دیه‌گو فورلان از خاندان فوتبالی‌اش و از جام‌جهانی 2014 می‌گوید

غلبه بر برزیل، سخت‌ترین کار‌ جام بیستم

رسیدن اروگوئه به دور پایانی جام‌جهانی فوتبال 2014 که با عبور قاطعانه از اردن در مرحله پلی‌آف حاصل شد، پای دیه‌گو فورلان معروف را بار دیگر به مهم‌ترین جشنواره این ورزش و شاید هم تمام رشته‌های ورزشی باز کرد. حقیقت آن است که دیه‌گو از خاندانی می‌آید که دو عضو و بهتر بگویم دو نسل قبلی‌اش در تیم ملی اروگوئه بازی کرده‌اند، اولی پدربزرگ دیه‌گو که خوان کارلوس کورازو فورلان نام داشت و دومی پدرش پابلو فورلان که او نیز پیراهن آبی آسمانی اروگوئه را به تن کرد. شاید کار بزرگ دیه‌گو این بوده باشد که به جای تسلیم شدن مقابل این باور که اجدادش در سطح ملی بازی کرده و کار مهمی انجام نداده‌اند، از حد و حدود آنها هم فراتر رفته و این باور را جا انداخته که نه یک دنباله‌رو صرف اقوامش، بلکه پیشتاز خاندان فورلان‌هاست. به طوری که او در جام‌جهانی قبلی (2010) نه‌ تنها اروگوئه را به رتبه چهارم دنیا رساند، بلکه به لحاظ انفرادی هم آن‌قدر مفید و موفق بود که هم به عنوان ستاره و بهترین بازیکن جام شناخته شد و هم به اندازه آقای گل‌ جام (توماس مولر آلمانی) گل زد. او با این که بعد از انتقال به اینترمیلان ایتالیا و سپس اینترناسیونال پورتوالگره برزیل، رنگ و نمای سابق را طی سه سال اخیر نداشته، ولی هنوز تجربه‌اش بویژه برای دوازدهمین مرتبه شرکت سله‌سته (تیم ملی اروگوئه) در جام‌های جهانی در خرداد و تیرماه سال آینده بسیار به کار می‌آید. بویژه این‌که تجربه حضورش در لیگ برزیل و آشنایی‌اش با شرایط موجود در کشور میزبان جام‌جهانی، می‌تواند سلاحی اضافی در اختیار تیم اسکار تابارز باشد. فورلان در فاصله شش ماه تا برگزاری جام‌جهانی بیستم با مسائل و نکات زیادی در ذهنش کلنجار می‌رود، اما او یک نقطه اتکا در فوتبال کشورش است که یکی از دو قهرمانی‌اش در تاریخ 83 سال برپایی جام‌های جهانی در خاک برزیل و به سال 1950 حاصل آمد. فورلان وظیفه دارد کشورش را به هر شکل از یک چالش سخت بین‌المللی دیگر عبور دهد و وجود ستاره‌های دیگری همچون لوئیس سوارز و ادینسون کاوانی هم در اردوی ملی این کشور مسئولیت‌های وی را در این خصوص کاهش نمی‌دهد.
کد خبر: ۶۲۱۷۰۱

پدربزرگ و پدر شما هم سا‌ل‌ها پیش در سطح ملی برای اروگوئه بازی کرده‌اند.این سنت و عادت از کجا و چگونه می‌آید؟

این که من از چنین خاندانی می‌آیم، در ابتدای راه برای من خوب و نوعی قوت قلب بود. اوایل مطرح شدنم در فوتبال مردم کشورم دائم مرا به خانواده و به‌واقع پدرم نسبت داده و با او قیاس می‌کردند و جالب است بدانید که هم او و هم پدربزرگم همچون خودم با تیم ملی اروگوئه افتخار فتح جام ملت‌های آمریکای جنوبی (کوپا آمه‌ریکا) را داشته‌اند و فکر نمی‌کنم چنین دستاوردی در هیچ خانواده و قاره دیگری یافت شود و خانواده‌ای فوق‌العاده‌ای مانند ما را پیدا کنید. بنابراین، سنت ارزشمندی نسل به نسل به من انتقال یافته است و من باید آن را پاس بدارم. این احساسی است که پدرم هم داشته و هر چقدر من موفق‌تر باشم او نیز حتما خوشحال‌تر خواهد شد.

ظاهرا شما هم مانند دیگر اروگوئه‌ای‌ها به سنت‌ها و عادات رایج در فوتبال کشورتان بسیار بها می‌دهید.

بله. ولی برخی از آن اجبارها و الزام‌هایی است که به نفع تیم ملی و مردم کشورم تمام می‌شود. در زمان برگزاری جام‌جهانی 2010 رنگ پیراهن دوم ما را فدراسیون قرمز تعیین کرد، حال آن که هیچ نشانی از این رنگ در پرچم یا نمادهای کشورم نمی‌‌یابید. مردم نیز منتظر بودند ما ببازیم تا بلافاصله بگویند این رنگ برای ما آمد نداشته است. موضوع را با شرکتی که لباس‌های تیم ملی را تامین کرد، در میان گذاشتم و قرار شد دیه‌گو لوگانو کاپیتان ما برود و صحبت کند و طرح رنگ قرمز را ملغی کند. این کار انجام شد و رنگ دوم ما سفید شد که در پرچم کشورمان کنار رنگ آبی ملایم وجود دارد. ما با آن پیراهن و همچنین لباس اول‌مان که آبی‌رنگ بود، بازی کردیم و با هر دو رنگ برنده شدیم و به رتبه چهارم دنیا رسیدیم. می‌توانید قضیه را به سنت یا هر چیز دیگری ربط بدهید، اما هرچه بوده باشد، برای ما موثر واقع شد و اصرار بر چیزی مخالف آن فقط می‌توانست حساسیت بیشتری را برانگیزد.

شما در دور مقدماتی جام‌جهانی 2010 هم مشکلات عدیده‌ای داشتید و به زحمت صعود کردید، اما در مرحله نهایی درخشیدید و تیم چهارم دنیا شدید. آیا باید انتظار مشابهی را از تیم‌تان با احتساب تولید مجدد معضلات برای اروگوئه در مرحله مقدماتی جام 2014 و صعود فقط از طریق مرحله پلی‌آف داشت و آیا در آوردگاه برزیل هم عالی ظاهر خواهید شد؟

از یک سو مسابقات مقدماتی جام‌جهانی همیشه در منطقه آمریکای لاتین به سبب آشنایی کامل تیم‌ها با یکدیگر بسیار سخت است و تیم‌ها فیزیکی و خشن بازی می‌کنند و اختلاف سطح کار تیم‌ها نیز زیاد نیست و به همین سبب کار ما گره می‌خورد و از سوی دیگر برای ملی‌پوشان اروگوئه آنچه هست اهمیت بیشتری دارد و روحیه‌ساز است،‌ نه مرحله انتخابی جام، بلکه دور پایانی آن است و انگیزه‌ها و جوشش‌های روحی در آن زمان در تیم ما اوج می‌گیرد و همه می‌خواهند کارهای بزرگ انجام بدهند و چنین چیزی هرگز در مرحله انتخابی جام در وجود ما شکل نمی‌گیرد. این که این بار هم در برزیل آن قضیه شکل می‌گیرد یا خیر، از قوه پیش‌بینی هر کسی خارج است، اما وقتی انتظارها از شما زیاد نیست، راحت‌تر بازی می‌کنید و بهتر نتیجه می‌گیرید. در 2010 این‌گونه بود، ولی حالا این طور نیست و همه از ما تکرار کارهای بزرگ گذشته‌مان و چیزهایی فراتر از معمول را می‌طلبند و این یک حالت استرس را بر تیم ما حاکم می‌کند.

هم‌تیمی معروف و زوج‌تان در خط حمله یعنی لوئیس سوارز حاشیه‌های زیادی خلق کرده است. آیا این مساله برای کل تیم اروگوئه مضر نیست؟

اگر خطای هند او را برابر تیم ملی غنا در جام‌جهانی قبلی که آن هم با نیت گل نخوردن ما بود، از محاسبات خود حذف کنید، می‌بینید مشکل‌سازی‌های او بیشتر به سطح باشگاهی بازمی‌گردد. با این حال به عنوان کسی که سال‌ها کنار او بازی کرده‌ام باید بگویم ذاتا آدم درست و خوبی است. گاهی در گرماگرم مسابقات کاری می‌کنید که برخاسته از فشار روحی بازی‌ است و نباید به خاطر آن مذمت شوید. من این را می‌دانم که به دلیل خطای هند سوارز در جام‌جهانی قبلی هیاهویی بپا شد که حتی برای جنایتکاران بزرگ هم نشده بود. تنها کاری که او کرد، دفع توپ با دست از روی خط دروازه ما و در لحظاتی بود که گل خوردن ما محرز بود. این که غنا پنالتی حاصله را هدر داد و بعد ما برنده شدیم، قطعا تقصیر سوارز نبود و برعکس از بزرگ‌ترین اتفاقات و هیجانات جام‌جهانی نوزدهم بود.

این دوره جام در خاک آمریکای جنوبی برگزار می‌شود و این لابد بیشتر به شما که به این منطقه تعلق دارید، کمک می‌کند.

به لحاظ اقلیمی و آشنایی با فرهنگ منطقه بله، اما از نقطه‌نظر خاطرات و شرایط می‌تواند به ضرر ما هم باشد. ما به عنوان کشوری که 63 سال پیش آن شکست تاریخی را به برزیل در فینال جام‌جهانی 1950 تحمیل کردیم و در خاک آنها قهرمان شدیم، از منظر آنها گناهکارانی نابخشودنی هستیم و آنان از آن زمان هرگز به اروگوئه‌ای‌ها با چشمی مثبت نگاه نکرده‌اند و این بار نیز چنین است.

پس هیچ شانسی برای غلبه مجدد بر برزیل ندارید.

مگر این که با 200 درصد(!) توان‌مان بازی کنیم و حریف روز خوبش را سپری نکند. این نه فقط وصف ما، بلکه سرنوشت دیگر رقبای میزبان جام‌جهانی 2014 هم هست. بردن آنها در آنجا نه غیرممکن، اما واقعا سخت است. ما به آنجا می‌رویم که ابتدا بازی‌های دلخواه و نهایت توان‌مان را رو کنیم و آخرین چیزی که به آن فکر می‌کنیم، بازی با میزبان است.

منبع: S.I / مترجم: وصال روحانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها