همین است که فصل پاییز و زمستان فصل عشاق طبیعت گرد است اما نکتهای که درباره سفر در این دو فصل مطرح است، تغییر مقصدهای سفر است. این بار مسافران سعی میکنند به جای طبیعت شمال راهی جنوب شوند تا حداقل از سرمای طاقتفرسای زمستان شمال ایران خلاصی داشته باشند. هرچند اینمورد مدتهاست میان اهالی سفر مهجور مانده چرا که زیرساختهای گردشگری در جنوب بسیار کمتر از شمال ایران است (و این بدیهی است چرا که مقصد اول سفرهای ایرانیان استانهای شمالی است) دوم اینکه بسیاری از جاذبههای جنوب ناشناخته و بکر مانده اند و خوب معرفی نشدهاند. به عنوان مثال اگر از خانوادهای درباره جاده اسالم به خلخال بپرسید شاید با ذکر جزئیات درباره این جاده توضیح داشته باشد اما اگر از جاده رویایی چابهار به بریس بپرسید، چیزی دستگیرتان نشود.
اما محدودیتهایی که گردشگری جنوب با آن روبه روست از این فراتر است و مهمتر از این عوامل میتوان به محدودیت منابع و امکانات در دسترس برای گردشگران اشاره کرد.
به عنوان مثال هم اکنون مهمترین سرمایهگذاری صورت گرفته در منطقه جنوب ایران در مرحله نخست در جزیره کیش و پس از آن در جزیره قشم و ساحل چابهار است و این یعنی محدودیت گستردهای که بر چرخه معیوب موجود میافزاید، در حالی که باتوجه به پراکندگی تنوع طبیعی در این منطقه نیاز است این امکانات در سایر مناطق نیز مهیا شود.
در کنار این عوامل، دوری از مناطق پرجمعیت و شمال کشور نیز مزید بر علت شده است. بهعنوان مثال، فاصله تهران تا بندرعباس، بوشهر یا حتی اهواز زیاد است و مسافران را با مشکلات زیادی روبهرو میکند. در کنار این محدودیتها، ضعف امکانات مانند نبود دسترسیگسترده به قطار نیز از دیگر مشکلات است.
هماکنون تنها از طریق خطآهن تهران ـ بندرعباس میتوان به منطقه خلیجفارس سفر کرد که حتی اگر گردشگری بخواهد از بندرعباس تا جزیره کیش به صورت دریایی سفر کند، تقریبا ناممکن است.
از سوی دیگر سفر هوایی نیز به دلیل هزینه بسیار بالا، برای برخی خانوادهها اقتصادی نیست و به همین دلیل خانوادهها کمتر گزینه سفر به جنوب را در سبد سفر خانوار خود وارد میکنند.
اما آیا گستردگی مشکلات به حدی است که نمیتوان بر آن چیره شد و جنوب را به یکی از اصلیترین مسیرهای گردشگری تبدیل کرد؟ تا به حال به این نکته اندیشیدهاید چه زیباست روزی که هر ایرانی حداقل یک بار دور جزیره زیبای هرمز را با دوچرخه رکاب بزند یا با پای پیاده رنگینکمان خاکهای آن را به نظاره بنشیند؟!
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم