در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به محض این که در را باز کرد و وارد پذیرایی شد با صحنهای دلخراش مواجه شد. صغری و دخترش به طرز وحشتناکی به قتل رسیده بودند. زن جوان جیغ بلندی کشید و خودش را به کوچه رساند و شروع به فریاد کرد. بدنبال داد و فریاد وی، همسایهها خود را به او رساندند و یکی از آنها به محض اطلاع از ماجرا با پلیس تماس گرفت. لحظاتی نگذشته بود که کارآگاهان جنایی پلیس آگاهی شهرستان نمین واقع در استان اردبیل خود را به محل رساندند.
آغاز تحقیقات
زن جوانی ساعت 5 بعدازظهر سیو یکم فروردین امسال با مرکز فوریتهای پلیسی 110 تماس گرفت و از مرگ همسایهاش خبر داد. با اعلام خبر بلافاصله اکیپی از ماموران اداره آگاهی و بازپرس ویژه قتل شهرستان نمین وارد عمل شدند و تحقیقات خود را در این رابطه آغاز کردند. آنها با ورود به خانه با جسد زنی مسن و زنی با سن تقریبی 50 سال مواجه شدند. قربانیان این پرونده با ضربات چاقو به قتل رسیده بودند. بعد از تحقیقات مشخص شد زن مسن که صغری نام داشت به همراه دخترش از مدتها قبل به تنهایی در این خانه زندگی میکردند. وقتی بازجوییها از زن جوانی که جسد مقتولان را پیدا کرده بود، آغاز شد، او به ماموران گفت: «صغری و دخترش به تنهایی در این خانه زندگی میکردند و اهالی محل نیز از این موضوع با خبر بودند. هیچوقت آزار این مادر و دختر به در و همسایه نرسید. چون صغری پیر بود خیلی دیر به دیر از خانه بیرون میآمد. کسی هم نبود که به آنها سر بزند.»
زن جوان ادامه داد: «ساعاتی قبل برای خرید از خانه بیرون رفتم که ناگهان متوجه در نیمه باز خانه آنها شدم. تا به حال سابقه نداشت در خانه آنها باز باشد. همین موضوع شک مرا بهوجود آورد. چند بار صغری و دخترش را صدا زدم، اما جواب ندادند. وارد خانه که شدم اجساد آنها را دیدم. نمیدانم چه کسی این بلا را سر آنها آورده است، اما چیزی که نظرم را جلب کرده النگوها و طلاهای صغری و دخترش است. آنها همیشه با خودشان طلا داشتند، اما در زمانی که جنازه آنها را دیدم به نظرم هیچ طلایی به همراه نداشتند.»
پیچیده تر شدن معما
صحبتهای زن جوان برای رازگشایی از این جنایت کمکی به پلیس نکرد. در ادامه تحقیقات مشخص شد در ورودی خانه سالم است و عامل یا عاملان جنایت از طریق دیوار وارد حیاط شده و سپس داخل ساختمان رفتهاند. با این حساب متهم یا متهمان این پرونده با قربانیان آشنایی نداشتند و مهمانان ناخوانده بودند. رئیس پلیس آگاهی اردبیل در این رابطه میگوید: «طبق تحقیقات صورت گرفته از همسایهها و بررسی خانه مشخص شد عامل یا عاملان این جنایت، پس از ورود به خانه و قتل مادر و دختر، طلاهای آنها را به سرقت بردهاند. طبق تحقیقات متخصصان بررسی صحنه جرم آنها از روی علمک گاز وارد حیاط خانه مقتولان شده بودند و این مساله از ارتکاب جنایت توسط افراد ناشناس حکایت داشت. به این ترتیب انگیزه عاملان این جنایت معلوم شد. آنها هیچ خصومتی با مقتولان نداشتند و فقط برای سرقت وارد خانه شده بودند و احتمالا برای آن که از سوی مادر و دختر شناسایی نشوند آنها را به قتل رساندند.»
سرهنگ عالیزاده ادامه میدهد: «با توجه به حساسیت موضوع بررسیها ادامه داشت و دو مظنون نیز در این رابطه دستگیر شدند، اما مشخص شد آنها در این جنایت هیچ نقشی نداشتند و در زمان وقوع حادثه در محل دیگری بودند. با آن که احتمال جنایت به خاطر خصومت شخصی بسیار کمرنگ بود با این حال این شاخه از تحقیقات نیز مورد رسیدگی قرار گرفت، اما تفحصها در این زمینه با بنبست مواجه شد، چرا که مادر و دختر با هیچ شخصی مشکل نداشتند. تمامی جوانب امر سنجیده شد و در بررسیها به سرنخی رسیدیم و مطلع شدیم دو سال قبل از خانه این مادر و دختر سرقت شده بود. سه مرد به اتهام این سرقت بازداشت شده بودند، اما در تحقیقات صورت گرفته مدرک مستدلی که بتوان بواسطه آن، افراد دستگیر شده را محکوم کرد بدست نیامده بود.»
سرنخهایی از عامل جنایت
سه متهمی که دو سال قبل به اتهام سرقت از خانه مادر و دختر بازداشت شده بودند منکر این جرم شدند و توانستند برگه آزادیشان را به دست بیاورند. به این ترتیب راز سرقت از خانه صغری و دخترش پنهان باقی ماند. سرانجام این فرضیه از سوی کارآگاهان جنایی مطرح شد که عاملان سرقت دو سال قبل ممکن است در این سرقت خونین نیز نقش داشته باشند. طبق مستندات پرونده سرقت دو سال قبل متهم اصلی مردی به نام سیروس بود.
سیروس سی ساله، ساکن شهرستان کرج و متولد یکی از روستاهای شهرستان نمین بود و به همین دلیل هر چند وقت یکبار به نمین و شهرهای اطرافش مسافرت میکرد و گاهی نیز در این شهرها مشغول به کار تعمیر سقف خانهها میشد. رئیس پلیس آگاهی استان اردبیل میگوید: «با توجه به این که احتمال داشت سیروس در این جنایت نقش داشته باشد اکیپی از کارآگاهان مبارزه با جرایم جنایی با هماهنگی مقام قضایی برای دستگیری متهم راهی کرج شدند. سیروس در خانه حضور نداشت و خانوادهاش مدعی بودند او در کرج نیست و چند وقتی است که وی را ندیدهاند. طبق اظهارات خانواده سیروس، این مرد چند روز قبل از کشتهشدن مادر و دختر خانه را ترک کرده و دیگر بازنگشته بود. در نهایت با ردزنیهای پلیسی و تحقیقات شبانهروزی سیروس بازداشت شد.» از سویی دو همدست دیگر این مرد که در سرقت قبلی شرکت داشتند به اداره آگاهی احضار شدند، اما مشخص شد آنها در زمان وقوع جنایت در محل دیگری حضور داشتند و در این قتل بیگناه هستند. با دستگیری سیروس او به اداره آگاهی انتقال یافت و در رابطه با دو جنایات از او تحقیق شد، اما متهم جوان جنایت را انکار و ادعا کرد هنگام وقوع حادثه در محل دیگری بود و اصلا به خانه مقتولان نرفته است.
ادله و شواهد
سرهنگ عالیزاده ادامه میدهد: «مدارکی که در دست بود حکایت از آن داشت که سیروس در این جنایت نقش دارد. نخست آن که متهم در زمان وقوع جرم در کرج نبود. از سویی شاهدانی در پرونده بودند که سیروس را در شهرستان محل حادثه دیده بودند، در حالی که او مدعی بود در آن بازه زمانی در شهر دیگری حضور داشت و سومین مدرک که از همه مدارک محکمتر و معتبرتر بود وجود زخمی در کفدست متهم بود. از زخم مورد نظر نمونهبرداری شد و متخصصان پزشکی قانونی در آزمایشهای خود اعلام کردند زمان ایجاد زخم مصادف با زمان جنایت است. زخم بواسطه برش شیء نوک تیز مانند شیشه بوجود آمده بود. این در حالی بود که داخل خانه قربانیان نیز شیشه شکسته شده بود و این مساله حکایت از آن داشت که متهم زمان جنایت با مقتولان درگیر شده است.»
با توجه به مدارک موجود در پرونده، با آن که متهم اعتراف صریح به جنایت نداشت، کیفرخواست سیروس به اتهام قتل زن مسن و دخترش صادر شد و این مرد به زودی در دادگاه کیفری استان اردبیل پای میز محاکه میرود تا به اتهام قتل عمد برای او حکم صادر شود.
مرجان رضایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: