از ملی شدن صنعت نفت تا ژنو؛ ایرانیان چه خاطراتی از گفت‌وگوهای دیپلماتیک دارند

تاریخ دیپلماسی؛ ترازویی برای سنجش نتایج مذاکره

بعضی مذاکرات خوب در ذهن‌ها می‌ماند. گاهی به برکت کتاب‌های درسی، گاه به لطف آثار هنری و رمان‌ها و شعر و این دست یاری‌رسانی‌ها و گاهی هم به دلیل نتایج محسوس و ملموس آن برای کشور.
کد خبر: ۶۱۹۸۹۱

در تاریخ دیپلماسی از این نوع مذاکرات که گاهی به توافق ختم شده است و گاهی هم جنگ، کم نداریم. برخی می‌گویند شاید اگر توانایی گفت‌وگو در بشر نبود، جامعه انسانی باید تمام عمر خود را صرف نزاع می‌کرد و بس!

در تاریخ خودمان هم مذاکره چندان واژه نامانوسی نیست اما در زندگی روزمره نیز نبود آداب مذاکره می‌تواند گاه فاجعه‌ساز باشد.

با این همه، برخی مذاکرات خاطره‌ای تلخ در ذهن‌ها برجای گذاشته است. مشهورترین‌شان «قرارداد ترکمنچای» است و «معاهده گلستان»؛ همان دوقلوهای پردردسری که هنوز هم نمادی است برای نشان دادن شکست در مسیر مذاکره و وادادن در مقابل فشارها. با این همه، مذاکرات موفق نیز در تاریخ‌مان کم نداشته‌ایم. یکی از معروف‌ترین‌ها، ملی شدن صنعت نفت است که موجی از نهضت ملی شدن انرژی را در منطقه و جهان رقم زد. دیگری، مذاکرات پایان جنگ تحمیلی که سرانجام متجاوز بودن عراق را باوجود مخالفت‌های بسیار، به ثبت رساند. جز این هم بوده است، همچون مذاکراتی که به اخراج روس‌ها از شمال ایران منتهی شد.

شرق‌شناسان، ایرانی‌ها را دارای خلق و خویی مذاکره‌جو می‌دانند، مردمانی با ضریب انعطاف لازم برای مشارکت در فرآیند گفت‌وگو، هرچند با خط قرمزهایی روشن که اگر طرف مقابل درک روشنی از این خطوط قرمز فرهنگی و فکری داشته باشد، احتمالا کار سختی در مسیر گفت‌وگو در پیش نخواهد داشت.

این، البته ظرفیت بالایی است که یک ملت بتواند گفت‌وگو را ابزار تعاملات خود با دنیای بیرون کند، اما سوءاستفاده بسیار برخی کشورها در دوره استعمار، اندک‌اندک شرایطی را رقم زد که مردم ایران شاید بسان بسیاری دیگر از کشورها به انگیزه‌های واقعی مذاکره بدبین شدند و گفت‌وگو از موضع بالا و در قالب امر و نهی را نپذیرفتند.

برای ایرانیان که ملتی با تجربه امپراتوری جهانشمول هستند و از معدود مللی به شمار می‌روند که کشورشان هیچ‌گاه رسما مستعمره نبوده، آسان نیست قبول شرایطی که در آن یک‌ طرف مذاکره بخواهد از موضعی بالا به آنان بنگرد. همین امر، آهسته‌آهسته روند مذاکره را برای مردمان ایران‌ زمین سخت کرد و دیوار بی‌اعتمادی بلندی ساخت که به ‌نظر می‌رسد تخریب آن زمانی طولانی نیاز دارد.

با این همه، ایرانیان هیچ‌گاه به مذاکره «نه» نگفته و درهای گفت‌وگو را نبسته‌اند. حتی در اوج شرایط انقلابی نیز در همین کشور مذاکره تجربه شد و هنوز هم به نتایج آن استناد می‌شود. حتی ایران با دشمنی که هشت سال جنگ را تحمیل کرد هم سر میز مذاکره نشسته، بماند که پیش از این نیز با استعمار پیر هم وارد جدالی حقوقی ـ سیاسی شده و پیروزی را تجربه کرده است.

با چنین پیشینه‌ای می‌توان گفت ایرانیان هرچند بدبینانه، اما موضعی واقعگرا نسبت به مذاکره و گفت‌وگو دارند. مذاکره برای آنان دارای ارزشی منفی نیست، اما تجربه به آنان نشان داده گفت‌وگو از موضع ضعف با آنها که فقط از موضع قدرت وارد مذاکره می‌شوند، نتیجه‌ای بهتر از ترکمنچای و گلستان در بر ندارد.

پس آنها اصل «خودیاری» در نظریه واقع‌گرایی روابط بین‌الملل را مبنای آرمانگرایی تاریخی خود قرار داده و تلاش دارند با تکیه بر ظرفیت‌های درونی پیروزی را در روابط بیرونی رقم بزنند.

این همان اصلی بود که در مذاکرات هسته‌ای نیز مبنا قرار گرفت. مذاکراتی که هرچند تهران بارها اقبال خود به طی شدن مسیر گفت‌وگو را نشان داد و مردم نیز با روی خوش با آن همراه شدند، اما تنها زمانی به نتیجه‌ای محسوس انجامید که طرفین مذاکره اصل برابری را پذیرفته و در برابر حقوق مردم سر فرود آوردند.

ده سال فشار بر کشورمان، هزینه رسیدن به همین موضع برابر و رسمیت یافتن از موقعیت در حوزه روابط بین‌الملل بود که تنها در پی آن پای برگه‌هایی امضا شد که اکنون مهم‌ترین سند رسمیت یافته درباره برنامه هسته‌ای در سطح جهان طی سال‌های اخیر محسوب می‌شود.

حالا چه خاطره‌های بد از مذاکرات تاریخی را به یاد آوریم و چه خاطرات خوب آن را، باید همه این واقعیت را بپذیریم که مذاکره، امروز یک اصل پذیرفته شده در مناسبات بین‌المللی است و چاره‌ای جز روی آوردن به آن نیست.

بنابراین بهتر است به جای تکیه بر انباشت خاطره‌های گذشته نسبت به نتیجه گفت‌وگو، فضیلت‌ها و رذیلت‌های ناشی از آن، شرایط کشور را به‌گونه‌ای ‌سامان دهیم که حتی تصوری کمرنگ از بیم و هراس نسبت به فرجام مذاکره به ذهن متبادر نشود. یعنی همان ساخت درون برای اثرگذاری بر روابط بین‌المللی که به دست نمی‌آید مگر با خودباوری واقع‌بینانه و همت جهت رشد و توسعه کشور.

اکنون که مذاکرات ژنو بار دیگر نشان داد که معنای هر مذاکره‌ای سازش نیست و نمی‌توان هر مذاکره‌کننده‌ای را هم با چوب سازشکاری راند، باید با نگاهی دوباره به تاریخ دیپلماسی به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه می‌توان مذاکره‌کنندگانی خوب تربیت کرد و چطور می‌توان زمینه گفت‌وگو را چید تا منافع ملی در آن بازیچه خیال خام عده‌ای در این سو و آن سوی جهان قرار نگیرد. منافعی که اولا ملی است و نه شخصی و گروهی، ثانیا عینی است و نه وهم و شعار و بلندپروازی و ثالثا روشن و شفاف است و نه تنیده با حدس و گمان رویایی؛ و تنها از دریچه تعریف این منافع و تدبیر برای رشد مذاکره‌کنندگانی موفق است که می‌توان در جهان پیچیده امروز همچنان منادی گفت‌وگو بود و امیدوار به پیروزی در میدان مذاکره.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها