با هم نزاع دارند. ظاهرا تجارب دیگر کشورها در نابودی گونه های مختلف گربه سانان برای ما درس عبرت نبوده است ، چون امروز در مناطق حفاظت شده ایران چون سمنان شاهرود و مناطق کویری مثل پارک ملی کویر و مناطق استپی و جنگلی شاهد ناپایدار بودن جمعیت گربه سانان کشورمان هستیم.
به نظر من حتی پلنگ آسیایی نیز در معرض نابودی است. جمعیت ببرها در آسیا بین 5000تا 7000قلاده است که در 16کشور آسیایی زندگی می کنند و تنها 6کشور آسیایی قادر به حفظ این گونه ارزشمند جانوری در آینده خواهند بود.

بهرنگ امین تفرشی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها